<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112</id><updated>2012-02-10T15:21:29.819-08:00</updated><category term='رهبری'/><category term='عراق'/><category term='اعتراض مردم'/><category term='تفسیر رویا'/><category term='علمی'/><category term='اسلام'/><category term='دین'/><category term='شعر'/><category term='محیط زیست'/><category term='سرکوب'/><category term='چکیده'/><category term='تحریم بنزین'/><category term='کوبا، فلسطین، نامجو، دیپلماسی خارجی'/><category term='اصلاحات'/><category term='سرکوب، تجاوز'/><category term='کروبی'/><category term='دولت'/><category term='افغانستان'/><category term='قرآن'/><category term='بحران جهانی'/><category term='عکس'/><category term='احمدی نژاد'/><category term='ادبی'/><title type='text'>چشم سبز: جنبش هویت‌طلبی ایرانیان به کجا می‌انجامد؟</title><subtitle type='html'>آیا فرهنگ غرب قادر است روح بلند ایرانی را در خود هضم کند؟ قرآن برای عرب زمان محمد و ایرانی امروز نازل شده است. بیایید تا روح ایرانی را از ورای کالبد علی و حسین ببینیم و فرهنگمان را بر سنگ‌های افتخار ایرانی بنا کنیم. حکیم فردوسی برای امروز ایران بود که حماسه بلند مردانگی‌اش را سرود. می‌کوشم تا ناسوده‌های لغل قرآن را تراش داده و دین را فارغ از معصیت سنت بازخوانی کنم.</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>76</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2523759995892056125</id><published>2009-09-29T13:17:00.000-07:00</published><updated>2009-09-29T13:32:38.284-07:00</updated><title type='text'>بعضی وقت ها باید درنگ کرد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;این روزها عکاسی را جدی گرفته ام. عکاسی نگاهم را عوض کرده است. دوباره دارم همه چیز را بررسی می کنم. الان که داشتم نظرات را می خواندم دیدم ناشناس عزیز چیزهایی نوشته، خارج از حقیقت نیز نبود. البته نه کاملاً، رویاها دو دسته اند. یک دسته آن ها که نابخود می آیند و حامل نمادی مرتبط با موضوع اند. مانند رویاهایی که در قرآن ذکرشان رفته. نوع دیگر از آن دسته اند که من بسیار به آن پرداختم و حاصل تعمد در رویابینی هستند. این قبیل رویاها، فراتر از ردی که در فنجان قهوه می افتند نیستند. بله، ناشناس راست می گفت، اینجا را. اما، رویاهای غیرعامدانه ای که دیده ام کم نبوده اند و همه نیز مصداق داشته و رخ داده اند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;پیشتر گفته ام دو سال پیش در کنار پل گیشا کوهی را دیدم که شبیه نقشه های ماهواره ای هواشناسی بود و بر آن رگه های نازکی از برف دیده می شد. تعبیر چنین رویاهای هم آسان است و هم ارتباط آن با موضوع مشخص. رویا حکایتگر خشک سالی و کم بارشی بود. رگه های برف نازک یعنی فقدان و شباهت کوه به نقشه های ماهواره ای خود هویتی روشن داشت. و البته آن سال که تهران برف سنگینی نیز به خود دید از کم باران ترین سال های کشور بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;از این دست رویاها بسیار دیده ام. نمونه دیگر مربوط به صبح جمعه ای است که خامنه ای سخنان خود برای کوفتن موج سبز را بر زبان آورد و آن صبح دم دست های تیره اژدهایی را دیدم که جدار تخمی را شکافت و زاده شد و ما دیدیم که نفرت و خشم در پس سخنان رهبر چگونه به پا خاست و امثال نداها را به خاک و خون کشید. بگذریم، دارم خودم را دوباره پیدا می کنم. دارم، می فهمم که حدود آزادی چقدر وسیع است و سنت ها چقدر در هم کوبنده و دارم شکل دوباره نگاه را می آموزم. هر زمان شد، حرفی برای گفتن داشتم، می نویسم. بخت یار همه باد :)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2523759995892056125?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2523759995892056125/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2523759995892056125&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2523759995892056125'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2523759995892056125'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_29.html' title='بعضی وقت ها باید درنگ کرد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-7619840603682954531</id><published>2009-09-17T16:24:00.000-07:00</published><updated>2009-09-17T16:25:09.352-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب'/><title type='text'>رویابینی درباره راهپیمایی روز قدس</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در راهپیمایی روز قدس باید انتظار چه را کشید؟ در این رابطه به رویابینی پرداختم. الان ساعت حدود 4 بامداد است. رویاهای زیر را دیدم:&lt;br /&gt;• سه رخ چپ لاکپشت پیری را دیدم که با نگاه رو به جلو و شاید نوعی دلواپسی و انتظار، جلو می‌رفت. بخشی از گردن و لاکش نئونی رنگ بود.&lt;br /&gt;• دهان پیر لاکپشتی محکم چیزی را گرفته بود.&lt;br /&gt;• چهره‌ای درنده و خنجر تیزی که رو به پایین در دست گرفته شده بود.&lt;br /&gt;• شیر آب معلومی که متصل به سه لوله متقاطع و قطور بود.&lt;br /&gt;• صندلی تخم‌مرغی شکلی که چرخید و فردی بچه سال نما با جدیت بر آن نشسته بود.&lt;br /&gt;معتقدم لاکپشت می‌تواند اشاره به کروبی و جناح او داشته باشد که هرچند کهولت را نشان می‌دهد، اما در عین حال عزم جزم و پای فشردن و اصرار در هدف را نیز می‌توان در آن دید.&lt;br /&gt;چهره درنده نیز نمایشگر آمادگی به درگیری و زد و خوردی است که عصبیت و نابردباری پدید آورنده آن است و احتمالاً رای نیروهای سرکوب برای ادامه راه گذشته را نشان می‌دهد. شاید این بار کمی بی‌رحمانه‌تر.&lt;br /&gt;شیر آب نیز فضا و فرصتی را اشاره دارد که آمادگی حضوری متراکم را فراهم می‌آورد. آیا روز قدس جمعیتی بزرگ حاضر خواهند شد؟ میان فرصت و بهره‌بردن از آن فاصله‌ای وجود دارد. راهپیمایی روز قدس امکان را به درستی برای حضور گسترده فراهم آورده؛ اما این که مردم حاضر شوند، مسئله دیگری است.&lt;br /&gt;پسرنمای مصمم شاید حکایتگر خام‌رفتاری سرکوب را نشان دهد که بی‌توجه به شرایط آن گونه که هست حضور می‌یابد. او بر جای خود نشسته و حاضر به تغییر رویه نیست.&lt;br /&gt;اما، پرسش صریحی که مطرح کردم: اصلاح‌طلبان به چه نتیجه‌ای می‌رسند؟&lt;br /&gt;• سه رخ چپ زن میان سال و درشت جثه‌ای که با جدیت رو به جلو نگاه می‌کرد و لباسی یقه گرد پوشیده بود و تاکید رویا روی گردن معلومش بود. حالتی تهیج شده و در عین حال تهدیدآمیز داشت.&lt;br /&gt;• والی با دندان‌های تیز و نئونی رنگ سر از آب بیرون آورده و چیزهایی شبیه طناب یا چوب را به دندان گرفته بود.&lt;br /&gt;این دو رویا به صراحت نشان می‌دهند، نیروهای پخته و میان سال اصلاحات برای اعتراض و تاکید بر آنچه صحیح می‌دانند، با قوت ظاهر خواهند شد. این چنین حضوری می‌تواند ثمربخش باشد و شرایط را تا حدودی تغییر دهد.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-7619840603682954531?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/7619840603682954531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=7619840603682954531&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7619840603682954531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7619840603682954531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_17.html' title='رویابینی درباره راهپیمایی روز قدس'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4440203995318563400</id><published>2009-09-16T03:41:00.000-07:00</published><updated>2009-09-16T03:42:52.465-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رهبری'/><title type='text'>حکومت ایران از سقوط‌های بزرگ تاریخ درس بگیرد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;سختی امرار معاش آدم را گرفتار می‌کند. حتی دلمشغولی این قضیه نیز انرژی را به تحلیل می‌برد. یکی از تکالیف هر حکومتی منطقی سازی فضای کار و کسب است تا آدم‌ها با چشم‌انداز روشنی، فکرشان معیوب هزار اما و اگر نباشد.&lt;br /&gt;این مقدمه برای رویایی بود که امروز صبح پیش از برخاستن دیدم. فضایی شبیه حاشیه باند فرودگاه زاهدان در دو سه دهه پیش را مشاهده کردم که احمدی‌نژاد با کاپیشن طوسی رنگی با چهره‌ای بشاش در آن پیش می‌آمد.&lt;br /&gt;امروز در میان تیتر روزنامه‌ها فرمان ریاست جمهوری برای خودکفایی بنزین را خواندم. احساس می‌کنم شرایط کشور به وضعیت بسیار نگران کننده‌ای نزدیک می‌شود. نمی‌دانم دولتمردان کشور کمی نمی‌‌اندیشنند، فکر نمی‌کنند و از تاریخ درس نمی‌گیرند؟!&lt;br /&gt;نزدیک به 60 سال پیش هیتلر با عدم تشخیص تغییر شرایط و با بستن چشم خود باعث پدید آمدن شکست فاجعه‌آمیزی برای آلمان شد. او فرصت‌های زیادی برای صلح از موضع قدرت و در روزهای پایانی صلح با حفظ تمامیت سرزمینی را داشت؛ اما، ندید و اطرافیان وحشت‌زده نیز نخواستند تا ببیند. امواج غول‌آسای ماشین جنگی متفقین سرتاسر آلمان را درنوردید و آن کشور را برای دهه‌ها به دو پاره تقسیم کرد.&lt;br /&gt;چشم فروبستگی در برابر شرایط را در حکومت گورباچف نیز دیدیم. قدرت رعب‌انگیز شوروی سوسیالیستی چه سهل و آسان فرو ریخت و در هم شکست. شکل مانیتوری چنین رو دست خوردن‌هایی از تاریخ را در قضیه عملیات فروغ جاویدان مجاهدین خلق نیز تجربه کردیم. آن‌ها پیش تاخته بودند تا یک سره تا قلب تهران بیایند. عجب، اشتباهی؟!!&lt;br /&gt;اکنون حکومت ایران نیز در سرسره تاریک بحران هسته‌ای، خود و ملت ایران را به لبه‌های دهشت‌ناک آنارشیسم و فروپاشی سوق می‌دهد.&lt;br /&gt;تفسیر آن رویا چیزی بیش از این نیست. در فضای محدود امکانات خود را مسلط بر همه‌چیز دیدن، جز باختن ثمره‌ای به همراه ندارد. آیا عقلای جناح راست، خردمندی خود را از کف داده‌اند؟ آیا رهبری نمی‌بیند، ایرانیان در بزنگاهی از تاریخ حیات قرار گرفته‌اند، که چشم‌هایشان به آن سوی دیوار دوخته شده و برای چنین ملتی خالی کردن بیشتر جیب‌ها و افزایش فشارهای معیشتی می‌تواند حکم کاتالیزور انفجار آشوب‌های گسترده اجتماعی را داشته باشد؟ آیا با نهایت بیست یا سی‌ هزار نیروی ضد شورش می‌توان با آشوب‌هایی که هر یک روز یک بار در نقطه‌ای رخ خواهند داد، در افتاد و آن‌ها را مهار کرد؟&lt;br /&gt;سیم اینترنت کشور را قطع کنید، دیش‌های ماهواره‌ای را جمع کنید، رادیو‌ها را خاموش کنید و ملت را به شرایط سی سال پیش باز گردانید. خودتان خوب می‌دانید که نمی‌شود و نمی‌توانید. ملت و قشرهای اجتماع تا حدی تحمل کرده و منفعت طلبانه خود را کنار می‌کشند، زمانی که معیشتشان به خطر افتد، زمانی که با بحران بنزین و «زنجیره بحران‌های تورمی» روبرو شوند، دیگر کار از کار گذشته و آن روز چه دورست سایه آرامش برای کشور ما.&lt;br /&gt;کمی درنگ کنید، کمی بیاندیشید، کمی بر عصبیت ذهن‌هایتان چیره شوید، امروز فقط و فقط بخشی از بدنه سپاه پشت سر شماست. فردا که روحانیت در برابر شما ایستاد، آن روز چه خواهید کرد؟&lt;br /&gt;دو سه روز پیش لحظه‌ای شمایی شبیه کروبی را دیدم که دستی می‌خواست او را بکشد و ببرد. او با تغییر مخالفت کرد و سپس چهره خمینی را دیدم که نمد سفیدی بر سر داشت. بر صندلی‌ای نشسته بود و با ناراحتی سرش را به جانب راست و پایین چرخاند. این‌ روزها روحانیت هنوز در فقدان تصمیم‌گیری قرار دارد، ولی فردا زمانی که شما از جامعه فاصله‌ای به اندازه فرسنگ‌ها یافتید، روحانیت نیز ناگزیر است میان شما با اعتقادات و مردم یکی از دو سو را انتخاب کند، که بدنه اصلی روحانیت ناگزیر است، باورهای چند صد ساله و توده‌های مردم را بر گزیند. از چنان گیرگاهی دوری کنید، از فسادی که شیطان میان دل‌هایتان انداخته، چهره پس بکشید و برای مردمی که دوستشان دارید، راه صلاح را پیش بگیرید.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4440203995318563400?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/4440203995318563400/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=4440203995318563400&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4440203995318563400'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4440203995318563400'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_16.html' title='حکومت ایران از سقوط‌های بزرگ تاریخ درس بگیرد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3245768060212990707</id><published>2009-09-13T09:09:00.000-07:00</published><updated>2009-09-13T09:13:04.954-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رهبری'/><title type='text'>نامه‌ای برای خامنه‌ای</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;الان که متن نامه را تایپ می‌کنم، به ذهنم افتاد، قبل از شروع استخاره‌ای به قرآن بگیرم. ببینیم چه می‌آید:&lt;br /&gt;سوره فصلت آمد،‌ آیه 39  و 40:&lt;br /&gt;و از آیات او این است که تو زمین را پژمرده بینی، آنگاه چون بر آن، باران فرو فرستیم، جنبش یابد و رشد کند، بیگمان کسی که آن را زنده گردانده اوست که زندگی بخش مردگان است. او بر هر کاری تواناست/ بیگمان کسانی که در آیات ما کژاندیشی می‌کنند از ما پوشیده و پنهان نیستند؛‌آیا کسی که در آتش افکنده شود بهتر است یا کسی که در روز قیامت ایمن آید؛ هرچه می‌خواهید بکنید، او به آنچه می‌کنید بیناست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خامنه‌ای عزیز، در این نامه هر نوع لقبی را کنار گذاشته‌ام؛ چون می‌خواهم ساده و صمیمی برایت بنویسم. آدم زمانی که با خدای خودش هم صادقانه حرف می‌زند، حالت خودمانی می‌گیرد و به شکلی حضرتش را «تو» خطاب می‌کند. امروز می‌خواهم برایت به عنوان یک فرزند بنویسم. این مهم نیست که یک کارگر ساده باشم یا یک کارشناس ارشد یا یک خبرنگار؛ به عنوان یک شهروند، به عنوان کسی که شاید از جان تو آفریده می‌شد، برایت می‌نویسم. فکر نمی‌کنم این نامه را بخوانی، شاید یک روز خواندی، شاید روزی که خشم و گرفتگی را از خود دور کردی و برای بچه‌ها کلاه نوروز به سر گذاشتی و خندیدی، شاید آن روز این نامه را هم خواندی. مطمئن باش خوشحال می‌شوم.&lt;br /&gt;پدر عزیزم، من یک رویابین هستم، به همه می‌گویم خدا اینجاست. وقتی این را می‌گویم، نفرتم خشک می‌شود و می‌شکند. پدرجان، سال‌هاست اصطلاحی هر از گاه در ذهنم می‌نشیند و فکرم را به خود مشغول می‌کند. برای من که با نشانه‌ها و اشارات خدا آشنا هستم، نوعی پارادوکس ایجاد کرده که سر از معنی آن در نمی‌آوردم. خوشبختانه امروز برای لحظه‌ای زاویه دیدم عوض شد و معنی را فهمیدم.&lt;br /&gt;آن اصطلاح حیرت‌انگیز از دو کلمه ساده بیشتر تشکیل نشده است: «عصر شوگان!»&lt;br /&gt;با خود می‌اندیشیدم یعنی چه؟! ولایت مطلقه یک شهروند بر شهروندان چه معنایی دارد؟ ولی این واژه با من حرف می‌زد. اشتباه روشنفکران ایرانی و مفسران خارجی در این است که بر مبنای اصول رایج به تحلیل حکومت شما می‌نشینند؛ در حالی که بنیان این حکومت بر اساس مفاهیم قدیم شکل گرفته است: فرمانبرداری از شوگان، سرسپاری محض در برابر مقام ولایت.&lt;br /&gt;مهم این نیست که ولی خامنه‌ای یا هر نام دیگری داشته باشد، مهم این است که او ولی و اطلاعت از او واجب است.&lt;br /&gt;اما، پدر مهربانم، با خود اندیشیدم شوگان بودن اصلاً چیز خوبی نیست. شوگان بودن دایره انتخاب و آزادی را از شهروندان می‌گیرد. شوگان معنای خطرناکی است که بین شما و مردم فاصله می‌اندازد و فرزند کوچکتان هیچگاه شجاعت آن را پیدا نمی‌کند که بزرگ شود.&lt;br /&gt;پدر جان، اگر من اجازه تن به آب زدن نداشته باشم، هیچگاه شناگر ماهری نمی‌شوم. اصلاً شنا را نمی‌آموزم. در حوزه زندگی نیز اگر ولایت من به خودم سپرده نشود، چگونه می‌توانم لیاقتم برای فرمانروایی بر سرزمین زندگی‌ام را بیاموزم و اثبات کنم؟&lt;br /&gt;پدر عزیزم، با پاشیدن بذرهای نفرت جز جمجمه‌های شیاطین از خاک نمی‌رویند. ابراهیم به ما آموخته مهربانی پیشه کنیم و علی به ما آموخته با کودک جامعه همراه شویم تا بزرگ شود و راه خود را انتخاب کند. بدی امت علی این بود که معاویه را برگزیدند؛ اما آن‌ها حق انتخاب داشتند.&lt;br /&gt;پدر خوبم، چیزهای خوبی دارد فدا می‌شود. شیطان دارد بین من و شما را بهم می‌زند تا اسلام زیبا هیچگاه از حجاب سنت خارج نشود. وقتی اسلام همه شرع است، تمدن غرب نیز گستاخ و نیرومند باقی می‌ماند. ما پرنده‌ای شکسته بالیم و آنان شیر بیشه.&lt;br /&gt;پدر جان، امروز جمع زیادی از شهروندان رانده شده‌اند، چقدرشان را می‌توان ساکت کرد؟ اپوزیسیون برای ایران، حکم چاشنی بمب را پیدا کرده است. از این پس، هر بهانه‌ای می‌تواند ضامن این بمب را بکشد و آنگاه در جامعه رگه‌ای پخته شده در مبارزه وجود دارد که شما را و دین ما را دشمن دارد و آن آتشفشانی که هاشمی گفت را به انفجار می‌آورد.&lt;br /&gt;پدر عزیزم، چرخ‌های اجتماع به بد سمتی به گردش افتاده و نمی‌توان ایران را به 30 سال قبل و دوران درهم کوفتن گروهک‌ها باز گرداند.&lt;br /&gt;پدر زیبا چهره‌ام، چرا می‌گذاری گرد کدورت چهره‌ات را زشت کند؟ آیا صادقانه نگفتی جان ناقابلی داری که آن را هم فدای اسلام می‌کنی؟ مهربانا، آن جان عزیز را برای خدایت حرمت بگذار و بیا تا همه‌چیز را از نو بیاموزیم. راه خدا روی چوبک پسر بازیگوش تاب می‌خورد. کوچه خلوت است. بیا در این خلوت قدم بزنیم و به صدای چکاوک عشق گوش سپریم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;فرزند کوچک شما&lt;br /&gt;فرخ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3245768060212990707?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3245768060212990707/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3245768060212990707&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3245768060212990707'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3245768060212990707'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_13.html' title='نامه‌ای برای خامنه‌ای'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6031759987678412959</id><published>2009-09-12T13:09:00.001-07:00</published><updated>2009-09-12T13:13:30.953-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عکس'/><title type='text'>پل</title><content type='html'>&lt;div&gt;جمعه دربند بودم. این عکس را گرفتم. خیلی دوستش دارم:&lt;/div&gt;&lt;div&gt; &lt;/div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5380676419186023554" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SqwAsfjnXII/AAAAAAAAAFQ/lGzL7CsinfI/s400/IMG_5404.JPG" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6031759987678412959?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6031759987678412959/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6031759987678412959&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6031759987678412959'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6031759987678412959'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_12.html' title='پل'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SqwAsfjnXII/AAAAAAAAAFQ/lGzL7CsinfI/s72-c/IMG_5404.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5759372058551049202</id><published>2009-09-12T12:25:00.000-07:00</published><updated>2009-09-12T12:28:25.687-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محیط زیست'/><title type='text'>آنالیز رویایی وضعیت آسمان تهران از 29 لغایت 31 شهریور</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;تحلیل پیشینی همان طور که پیشتر گفتم، در این شیوه رویایی اگر کاری غیر ممکن نباشد، بس دشوار است. با این همه، می‌کوشم شمایی از تحلیل داده‌ها را ارائه دهم و سپس بر اساس اطلاعات بدست آمده از اتفاق، تفسیر خود را اصلاح نمایم.&lt;br /&gt;• نیم رخ راست سر پرنده‌ای به رنگ نخودی که تاج و نوک بلند آن بسیار نزدیک به هم بودند گویا سری کوتاه داشته باشد. برای لحظاتی نوک به صورت منقار بازی در می‌آمد، که جویای چیزی باشد. این رویا در صحنه دوم نیاز را نشان می‌دهد و در صحنه اول فروبستگی و به لاک خود فرو رفتن و فشرده شدن که ناشی از نامطلوبی است.&lt;br /&gt;• دست چپ معلومی که دو انگشت شصت و نشانه را دو طرف مرغ درنای لاغر و تیره فامی گرفته بود. مرغ حالتی ایستاده اما خسته و لرزان داشت. مرغ فقدان و ضعف و کاستی را نشان می‌داد که نشانگر وضعیت آب و هوایی نامطلوب است. و دست نیز بر همین اشاره داشت.&lt;br /&gt;• نگاه عصبی و شاکی زنی که نیم‌ رخ چپش پیدا بود. گویا سر برگردانده و با حالت هجومی به چیزی می‌نگریست. این تصویر نمایانگر عمل خلاف توقع است که فرد را بر می‌آشوبد.در حقیقت، نشان می‌دهد که وضعیت آب و هوایی از قاعده و روال طبیعی بدور است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5759372058551049202?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/5759372058551049202/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=5759372058551049202&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5759372058551049202'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5759372058551049202'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/29-31.html' title='آنالیز رویایی وضعیت آسمان تهران از 29 لغایت 31 شهریور'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-9074227341954926207</id><published>2009-09-10T10:41:00.000-07:00</published><updated>2009-09-10T10:44:15.599-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>قدرت اقتدارگرایان، برنامه‌ای برای باژگونی کامل اصلاحات</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;منطقی است هر فردی از خود بپرسد: برای چه باید وبلاگ داشته باشم؟ نظر خودم را که بخواهم بگویم، این است که نوشتن برای من بیشتر یک ادای تکلیف به حساب می‌آید. اگر حتی یک خواننده هم نداشتم، که گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم ندارم، بیان آنچه می‌یابم پاسخی به وجدانم و دلبستگی‌ام به دیگری‌ست؛ و آن دیگری می‌تواند احمدی‌نژاد یا قاضی مرتضوی باشد؛ زیرا بر این باور عمیقم که مومن بهترین دوست دشمن خود است.&lt;br /&gt;در پست حاضر، به این پرسش پرداختم که اصلاح‌طلبان در چه وضعیتی قرار دارند؟&lt;br /&gt;• خط تولید نان ماشینی بود و قلتک‌ها همه نئونی رنگ بودند. روی قلتک‌ها یک قرص بزرگ نان سنگک پخته و بدون هیچ سوختگی قرار داشت.&lt;br /&gt;این رویا، وجه نظری جنبش اصلاح‌طلبان را نشان می‌دهد که کوشیده‌اند میان سنت و مدرنیزم سازگاری و انطباق ایجاد کنند. رویا بیانگر موفقیت‌آمیز بودن تلاشی است که در این راستا توسط جریان نئواندیشی دینی صورت گرفته است.&lt;br /&gt;• ماموتی بسیار عظیم الجثه و با آج‌های بزرگ با چهره‌ای اخم‌آلود می‌خواست چیزی را زیر پای راست خود له کند.&lt;br /&gt;اندیشه‌ای متکی بر سنت و با هیبتی قدرتمند بر نگرش‌های نو و تجدد تاخته و با قدرت عظیمی که در اختیار دارد می‌کوشد این جریان دگر اندیش را با عملیاتی برنامه‌ریزی شده از صحنه خارج کند.&lt;br /&gt;• زن جوانی در پس در ایستاده و در چهره‌اش شگفتی ترس و اضطراب دیده می‌شد.&lt;br /&gt;اشاره به وجهی از اصلاح‌طلبان درون قدرت دارد که هراسیده و شگفت‌زده از عملکرد اقتدارگرایان شده‌اند. گویا مرزهای خودی درهم پیچیده شده و حال اقتدارگرایان با خشونت عملکردهای خود را پیش می‌برند.&lt;br /&gt;• سربازی با چهره‌ای ژاپنی که لنگ زنان و با ظاهری آسیب دیده و پر درد در جنگلی در حرکت بود، گویا از چیزی فاصله می‌گرفت.&lt;br /&gt;سرباز ژاپنی نمایشگر روحیه سرفراز و مردانه سامورایی است که چنین روحیه‌ای نیز در برابر آنچه در حال رخ دادن است، تاب از دست داده، در هم می‌شکند و کوفته می‌شود. اصلاح‌طلبان که خود مبارزان کهنه‌کار با رژیم شاهنشاهی بودند، اکنون در برابر سبعیت خودی، توان از کف داده و چهره‌ای ویران‌شده را به نمایش می‌گذارند. این را می‌شود در ابطحی و بسیاری کسان دیگر دید.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-9074227341954926207?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/9074227341954926207/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=9074227341954926207&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9074227341954926207'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9074227341954926207'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_10.html' title='قدرت اقتدارگرایان، برنامه‌ای برای باژگونی کامل اصلاحات'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3693070752580632141</id><published>2009-09-08T12:02:00.000-07:00</published><updated>2009-09-08T12:03:13.791-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محیط زیست'/><title type='text'>آنالیز رویایی خشک شدن تالاب بختگان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;یکی از قابلیت‌های رویاها تحلیلی است که درباره یک مسئله علمی می‌توانند ارائه دهند. برای مثال، من در ادامه به خشک شدن تالاب بختگان پرداخته‌ام و در سه مورد رویابینی کرده‌ام:&lt;br /&gt;الف. تالاب بختگان در چه وضعیتی قرار دارد؟&lt;br /&gt;ب. دلایل خشک شدن تالاب بختگان چیست؟&lt;br /&gt;ج. راهکار برای نجات تالاب بختگان چه می‌تواند باشد؟&lt;br /&gt;پاسخ‌ها را در هر مورد بر اساس تفسیر رویا به دست آورده‌ام. دوستان می‌توانند این شیوه را به سادگی بیازمایند. کافی‌ست مسئله‌  و اطلاعات مرتبط را به صورت خلاصه برایم بفرستند.&lt;br /&gt;اما، به تفسیر خبر مربوط به تالاب بختگان بپردازیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف. تالاب بختگان در چه وضعیتی قرار دارد؟&lt;br /&gt;در این رابطه دو رویای زیر را دیده‌ام: لب نئونی که شبیه یک هلال وارون بود، یعنی گوشه‌هایش کمی پایین بودند و حس آفریقایی بودن را داشت.&lt;br /&gt;لب نئونی نمایشگر فقر و ناکامی است. علی شاهسون، گزارشگر جام جم، نوشته: « قصه خشک شدن این تالاب زیبا پرغصه است، مثل خشک شدن سایر رودها و تالاب های دیگری که در گوشه و کنار ایران تنها یادی از آنها باقی مانده است. آب این تالاب که در بین شهرستان های استهبان و نی ریز استان فارس واقع شده اکنون به صورت کامل خشک شده است. » شمایل لب‌های ناکام نیز حکایتگر همین وضعیت به غصه نشستن است.&lt;br /&gt;تصویر دوم، فروبسته شدن در عین توان را نشان می‌دهد: پاهایی که بسته شده‌ و به زانو بر زمین افتاده بودند. پاها نئونی رنگ و با کفش‌هایی نوک تیز و به سبک قدیمی بودند. مانند کفش‌هایی که مردان ایلیاتی قدیم می‌پوشیدند.&lt;br /&gt; چیزی، ریسمانی، پاها را بسته؛ اما آن کفش‌ها نشان می‌دهند این‌ پاها می‌توانند همچنان بایستند. حال، فروکاسته شده‌اند و روح و روحیه خود را باخته‌اند. این حس بدون روحیه بودن، در تصویر پاها مشهود بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب. دلایل خشک شدن تالاب بختگان چیست؟&lt;br /&gt;اولین رویا در رابطه با دلایل خشک‌سالی به وجه طبیعی آن اشاره دارد: پنجه‌ای که نوک انگشتان کنار هم قرار گرفته و فشرده شده بود. انگشتان با آنکه پنج‌تا بودند، شکلی شبیه پرندگان شکاری و نئونی رنگ داشتند. حس ناتوانی یا فروبستگی را می‌شد دید. این انگشتان پرنده‌گون در وضعیت سستی و فقر قرار گرفته و نشان می‌دهند، طبیعت خود نیز رو به کاستی نهاده و بارندگی‌ها اشتهاء زندگی را برآورده نکرده است. آقای شاهسون نیز به خشک‌سالی‌های پیاپی اشاره کرده و آن را یکی از دلایل خشکیدن تالاب بختگان می‌داند. نکته این است، که پنجه‌ها کمی سست و خموده‌اند، اما نه آن گونه که تباه شده باشند. شاید انگشتان طبیعت را مجال نداده‌ایم تا کار خود را بکنند.&lt;br /&gt;رویای دوم بیانگر برداشت بی‌رویه از منابع آبی این تالاب است که به وضوح در نماد قاشق‌ها نشان داده می‌شود: دو قاشق که دسته قاشق‌ها با زاویه نود درجه پایین رفته و بعد دوباره صاف شده بود. شکل‌ آن‌ها حالت به کف یا عمق رونده را نشان می‌داد. اولی تیره و دومی نئونی رنگ بود. قاشق معنای استفاده آنی و بدور از آتیه اندیشی را نیز نشان می‌دهد. در گزارش شاهسون ذکر شده: نماینده مردم استهبان و نی‌ریز در مجلس شورای اسلامی یکی از عوامل خشک شدن تالاب زیبای بختگان را ساخت سدها در بالادست این تالاب می داند.  طبعاً سد یکی از عوامل انسانی مخرب بوده، که قاشق نئونی (رنگ نئونی نماد مشهود بودن است)‌ به آن اشاره می‌کند؛ عوامل دیگر انسانی (قاشق تیره) مواردی هستند که در گزارش به آن‌ها اشاره نشده ولی همان قدر در خشکی تالاب اثرگذار بوده‌اند.&lt;br /&gt;رویای سوم نیز همین دم ‌سوزاندن و بهره‌بردن بی‌رویه را به گونه‌ای دیگر تاکید می‌کند: سر اژدهایی که باریک و لاغر به دید می‌آمد و با دهانش مایعی را که از سمت پایین می‌آمد می‌مکید.&lt;br /&gt;اژدها نماد سیری‌ناپذیری و خودبینی است. در اینجا دست‌های انسانی عامل نابودی منابع آبی و در نتیجه ویرانی زمین شده‌‌اند. بنا به گزارش شاهسون، رئیس پارک ملی بختگان در این رابطه می گوید: خشک شدن دریاچه بختگان از سال 85 شروع شد و هر سال سطح آب دریاچه کمتر و کمتر می شد تا این که امسال به طور کامل خشک شد. وی با اشاره به رسوبات نمکی موجود در تالاب می گوید: با وزش باد نمک های باقی مانده از رسوبات روی زمین های حاصلخیز اطراف دریاچه پاشیده می شود و محصولات کشاورزان را تخریب می کند.&lt;br /&gt;اما، داستان این اژدها همین جا ختم نمی‌شود. دامنه ویرانی گسترش می‌یابد: خشک شدن دریاچه بختگان باعث کاهش رطوبت محیط اطراف و بروز آفت در بزرگ ترین انجیرستان جهان شده که در شهر استهبان واقع است. به گفته هدایت زارع، متولی واحد حفظ نباتات جهادکشاورزی این شهر، عدم بارندگی مطلوب و خشک بودن دریاچه بختگان در سال های اخیر، سبب کاهش شدید رطوبت در منطقه و همچنین افزایش برخی آفات بویژه کنه انجیر در شهرستان استهبان شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج. راهکار برای نجات تالاب بختگان چه می‌تواند باشد؟&lt;br /&gt;اولین رویا، حکایتگر آشکاری ضایعه است. صدمه‌ای که خشک شدن تالاب بختگان به کشاورزی منطقه زده بسیار چشمگیر بوده و این وضوح می‌تواند به عنوان اهرم فشاری برای اصلاح وضع موجود به کار رود: مردی خم شده با ناراحتی گیاهانی که مانند چمن‌های پهن، اما آسیب دیده بودند را با داس یا کاردی می‌چید.&lt;br /&gt;رویای بعد قدرت بشر را در اصلاح امر نشان می‌دهد: مردی که پیچی به دهان و پیچ‌گوشتی‌‌ای به دست داشت و مشغول تعمیر چیزی شبیه ماشین بود. بدنه آن ماشین از جنس فلز تراش خورده بود. قابلیت‌های که بشر برای بهبود وضع دارد بسیارند، که مهم‌ترین آن تامین حق‌آبه تالاب و جلوگیری از استفاده بی‌رویه از منابع آبی منطقه است. به گزارش شاهسون، محمد سقایی نماینده مردم استهبان و نی‌ریز، می گوید: با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته و تعهداتی که وزارت نیرو متعهد شده است، حقابه این دریاچه اختصاص خواهد یافت تا دوباره این دریاچه احیا شود. دلیلی که این نماینده برای برنامه‌ریزی جدید می‌آورد، واگوی همان حقیقت پیش گفته است: خشک شدن آب تاثیر منفی بر محیط طبیعی اطراف تالاب بختگان گذاشته است.&lt;br /&gt;رویای بعد همان قدرت بشر را نشان می‌دهد که با برداشتن مانع از برابر گردش طبیعت، می‌تواند به حفظ آن کمک کند: فردی با وسیله‌ای چون امبر، توده‌ای سیاه رنگ را از میان دندان‌های نئونی سالم بیرون کشید.&lt;br /&gt;و رویای آخر، ساختاری را نشان می‌دهد که در آن تطابق و سازگاری میان طبیعت و بهره‌وری انسانی وجود دارد: نوک ماشین مسابقه‌ای باریک با چرخ‌های مهیای حرکتی که چرخ‌ها شبیه چرخ‌های قدیمی بودند. پوزه باریک ماشین نماد قدرت است. چرخ‌ها نیز با ظاهری قدیمی که یادآور جاده‌های خاکی گذشته‌اند، سازگاری با محیط را القاء می‌کنند. این رویا می‌گوید می‌توان به استفاده از طبیعت پرداخت و در عین حال برای آن احترام قائل شد.&lt;br /&gt;نکته اینجاست که اگر این فاکت‌ها جدی گرفته شوند، می‌توانند راهی پویا برای بهبود وضع را به دست دهند؛ وگرنه برخوردها همچنان مقطعی باقی خواهد ماند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3693070752580632141?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3693070752580632141/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3693070752580632141&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3693070752580632141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3693070752580632141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_08.html' title='آنالیز رویایی خشک شدن تالاب بختگان'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3454211276317892219</id><published>2009-09-07T13:24:00.000-07:00</published><updated>2009-09-07T16:36:55.659-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>رهیافت حمله به دفتر پیگیری بازداشت شدگان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویاها در این باره چه می‌گویند: تحت خطر قرار گرفتن کسانی که به چنین مراجعی اعتماد می‌کنند و اطلاعات خود را به آن‌ها ارائه می‌دهند، ساده‌ترین پیامد حمله به این دفاتر است.&lt;br /&gt;در پست گذشته رویایی درباره رهبری را بیان کردم که در آن ماژیک نشانه‌گذاری (مارکر) به دهان داشت و با قلمی در دست راست روی نقشه‌ای علامت می‌گذاشت. شما نیز به سادگی می‌فهمید معنای آن رویا یافتن تمام نقاط و مسدود کردن تمام مسیرهای متصور است. طی این چند روز، مراسم احیاء در حرم امام کنسل شد، فضاهای مختلف مسدود شدند و حال نیز به دفتر پیگیری بازداشت شدگان یورش برده شده و مدارک موجود ضبط شده‌اند.&lt;br /&gt;چاره چیست؟ به نظر می‌رسد راهکار را باید در اهمیت قائل شدن برای حفظ اطلاعات و تشکیل سیستم‌های حفاظت شده در این رابطه دانست. شاید یکی از راهبردها، انتقال اطلاعات به دفتری خارج از کشور باشد یا تاسیس ساختارهایی که به صورت شبکه‌ای و چندلایه از چنین داده‌هایی حراست می‌کنند.&lt;br /&gt;رویاهایی که در این رابطه دیدم به شرح زیر است:&lt;br /&gt;• آهوی نحیف و زیبایی را دیدم که با ترس و نگرانی ایستاده بود و پوزه‌اش را رو به جلو و بالا گرفته بود. (این رویا حکایتگر حال مردمی است که به دفتر پیگیری مراجعه کرده و حال جان عزیزشان را در خطر می‌بینند.)&lt;br /&gt;• چفت و بست محکم و چندتایی یکی از میله‌های سه‌پایه دوربین عکاسی را به رنگ نئونی دیدم. (اشاره به همان امر حفاظت و پیچیده سازی ساختار امنیت اطلاعات در سازمان‌ها و احزاب اصلاح‌طلب است.)&lt;br /&gt;• چند زبانه قفل نئونی رنگ را در کنار هم دیدم. (اشاره به همان معنای بالا دارد.)&lt;br /&gt;• مردی با دست میله‌های یک سازه مانند دهانه زیردریایی را گرفته و بالا می‌رفت. (این رویا نیز باز اشاره‌گر به لزوم پنهان شدن و پیچده شدن شبکه اطلاعاتی جبهه سبز است تا داده‌ها، که شاخصه‌های قدرت‌اند، به درستی حفظ و حراست شوند.)&lt;br /&gt;• مردی دست در دو جیب شلوار داشت و با حالتی که شانه بالا می‌انداخت نشان می‌داد که جیب‌هایش خالی است. (این رویا به سادگی مخفی کردن و تهی شدن ساختارهای مشهود از چیزهای ارزشمند را نشان می‌دهد. دیگر جایی برای ترس و نگرانی نیست.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3454211276317892219?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3454211276317892219/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3454211276317892219&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3454211276317892219'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3454211276317892219'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_07.html' title='رهیافت حمله به دفتر پیگیری بازداشت شدگان'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1413310707543480870</id><published>2009-09-04T08:22:00.000-07:00</published><updated>2009-09-04T08:23:23.346-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>بهترین استراتژی برای اصلاح‌طلبان کدام است؟</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;اصلاح‌طلبان در برابر وضع موجود چگونه باید واکنش نشان دهند؟ آنان چه شیوه‌ای را برای تعامل با جناح اقتدارگرا در پیش بگیرند و از چه اهرم‌هایی برای تاثیرگذاری بر سپاه و تغییر شرایط جامعه استفاده کنند؟ پرداختن به این پرسش‌ها یکی از دغدغه‌های اساسی ذهن تئوریسین‌های اصلاح‌طلب خارج از زندان است.&lt;br /&gt;طی هفته‌های گذشته اصلاح‌طلبان با افشا‌گری و ارائه مدارک درباره نقض آشکار حقوق شهروندی و آزار زندانیان کوشیدند دامنه بی‌پروایی نیروهای سرکوب‌گر را تا حد ممکن کاهش دهند. همچنین گفتگوی پنهان و آشکار با مراجع و شخصیت‌های مذهبی به عنوان اهرم قدرت نرمی در نظر گرفته شد که در برابر قدرت سخت‌ سپاه می‌تواند توازن قوا را ایجاد کند.&lt;br /&gt;نگاهی به آنچه در این روزها رخ داد، حکایتگر فرآیند رقابتی است که از خرداد 72 میان دو جناح شکل آشکار به خود گرفت و در خرداد 88 بیش از هر زمانی برهنه و خصمانه گشت. در حقیقت، صف‌بندی و دشمن‌پنداری جناح‌ها در تاریخ انقلاب هیچ زمان به این درجه نرسیده بود.&lt;br /&gt;انجام این فرآیند چه خواهد بود؟ پرسش بزرگی است؛ اما پرسش جدی‌تر آن است که آیا راهی برای برون رفت از بحران رو در رویی وجود نداشت؟ و آیا نمی‌شد خط میانه‌ای میان خواست‌های متفاوت راست و چپ جست تا راه برای تعاملی سازنده مهیا شود؟&lt;br /&gt;در این باره به رویابینی پرداخته‌ام تا ببینم خداوند، که فرو فرستنده رویاست، چه راهبردی را پیش رویمان می‌گشاید:&lt;br /&gt;1-1: زنی با لباس فاخر قدیمی با چهره‌ای غمگین بر صندلی‌گونی نشسته بود و به جلو می‌نگریست. گویا سازی چون چنگ در دست داشت و روی قایق کوچکی بر قیرگون رودخانه‌ای نزدیک ساحل شناور می‌نمود.&lt;br /&gt;1-2: نیم‌رخ چپ سر و گردن آهوی ماده فربه‌ای که نگاهی ناراحت و ناخرسند داشت.&lt;br /&gt;1-3: نگاه از طبقه فوقانی به درب اصلی ساختمانی بود. تمام فضا تیره و غیرقابل تشخیص به نظر می‌رسید. شکل ساختمان گرد و شبیه مسجد یا زورخانه می‌نمود. بر درب اصلی پرده یا پارچه‌ای آویخته بود که میانه آن در خط افق کوک خورده بود، مثل این که درب مسدود شده باشد. شمایی که از درب به ذهنم خطور کرد درب‌هایی است که به سبک قدیمی بالایشان کمانی شکل‌اند. (در این تصویر مشخص است که فضای جوانمرد پروری و بزرگواری ترد و ترک شده یا جوانمردی خود را کنار کشیده است.)&lt;br /&gt;1-4: سه رخ راست الاغ نئونی رنگی (مانند الاغ شرک) که به حالت مکدر چهره‌ای افتاده و گوش‌هایی آویزان داشت.&lt;br /&gt;1-5: برس مخصوص اصلاح صورت که بخش برس آن بزرگ و با موهای انبوه نئونی رنگ و قرار گرفته در فضایی تنگ بود.&lt;br /&gt;2: دهانی که از چند انگشت تشکیل شده بود و رویش ماده‌ای نئونی ریخته شده بود. مانند این که دهان بالا آورده باشد و انگشتان بی‌حس بودند. دستی تیره به حالت معاینه داشت آن را می‌گشود.&lt;br /&gt;3-1: چهره طوطی‌‌ای که با اعتماد به نفس گردن را راست گرفته بود و حس مفتخر بودن را می‌نمایاند.&lt;br /&gt;3-2: سنجابی نئونی رنگ که با شیطنت دست‌ها را جلو آورده و دندان نشان می‌داد؛ مانند حرکتی که آدم برای جلب توجه بچه‌ای نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;تمام گروه تصاویر شماره یک بر وضعیت انفعال و نارضایتی و بی‌حسی اصلاح‌طلبان در تعامل با اقتدارگرایان تاکید دارند. در عین حال، این نمادها قابلیت و شایستگی اصلاح‌طلبان را به خوبی نمود می‌دهند.&lt;br /&gt;زن چنگ نواز در فضا و مکان مناسب است. در این نقطه است که آموزه‌های کارلوس کاستاندا و بی‌نقصی در عمل به کار می‌آید. در حقیقت، در برابر اقتدارگرایان که برخوردار از قدرت و گرفتار عصبیت‌اند، رفتار آزرده و نفی کننده عین وانهادن قدرت در مسیر غلط است.&lt;br /&gt;قدرت عصبیت‌زده راست را باید با هم‌دلی و همراهی اصلاح نمود. این گزینه‌ای است که متاسفانه از همان آغاز دوم خرداد به فراموشی سپرده شد. جبهه مشارک و دیگر احزاب اصلاح‌طلب به جای رونمایی افکار متمایل به اندیشه‌های غربی و لائیک خود می‌توانستند با جناح اقتدار همراه شده، با آنان تعامل اصلاحی داشته باشند؛ همان گونه که روزگاری ابراهیم با ستاره پرستان و خورشید و ماه پرستان داشت.&lt;br /&gt;تصویر 2 بیماری راست و قدرت درمانگری چپ را به تصویر می‌کشد. دستانی که آلوده اشتباه‌کاری و بیماری شده‌اند، دستانی که خودزنی می‌کنند، اکنون نیاز به حمایت و درمان دارند. ترک و بی‌توجهی به این قدرت گرفتار جهل می‌تواند فاجعه‌ای بزرگ به همراه داشته باشد.&lt;br /&gt;تصاویر 3 نیز حکایتگر رفتاری است که می‌توان در برابر جناح اقتدار داشت. دوستی، به چشم محبت نگریستن و شایستگی خود را برای همراهی نشان دادن، می‌تواند شیشه عمر غول عصبیت را بشکند و حکومت تهی شده از عقلانیت را به مسیر درست رهنمود گرداند.&lt;br /&gt;اگر دلبر در برابر دیو می‌آزرد و خود را کنار می‌کشید، هیچگاه دیو فرصتی برای آدم شدن نمی‌یافت. این قلب بزرگ و مهربان دلبر بود که فضای تعامل را مهیا کرد و باعث نجات دیو شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1413310707543480870?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1413310707543480870/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1413310707543480870&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1413310707543480870'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1413310707543480870'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_04.html' title='بهترین استراتژی برای اصلاح‌طلبان کدام است؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8636341498959369934</id><published>2009-09-03T12:36:00.000-07:00</published><updated>2009-09-03T12:37:18.735-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رهبری'/><title type='text'>آیا ما با یک دیکتاتور روبرو هستیم؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویاهایی که به صورت عمدی برای یک مسئله می‌بینم مانند کلید‌هایی هستند که روی اجزاء مسئله نشسته  و معنای آن‌ها را باز می‌کنند. به این ترتیب، با کنار هم نهادن معناها می‌توان به تفسیر دقیقی از چیستی مسئله رسید. در واقع، کاربرد این نوع رویا برای تحلیل مسئله‌ای مشخص و نه آینده‌بینی است.&lt;br /&gt;از این پست به بعد، تصمیم دارم شخصیت برخی افراد سرشناس را از طریق رویا واکاوی کنم. در اولین انتخاب، این پرسش را به تحلیل نشسته‌ام که آیا مقام رهبری یک دیکتاتور است؟&lt;br /&gt;تصاویری که دیده‌ام به سه گروه تقسیم می‌شود:&lt;br /&gt;1-1: تمرکز بینایی روی بخش پشت و شکم فربه موجودی شبیه مورچه‌خوار با پوست سفید بود. مورچه‌خوار با کمی اندوه سر را پایین گرفته بود. ظاهر پوست او شبیه پوست کرگدن بود.&lt;br /&gt;1-2: مردی با خستگی به پرده‌ای ریش ریش مانند ورودی سوله (کارواش) آویخته بود و با چهره‌ای دور از انتظار به جلو می‌نگریست.&lt;br /&gt;1-3: چهره‌ای خسته که با بی‌رمقی پلک‌های دو چشم را با دست پایین کشیده بود. گویا در آیینه می‌نگریست.&lt;br /&gt;2: مردی دهان را به حالت درد بالا گرفته و دندانی از او را کشیده بودند. دندان کشیده شده به نظر سالم و سفید می‌آمد. (تصویر بسیار تند بود،‌اما فکر می‌کنم دندان‌هایی که در دهانش قرار داشت، تیره رنگ و ظاهری کرم‌خورده داشتند.)&lt;br /&gt;3-1: خامنه‌ای به حالت نشسته بر مسندی و با عمامه‌ای بزرگ و سبز رنگ دندان‌ها را به هم می‌فشرد و نگاه رو به پایینی داشت. گویا خصمانه با خود می‌گفت می‌دانم چه کنم. فضای اطراف تیره و آکنده از جریان قدرت بود و خامنه‌ای کمی فربه به نظر می‌آمد.&lt;br /&gt;3-2: مردی که مارکری به دهان داشت و با دست راست بر صفحه‌ای (شبیه نقشه) علامتی می‌گذاشت.&lt;br /&gt;تصویر نخست جدا شدن از واقعیات، به خود فرو رفتن و در نهایت دل‌خوری را نشان می‌دهد که ریشه آن فقدان ارتباط است. همان گونه که کرگدنی آکنده از قدرت هر جنبنده‌ای را دشمن می‌بیند، مقام رهبری نیز گرفتار وضعی این چنین شده است. در این رویا، البته روح او نسبت به نزدیکان گرفتار دلخوری است؛ زیرا حقی را که برای خود فرض کرده، به جا نیاورده‌اند.&lt;br /&gt;رویای 1-2 نیز همین معنای انتظار نداشتن و ناراحتی از نزدیکان را نشان می‌دهد. گویا دیگری خلاف آنچه او باور داشته رفتار کرده و این معنا را فضای سوله انتقال می‌دهد.&lt;br /&gt;رویای 3-1 درد عمیق رهبری را دوباره بازنمایی می‌کند، روح او غمگین و افسرده است.&lt;br /&gt;در رویای 2 با نقصانی دردآور روبرو می‌شویم که ماهیتی بی‌دلیل دارد. دندان سالم کنده شده و دندان‌های خراب برجا هستند. این رویا نمایانگر اثرپذیری مقام رهبری از پیرامون و افتادن در دام درمانگرانی راه نابلد است. آنان که سالم را به جای نا سالم می‌بینند و خیر را شر جلوه می‌دهند. برای فردی که از دوستان مشفق دور شده چنین ابتلایی شدنی است.&lt;br /&gt;رویای 3-1 واقعیت دست‌های قدرتی را نشان می‌دهند که گرد خامنه‌ای به چرخش آمده و او را از واقعیات دور می‌کنند تا با خود محق‌بینی تصمیماتی سخت و خصمانه بگیرد.&lt;br /&gt;و رویای 3-2 آن بخش از روح عملگرای خامنه‌ای را به تصویر می‌کشد که پذیرفته دشمنان جمع‌اند و باید برنامه‌ای دقیق برای چیرگی بر شرایط ریخت. این رویا نشان می‌دهد خامنه‌ای خود رهبری واقعی امور را به دست گرفته و گام به گام پیش می‌رود.&lt;br /&gt;همان گونه که دیده شد، رویاها مقام رهبری را عاشق قدرت و شیفته تسلط نشان نمی‌دهند، بلکه او چشم پایین گرفته و به شرایط و تایید بله‌قربان‌گوها عادت کرده است. برای همین نیز، به نظر من، بزرگترین راه‌حل را هنوز می‌توان در گفتمان سازنده با او دید، چیزی که همه خط بطلان بر آن می‌کشند. با رهبری باید سخن گفت، باید راه ارتباط سازنده با او را یافت و ذهنش را به روی آنچه در حال رخ دادن است و پرتگاهی که ایران به ژرفای آن فرو می‌افتد، گشود. اگر خامنه‌ای بفهمد، اگر او را از دستان اهریمنی قدرت بتوان نجات داد، می‌توان نجات یافت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8636341498959369934?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8636341498959369934/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8636341498959369934&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8636341498959369934'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8636341498959369934'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post_03.html' title='آیا ما با یک دیکتاتور روبرو هستیم؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1978130484166075280</id><published>2009-09-03T02:34:00.000-07:00</published><updated>2009-09-03T02:35:16.576-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='احمدی نژاد'/><title type='text'>اصلاح یک تفسیر: مجلس با نگاهی منفی رای مثبت داد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در تفسیر رویاهایی که یکشنبه دیده بودم و در پست دوشنبه گذاشتم به درستی تقلای جانفرسای احمدی‌نژاد و به هر در زدن او برای گرفتن رای مثبت نمایندگان را نشان دادم: «تلاش احمدی نژاد و به هر دری زدن برای پیشبرد نیت خود و تایید وزراء پیشنهادی در رویا زیر مشهود است: مردی با نیم‌تنه لخت و گل‌آلود به حالت ایستاده با تقلایی سخت بیل یا کلنگی را بر زمین تیره رنگ و احتمالاً گلی فرود می‌آورد. نگاه از پایین و جلو به سمت او بود.»&lt;br /&gt;جالب آن که احمدی‌نژاد در روز رای‌گیری می‌گوید: اگر وزیری از نظر یکی از نمایندگان ضعیف است، به جای رای عدم اعتماد جا دارد که مجلس به او کمک کند؟!! و این همان معنای آغشته بودن به گل و لای را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;البته در ادامه، تفسیرم گرفتار ابهاماتی شد. برای مثال، چرا باید نتیجه عمل احمدی‌نژاد را بی‌سرانجام بدانم؟ رویا این نکته را صریح نشان نمی‌داد؛ یعنی فضا تیره بود و نمی‌شد چنین برداشتی را از آن کرد. ولی دشواری دیده می‌شد و رای‌گیری نیز سخت به انجام رسید و فضا برای تند‌تازی مهیا نبود.&lt;br /&gt;در ادامه باید توضیح دهم، در شیوه تحلیل من، رویا بیانگر محتوای مصداق است؛ یعنی با ارائه اطلاعاتی به تحلیل مصداق کمک می‌کند. بنابراین، نمی‌توان رویا را بی‌شناخت مصداق تفسیر کرد. یکی از دلایل اشتباه در تفسیرهایی که می‌نوشتم نیز به همین نکته بر می‌گردد. برای مثال، دو رویای زیر را که یکشنبه در رابطه با رای اعتماد مجلس به وزراء دیده بودم در نظر بگیرید:&lt;br /&gt; • فردی که به حالت ریلکس برش‌های استوانه‌ای شکلی را بر چشم گذاشته بود. گویا برش‌ها تکه‌های سیب‌زمینی بودند. فرد بر نشیمنی در حالت استراحت و آرمیدگی بود.&lt;br /&gt;• فردی که با چشم بسته و سری کمی بالا گرفته چیزی قطره‌مانند را به دهان می‌انداخت. چهره او کمی خسته یا آرمیده بود.&lt;br /&gt;این رویاها نمایندگان را نشان می‌دهند و معنای آن فشار کاری است. به عبارت دیگر نشان می‌دهد، مسئله بررسی صلاحیت وزراء عملی به درازا کشنده و فرساینده است. کما این که رای اعتماد تا پنجشنبه به درازا کشید.&lt;br /&gt;مورد بسیار جالب دیگر، رویای زیر است:&lt;br /&gt;• برشی از نیم رخ چپ چهره‌ای با تامل و نخودی رنگ و سپس کوزه‌ای با همان رنگ و دهان گشاد و سفالی که گویا چهره به آن می‌نگریست. شاید کوزه ساخت آن چهره بود. (ابتدا چهره و سپس کوزه را دیدم، البته صحنه بسیار سریع بود.)&lt;br /&gt;به تغییر روش رای‌گیری دقت کنید: براساس گزارش بی‌بی‌سی، ریاست مجلس توضیح داده است که بیست و یک صندوق رای، هر کدام برای یکی از وزیران پیشنهادی، در مجلس تعبیه شده و به هر نماینده ای بیست و یک کارت با نام هر یک از وزیران و وزارتخانه پیشنهادی داده می‌شود که روی کارت ها گزینه های موافق، مخالف و ممتنع ذکر شده است.&lt;br /&gt;نمایندگان پس از انتخاب گزینه مورد نظر خود، هر یک از برگه های رای را به داخل صندوق مربوط به وزیر مورد نظر می اندازند و به این ترتیب، امکان اینکه نماینده ای بتواند بیش از یک رای برای وزیر مورد نظر به صندوق بیاندازد از میان رفته است.&lt;br /&gt;شیر خسته با دندان تیز نیز حکایتگر استقلال نسبی عمل ریاست مجلس است. حتی سر شیر تا حدودی پایین است که نوعی پذیرش را نشان می‌دهد. یعنی در نهایت مدارا نیز بود.&lt;br /&gt;نوشتن رویاهایم را تا امروز به تاخیر انداختم، زیرا حس می‌کردم جایی از روش تحلیلم در پست قبل لنگ می‌زند. به همین دلیل، آن پست را در بالاترین نیز لینک ندادم. حال، با فهم مشکل- که در شناخت مصداق بود- به مسیر ادامه می‌دهم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1978130484166075280?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1978130484166075280/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1978130484166075280&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1978130484166075280'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1978130484166075280'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='اصلاح یک تفسیر: مجلس با نگاهی منفی رای مثبت داد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6751731405437775108</id><published>2009-08-30T14:33:00.000-07:00</published><updated>2009-08-30T14:34:20.307-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='احمدی نژاد'/><title type='text'>تفسیر خبر اول یکشنبه شب بی‌بی‌سی بر اساس رویا: قوی ترین تیم سیاسی-امنیتی بعد از انقلاب رای نخواهد آورد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت حدود دو بعد از نیمه‌ شب دوشنبه است. خبر اصلی بی‌بی‌سی به بررسی وزراء پیشنهادی احمدی‌نژاد در مجلس اختصاص داشت. ببینیم تفسیر رویاهایی که دیشب در این رابطه دیدم چه می‌گویند:&lt;br /&gt;تلاش احمدی نژاد و به هر دری زدن برای پیشبرد نیت خود و تایید وزراء پیشنهادی در رویا زیر مشهود است: مردی با نیم‌تنه لخت و گل‌آلود به حالت ایستاده با تقلایی سخت بیل یا کلنگی را بر زمین تیره رنگ و احتمالاً گلی فرود می‌آورد. نگاه از پایین و جلو به سمت او بود.&lt;br /&gt;رویا نوعی بی‌سرانجامی را نیز با خود یدک می‌کشد؛ یعنی این وجه رویا که کوفتن با عصبیت بر زمین ناهموار را نشان می‌دهد. رویا به وضوح بیان می‌کند که برای احمدی‌نژاد دوران خوش به سر آمده است.&lt;br /&gt;رویای بعد رهایی فضا از آلودگی را نمایان می‌کند: گلی شکوفا و شش پر که در فضای تیره‌ای بود و شاید گل‌های دیگری نیز در اطراف آن بودند.&lt;br /&gt;اکنون عطر بهار گسترده شده، یعنی تلقینات و پیشبرد منیات با جو سازی خاتمه پذیرفته و فضای ذهن نمایندگان را روشنای حقیقت احاطه کرده است. لابد رویا بیانگر این معناست که زشت‌کاری طیف تندرو نزد حامیان دیروزشان با آنچه بر مردم بعد از انتخابات گذشت، بر ملا شده‌ است.&lt;br /&gt;رویای بعد حکایتگر پارادوکسی است که در آن وزراء می‌خواهند خود را صاحب پیشینه درخشان نشان دهند، اما مگر می‌شود باور کرد: برشی از نیم رخ چپ چهره‌ای با تامل و نخودی رنگ و سپس کوزه‌ای با همان رنگ و دهان گشاد و سفالی که گویا چهره به آن می‌نگریست. شاید کوزه ساخت آن چهره بود. (ابتدا چهره و سپس کوزه را دیدم، البته صحنه بسیار سریع بود.)&lt;br /&gt; آقای توکلی درباره کامران دانشجو می‌گوید: وزیر پیشنهادی علوم رئیس ستاد انتخاباتی بود که آن ماجراهای تلخ را در پی داشت. وی از نظر معترضان که گرچه اقلیت‌اند جمع کثیری از مردم را تشکیل می‌دهند، متهم اصلی است. البته بنده این اتهام را ناوارد می‌دانم، ولی احساس آن‌ها امری واقعی است. به نظر می‌رسد اکثریت دانشگاهیان جزء این دسته‌اند. وزارت چنین فردی به واگرایی دانشگاه و دولت کمک می‌کند یا به همگرایی؟&lt;br /&gt;و احمدی‌نژاد آن گونه که ذکرش رفت به آب و آتش می‌زند تا مسئله‌ را گونه‌ای دیگر جلوه دهد: عزیزی آمد و گفت دانشگاهیان ناراحتند و سرخورده شده‌اند. من نمی‌دانم چطور ایشان چنین حرفی می‌زنند. من هم دانشگاهی هستم و بسیاری از وزرا نیز همین طور و ما چنین چیزی را حس نمی‌کنیم... عده‌ای جوری صحبت می‌کنند که انگار انتخابات مخدوش بوده و می‌گویند چرا کسی که سالم‌ترین انتخابات را برگزار کرده برای وزارت علوم معرفی شده است؟ پس کسی را انتخاب کنیم که با رمز تقلب تهران را به آشوب کشید؟&lt;br /&gt;سه رویای بعد حکایتگری یگانه‌اند:&lt;br /&gt;• نگاه از روبرو به شیری با دندان‌های تیز و سری کمی متمایل به پایین که نخودی رنگ می‌نمود. شیر به پیش می‌آمد. در حالت سر قدرت، درنگ و کمی خستگی به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;• فردی که به حالت ریلکس برش‌های استوانه‌ای شکلی را بر چشم گذاشته بود. گویا برش‌ها تکه‌های سیب‌زمینی بودند. فرد بر نشیمنی در حالت استراحت و آرمیدگی بود.&lt;br /&gt;• فردی که با چشم بسته و سری کمی بالا گرفته چیزی قطره‌مانند را به دهان می‌انداخت. چهره او کمی خسته یا آرمیده بود.&lt;br /&gt;شیر نماد اقتدار ریاست مجلس و جناح معقول راست است که درون آن می‌توان افرادی چون توکلی و مطهری را قرار داد. آنان بی‌گمان با هماهنگی رهبری تصمیم دارند، حلقه وحشی قدرت ریاست‌جمهوری را مهار کنند و در این مسیر البته خستگی وجود دارد و چشم‌ها چیز‌هایی می‌بیند و گوش‌ها چیزهایی می‌شنود که سخت فرساینده‌اند.&lt;br /&gt;حضور احمدی‌نژاد در مجلس با محافظان شخصی از جمله این موارد است. علی مطهری، نماینده تهران نیز برخی وزراء پیشنهادی را متهم به "کارهای سخیف" جهت کسب رای نمایندگان مجلس کرد و از "کادو دادن و برگزاری مهمانی‌های غیر معمول و تحمیل لابی‌های زشت بر نمایندگان" به عنوان نمونه اقدام‌های انجام شده جهت متقاعد کردن نمایندگان نام برد.&lt;br /&gt;نکته اینجاست که بدنه اصلی جناح راست دیگر سر حمایت از طیف تندرو را ندارد و از توان کافی نیز برای مهار این نیروی تهاجمی و درنده برخوردار است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6751731405437775108?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6751731405437775108/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6751731405437775108&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6751731405437775108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6751731405437775108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_4431.html' title='تفسیر خبر اول یکشنبه شب بی‌بی‌سی بر اساس رویا: قوی ترین تیم سیاسی-امنیتی بعد از انقلاب رای نخواهد آورد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-7418979651955891282</id><published>2009-08-30T02:49:00.001-07:00</published><updated>2009-08-30T02:49:57.970-07:00</updated><title type='text'>رویاها درباره تیتر اول یکشنبه شب بی‌بی‌سی چه می‌گویند؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت حدود دو و نیم بعد از ظهر یکشنبه است. می‌خواهم ببینم رویاها درباره خبر اول بی‌بی‌سی در امشب چه می‌گویند:&lt;br /&gt;• نگاه از روبرو به شیری با دندان‌های تیز و سری کمی متمایل به پایین که نخودی رنگ می‌نمود. شیر به پیش می‌آمد. در حالت سر قدرت، درنگی و کمی خستگی به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;• فردی که به حالت ریلکس برش‌های استوانه‌ای شکلی را بر چشم گذاشته بود. گویا برش‌ها تکه‌های سیب‌زمینی بودند. فرد بر نشیمنی در حالت استراحت و آرمیدگی بود.&lt;br /&gt;• مردی با نیم‌تنه لخت و گل‌آلود به حالت ایستاده با تقلایی سخت بیل یا کلنگی را بر زمین تیره رنگ و احتمالاً گلی فرود می‌آورد. نگاه از پایین و جلو به سمت او بود.&lt;br /&gt;• فردی که با چشم بسته و سری کمی بالا گرفته چیزی قطره‌مانند را به دهان می‌انداخت. چهره او کمی خسته یا آرمیده بود.&lt;br /&gt;• گلی شکوفا و شش پر که در فضای تیره‌ای بود و شاید گل‌های دیگری نیز در اطراف آن بودند.&lt;br /&gt;• برشی از نیم رخ چپ چهره‌ای با تامل و نخودی رنگ و سپس کوزه‌ای با همان رنگ و دهان گشاد و سفالی که گویا چهره به آن می‌نگریست. شاید کوزه ساخت آن چهره بود. (ابتدا چهره و سپس کوزه را دیدم، البته صحنه بسیار سریع بود.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-7418979651955891282?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/7418979651955891282/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=7418979651955891282&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7418979651955891282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7418979651955891282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_30.html' title='رویاها درباره تیتر اول یکشنبه شب بی‌بی‌سی چه می‌گویند؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2126852969287657379</id><published>2009-08-29T14:20:00.000-07:00</published><updated>2009-08-29T14:26:06.767-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='احمدی نژاد'/><title type='text'>تفسیر تیتر اصلی آفتاب یزد در روز یکشنبه: اقتدارگرایان تندرو عقب رانده می‌شوند</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpmcreUhSPI/AAAAAAAAAFI/CaQpDBEGVzI/s1600-h/01.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5375499900930836722" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 158px; CURSOR: hand; HEIGHT: 179px" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpmcreUhSPI/AAAAAAAAAFI/CaQpDBEGVzI/s400/01.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;کار مشکل شد. روزنامه آفتاب یزد امروز دو تیتر اصلی داشت، یکی به غیبت حسن خمینی در مراسم اداي احترام رئيس و اعضـاي دولـت نسبـت بـه بــنــيـــانـگــذار جـمـهــوري اسلامي ايران اشاره داشت و دیگری سخنان مطهری، نماینده مجلس را بازتاب می داد.&lt;br /&gt;اما، حالت مستطیلی دهان ماهی و مرد شباهت به عکسی داشت که آفتاب یزد از مطهری گذاشته است و محتوای نمادها نیز هم عرض بودند. در ادامه تفسیرم را می نویسم:&lt;br /&gt;سه رویای زیر معنایی تقریباً مشابه دارند:&lt;br /&gt;نگاه از پایین به دهان و بدن ماهی‌ای که دهان مستطیل شکلی داشت و با حالتی خشن و جدی پیش می‌رفت. زاویه دید سه رخ راست از پایین بود.&lt;br /&gt;مردی با چهره‌ای جدی شبیه آن ماهی در آستانه ورودی دری قرار گرفت. مثل این که در را به ناگاه باز کرده باشد. فضای بیرون که دیده نمی‌شد می‌توانست روستا یا شهری ساحلی باشد و حس کردم هوا توفانی است.&lt;br /&gt;سه رخ راست از زاویه جلو پایین به ماشینی با چرخ‌های بزرگ که به پیش می‌تاخت. ماشین به نظر نظامی می‌آمد.&lt;br /&gt;این سه رویا حکایتگر دگرگونی شرایط و حضور جریانی جدی و معقول است که تلاش در کنترل اوضاع بر اساس اصول فکری خود را دارند. در واقع، جناح معقول راست پس از لطماتی که اقتدارگرایان تندرو بر بدنه نظام زدند، ‌می‌خواهند وضع را اصلاح کرده و با حضور مقتدر خود آسیب‌ها را ترمیم کنند. مطهری می‌گوید: كميته ويژه مجلس بايد ‌با جديت كار خود را ادامه دهد. سخنان صريح مقام معظم رهبري در چند روز گذشته مويد اين مسئله ‌است كه تخلفات و بلكه جناياتي توسط مـعــدودي از مـامـوران صـورت گـرفـتـه اسـت، امـا حـرف‌هـاي رئيس‌‌جمهور منافي با اين فرمايشات رهبري است.&lt;br /&gt;وی اضافه می‌کند: در مجموع فكر مي‌كنم حرف‌هاي رئيس جمهور با سخنان رهبري هماهنگ نبود؛ زيرا ‌رهبر انقلاب حتي نسبت به وابستگي اين افراد به خارج نيز ابراز‌‌‌‌‌ترديد كردند و تاكيد داشتند براساس احتمالات و شايعات نمي‌شود تصميم‌گيري كرد.‌&lt;br /&gt;رویای بعد بازگوی منش مطهری و طیف اوست: نیم رخ رباتی که سرش را به سمت پایین گرفته بود و به امری می‌اندیشید. این ربات را در انیمیشنی دیده بودم که نماد هوشمندی است.&lt;br /&gt;این طیف با دقت در مسائل تامل کرده و در حال چاره‌جویی است تا مشکلات گریبانگیر نظام را حل کند. مطهری می‌گوید: كشور در شرايط خاص و حساسي است. بحث دولت آقاي احمدي ‌نژاد و شخص آقاي موسوي مطرح نيست، هم‌‌اكنون اساس نظام درخطر است، همه بايد بكوشيم تا آنجا كه ‌ممكن است فضا را آرام كنيم و از احساس و هيجان پرهيز نماييم . بايد فضا را منطقي و معقول كنيم. اگر ‌بناست رهبران حوادث اخير محاكمه شوند بايد همه كساني كه در اين حوادث دخيل بودند محاكمه شوند.&lt;br /&gt;رویای بعد بیانگر از دور خارج شدن سیستم فکری‌ تندرویی است که فجایع انتخابات را رقم زد: گویا بدن متلاشی شده روباتی در تیرگی پیش رو بود. فقط انبوه جرقه‌های ناشی از تلاشی آن دیده می‌شد. این نماینده مجلس اظهار می‌دارد: تعدادي از ماموران و مسئولان آنها متهم هستند و ‌بايد محاكمه شوند، همين‌طور قضاتي كه بازداشت شدگان را به جاهايي مثل كهريزك فرستادند بايد ‌محاكمه شوند.&lt;br /&gt;و آخرین رویا مواجهه اقتدارگرایان تندرو با نیرویی جدید و پا پس کشیدن آن‌ها را نشان می‌دهد: فردی با دو دست میله‌ای را که بالای سرش بود گرفته و خود را با چشمان درشت هراسیده عقب می‌کشید. هراس در آن چشمان توام با حیرت از اتفاق یا چیزی بود که می‌دید.&lt;br /&gt;جوانفکر، مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، در پاسخ به اين سوال كه آيا دولت براي رسيدگي به قضايای کوی و کهریزک كميته‌اي را تشكيل ‌خواهد داد يا خير، اعلام می‌کند: اين گونه پيگيري‌ها و نظارت‌ها برعهده نمايندگان و دستگاه قضايي است و آنان بايد ‌موضوع را دنبال كنند اما اگر چنين تصميمي از سوي دولت اتخاذ شود آن را به اطلاع عموم خواهيم ‌رساند.‌&lt;br /&gt;در جملات بالا به وضوح عقب کشیدن و انفعال را می‌توان دید. با تغییر رئیس قوه قضاییه و حذف قاضی مرتضوی، جناح معقول راست گام به گام برای کنترل فضا پیش می‌رود. در چند هفته پیش نیز در پستی توضیح دادم که شخص رهبری هرچند خواستار خاموش کردن مردم بود، اما با شکلی که فرآیند سرکوب پیش رفت به هیچ وجه موافقت نداشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2126852969287657379?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2126852969287657379/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2126852969287657379&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2126852969287657379'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2126852969287657379'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_218.html' title='تفسیر تیتر اصلی آفتاب یزد در روز یکشنبه: اقتدارگرایان تندرو عقب رانده می‌شوند'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpmcreUhSPI/AAAAAAAAAFI/CaQpDBEGVzI/s72-c/01.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3070538992603096684</id><published>2009-08-29T11:31:00.000-07:00</published><updated>2009-08-29T11:32:14.932-07:00</updated><title type='text'>رویاها درباره خبر اول آفتاب یزد در روز یکشنبه چه می‌گویند؟</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت حدود یازده نیمه شب است. تا یک ساعت دیگر قاعدتا روزنامه آفتاب یزد روز یکشنبه در اینترنت منتشر می‌شود. به رویابینی درباره آن می‌پردازم:&lt;br /&gt;• نگاه از پایین به دهان و بدن ماهی‌ای که دهان مستطیل شکلی داشت و با حالتی خشن و جدی پیش می‌رفت. زاویه دید سه رخ راست از پایین بود.&lt;br /&gt;• گویا بدن متلاشی شده روباتی در تیرگی پیش رو بود. فقط انبوه جرقه‌های ناشی از تلاشی آن دیده می‌شد.&lt;br /&gt;• مردی با چهره‌ای جدی شبیه آن ماهی در آستانه ورودی دری قرار گرفت. مثل این که در را به ناگاه باز کرده باشد. فضای بیرون که دیده نمی‌شد می‌توانست روستا یا شهری ساحلی باشد و حس کردم هوا توفانی است.&lt;br /&gt;• نیم رخ رباتی که سرش را به سمت پایین گرفته بود و به امری می‌اندیشید. این ربات را در انیمیشنی دیده بودم که نماد هوشمندی است.&lt;br /&gt;• سه رخ راست از زاویه جلو پایین به ماشینی با چرخ‌های بزرگ که به پیش می‌تاخت. ماشین به نظر نظامی می‌آمد.&lt;br /&gt;• فردی با دو دست میله‌ای را که بالای سرش بود گرفته و خود را با چشمان درشت هراسیده عقب می‌کشید. هراس در آن چشمان توام با حیرت از اتفاق یا چیزی بود که می‌دید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3070538992603096684?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3070538992603096684/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3070538992603096684&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3070538992603096684'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3070538992603096684'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_29.html' title='رویاها درباره خبر اول آفتاب یزد در روز یکشنبه چه می‌گویند؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5508141507554645781</id><published>2009-08-28T04:06:00.001-07:00</published><updated>2009-08-28T04:09:13.351-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علمی'/><title type='text'>تفسیر رویا درباره «درمان آنفولانزای خوکی»: هنگ‌کنگ به مراحل نهایی تولید دارو رسیده است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در پست قبل توضیح دادم که به رویابینی درباره سه لینک اول گوگل درباره «درمان آنفولانزای خوکی» پرداختم و حال می‌خواهم رویاها را تفسیر کنم:&lt;br /&gt;نگاه آرام وزیر بویو حکایتگر اندیشه‌گری دکتر سید ناصر عمادی است: نگاه رو به پایین و بی‌حالت وزیر اعظم بویو، در سریال افسانه جومونگ، که گویا در فکری عمیق بود. تفسیر بسیار شفاف و چهره فاقد هر تحرکی بود.&lt;br /&gt;دکتر عمادی در مقاله خود «&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=86585"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;همه چیز از آنفولانزای خوکی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;» می‌نویسد: مشاهدات و تجربيات اينجانب از بيماري آنفولانزاي خوكي در كشور غنا در غرب آفريقا و كشور كنيا در شرق آفريقا طي هفته هاي اخير، بخصوص مشاهده مستقيم خانواده اي مبتلا به اين بيماري كه از كشور هند وارد كنيا شده بودند، اينجانب را بر آن نمود تا تجربيات عملي كسب شده از این بیماری را به همراه آخرين اطلاعات علمي از بزرگترين مركز مبارزه بيماري هاي واگيردار در جهان (C.D.C) يا( Center for Disease Control and Prevention) پس از ترجمه در اختيار هموطنان عزيز بخصوص مردم خونگرم و مهمانواز مازندران كه اين ايام ممكن است ميزبان توريستهايي از كشورهاي خارجي باشند قرار دهم.&lt;br /&gt;رویا بیانگر راهکاری منطقی است که دکتر عمادی پیش پای مردم می‌گذارد تا خویش را در بالاترین ایمنی نسبت به این بیماری قرار دهند. او خطر را هولناک نمی‌بیند، اما به هر حال، مسئله‌ای مربوط به جان آدمی‌ست و در رویا حس مسئولیت به خوبی در چهره وزیر نمایان است، چیزی که دکتر عمادی بنا به آن مقاله‌اش را نگاشته است: در مبارزه با اين ویروس نو ظهور آشنايي و آگاهي از اين بيماري فرصت بيشتري به ما در حفظ سلامتي فردي، خانوادگي و اجتماعي خواهد داد و بايد بدانيم شرط لازم پيشگيري دانستن و عمل كردن به دانستني هاست و به همين دليل با هم از اين بيماري مي خوانيم تا سالم، مطمئن و شاد زندگي كنيم.&lt;br /&gt;رویای بعد، به راهبردهایی اشاره دارد که برای درمان یا پیشگیری می‌توان به کار بست و در مقاله دکتر عمادی منعکس است: لب‌های پهن و پرآرامش زنی که نخ سیاهی را به میان گرفت و مرطوب کرد.&lt;br /&gt;تجربه دکتر عمادی در آفریقا، اشاره به لب‌های پهن زن، روشی اسلوب‌مند را پیش روی افراد قرار می‌دهد و او می‌گوید جای نگرانی نیست: اگرچه تاكنون واكسني براي اين بيماري كشف نشده اما نكات زير در پيشگيري مهم مي باشد.1- پوشاندن صورت، بيني و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال كاغذي يك بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص 2- شستشوي دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ويروس ها زدوده شوند. دستها را مي توان با پنبه و الكل ضدعفوني نمود.3- در خارج از منزل، محيط كار و معابر عمومي از تماس دستهايتان با صورت يا چشم، بيني و دهان تان خودداري نماييد. 4- حدامكان از تماس بسيار نزديك (دست دادن يا روبوسي) با افراد ديگر خودداري نماييد.5- آب دهان و ترشحات بيني را در زمين نريزيد. آنرا در دستمال كاغذي يك بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نماييد.6- سعي كنيد از حضور در مكان هاي پر ازدحام بخصوص در محيط هاي بسته كه امكان عطسه و سرفه در آن زياد مي باشد خودداري نماييد.7- دقت كافي به مسافراني كه از خارج كشور بخصوص كشورهاي آمريكايي، اروپايي و آسياي جنوب شرقي وارد کشور میشوند داشته باشيد و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.8- اگر احساس سرماخوردگي داريد در صورت شك به آنفولانزاي خوكي حداقل 7 روز در خانه بمانيد. و يك روز بعد از بهبودي كامل مي توانيد وارد فعاليت روزانه و اجتماعي شويد. اين راهي است كه ديگران را آلوده نمي كنید.9- بيمار بايد در اتاقي استراحت نماید كه محل عبور و مرور و رفت و آمد ديگران نباشد. اصطلاحاً ايزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طريق تلفن باشد و حدالامكان يك نفر نيازهاي شخص بيمار را تامين نمايد. درب و پنجره اتاق بيمار حدامكان باز باشد و از سيستم تهويه برخوردار باشد. 10- حمام جداگانه براي بيمار به همراه وسايل شخصي ضروري است. در غير اينصورت قبل از استفاده از حمام براي ديگران بايد حتماً كلرزدايي و گندزدايي شود. 11- نوشيدن مايعات فراوان و مسكن هاي استامينوفن، بروفن، ناپروكسن با نظر پزشك فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسايي و مشكلات كبدي و كليوي بايد مدنظر باشد و مصرف آنتي بيوتيك فقط با نظر پزشك در صورت احتمال بروز عفونت هاي باكتريال ضروري مي باشد.&lt;br /&gt;رویای بعد حکایتگر انرژی جوانی است که راهکارهایی درخور توان برای رخنه در موانع بزرگ جستجو می‌کند: مرد جوانی با فرزی روی لبه پایین دیواری ایستاد به دیوار تکیه داد و دسته‌ای را به جلو فشرد. مثل این بود که خارج دژی باشد که در زیر پایش خندقی هست.&lt;br /&gt;شاید بیماری آنفولانزای خوکی تهدیدی بزرگ باشد، اما انرژی و جوانی خود بزرگترین سد دربرابر آن است: وجود آنتي بادي ضد اين ويروس در بدن افراد ميانسال , جوان و سالم و حتي در يك سوم از افراد مسن بالاي 60 سال بدن آنها را در مقابل اين ويروس محافظت مي نمايد. بنابراين لازم است بدانيم بسياري از افراد در ابتلاي به اين بيماري نيازي به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت 7 روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زيرا مكانيزم دفاعي مناسب بدن ويروس را سركوب و نابود مي نمايد.&lt;br /&gt;نگاه هراسیده اشاره‌گر افرادی است که ارتباط را مساوی با ابتلا می‌بینند و در هراسی عمیق فرو رفته‌اند: نگاه وحشت زده و مضطرب مردی که چمباتمه زده به کامیونی که در برابرش در پرتگاهی سقوط کرد می‌نگریست. احتمالا کامیون در اثر تخریب پلی سقوط کرد.&lt;br /&gt;بی‌گمان دره نماد خطر و پل مسیر ارتباطی و کامیون بعد فراگیری و آسیبی است که جامعه را دچار کرده است. فردی خطاب به دکتر عمادی یادداشت گذاشته است: من یک سفر غیر ضرور به دبی دارم.به نظرشما در این شرایط سفرم را منتفی کنم یا نه؟در ضمن آیا تا بحال موردی از این بیماری در امارات (دبی)گزارش شده یا نه؟ اگه سریعتر جواب بدید ممنون میشم.&lt;br /&gt;فرد دیگری نوشته: شاید به حرفم بخندید ولی من بر این باورم که اخر الزمان شده و اخرای این دنیاست و داستان قیامت داره شروع میشه . . .&lt;br /&gt;به هر ترتیب، دو رویای بعد اشاره به تلاش هنگ‌کنگ برای یافتن داروی این بیماری دارند: سه رخ چپ جومونگ از پشت سر که زه کمانی را کشید. بازوی چپش ورزیده و سترگ می‌نمود.&lt;br /&gt;و نوک پیکان مانند وسیله‌ای عظیم که گویا از زیر دری صخره‌گون و ناپیدا بیرون آمد و برای لحظه‌ای سبز رنگ به نظر رسید.&lt;br /&gt;حالت نوک دستگاه بر آمده از زیر درب اشاره گر ساخته‌ای توانمند است که گام نخست برای معرفی آن به انجام رسیده و رنگ سبز نیز بیانگر برکت و استحکام بیانگر کارآیی آن می‌باشد. در خبر « &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=14133"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;کشف داروی درمان آنفولانزای خوکی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;» می‌خوانیم: به تازگی تعدادی از محققان هنگ کنگی موفق به کشف داروی درمان ویروس آنفولانزای H1N1 موسوم به خوکی و نیز دست یابی به نوع دیگری از این دارو به منظور مقابله با ویروس های N1H5 شدند.&lt;br /&gt;این داروها که آزمایش های متعدد پزشکی و آزمایشگاهی بر روی آن صورت گرفته، نتیجه مثبتی بر روی سلول‌های انسان داشته است به طوری که می تواند به بهبود بیماری منجر شود.&lt;br /&gt;همچنین به اعتقاد برخی از این محققان مصرف این داروهای جدید می‌تواند قدرت ایمنی بدن افراد در مقابل انواع ویروس‌ها را افزایش دهد.&lt;br /&gt;این دارو که اثر فوق العاده ای در از بین بردن ویروس های موسوم به نوع جدید آنفولانزای خوکی و آنفولانزای پرندگان دارد در مرحله انجام تست‌های نهایی قراردارد و به زودی بر روی گونه‌های مختلف حیوانات نیز آزمایش می‌شود.&lt;br /&gt;این داروها اوستئو پرویس نام گرفته که تحت دو برند دارویی به بازار عرضه خواهد شد.&lt;br /&gt;بازوی چپ سترگ نیز اطمینانی را بازگو می‌کند که در این مسیر وجود دارد و جومونگ نماد تیزبینی و صحت عمل است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5508141507554645781?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/5508141507554645781/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=5508141507554645781&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5508141507554645781'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5508141507554645781'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_6609.html' title='تفسیر رویا درباره «درمان آنفولانزای خوکی»: هنگ‌کنگ به مراحل نهایی تولید دارو رسیده است'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-9118819278866508050</id><published>2009-08-28T03:14:00.000-07:00</published><updated>2009-08-28T03:15:46.534-07:00</updated><title type='text'>تفسیر رویا درباره سه لینک اول گوگل در سرچ «درمان آنفولانزای خوکی» چه می‌گوید؟</title><content type='html'>اگر رویا ریشه‌ای الهی داشته باشد، بی‌گمان می‌تواند در فهم مسائل علمی نیز راهبردهایی ارائه دهد. البته تاریخ علم نمونه‌هایی را به یاد دارد. کشف ساختار دی‌ان‌ای معلول رویایی بود که کاشف دید و در آن دو مار در هم می‌پیچیدند. به هر ترتیب، می‌خواهم کلید واژه «درمان آنفولانزای خوکی» را در گوگل سرچ کنم. ابتدا رویاهایی که درباره سه لینک اول گوگل در این مورد دیده‌ام می‌آورم و در پست بعد آن‌ها را تفسیر می‌کنم.&lt;br /&gt;• لب‌های پهن و پرآرامش زنی که نخ سیاهی را به میان گرفت و مرطوب کرد.&lt;br /&gt;• نگاه وحشت زده و مضطرب مردی که چمباتمه زده به کامیونی که در برابرش در پرتگاهی سقوط کرد می‌نگریست. احتمالا کامیون در اثر تخریب پلی سقوط کرد.&lt;br /&gt;• سه رخ چپ جومونگ از پشت سر که زه کمانی را کشید. بازوی چپش ورزیده و سترگ می‌نمود.&lt;br /&gt;• نگاه رو به پایین و بی‌حالت وزیر اعظم بویو، در سریال افسانه جومونگ، که گویا در فکری عمیق بود. تفسیر بسیار شفاف و چهره فاقد هر تحرکی بود.&lt;br /&gt;• نوک پیکان مانند وسیله‌ای عظیم که گویا از زیر دری صخره‌گون و ناپیدا بیرون آمد و برای لحظه‌ای سبز رنگ به نظر رسید.&lt;br /&gt;• مرد جوانی اب فرزی روی لبه پایین دیواری ایستاد به دیوار تکیه داد و دسته‌ای را به جلو فشرد. مثل این بود که خارج دژی باشد که در زیر پایش خندقی هست.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-9118819278866508050?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/9118819278866508050/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=9118819278866508050&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9118819278866508050'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9118819278866508050'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_3526.html' title='تفسیر رویا درباره سه لینک اول گوگل در سرچ «درمان آنفولانزای خوکی» چه می‌گوید؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4360965548335241358</id><published>2009-08-28T00:58:00.000-07:00</published><updated>2009-08-28T01:05:30.883-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='علمی'/><title type='text'>تفسیر خبر اول علمی مهر بر اساس رویا: نسل جدید بازوهای روباتیک در خدمت بشر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;از این پست تلاش کرده‌ام توان تحلیل رویا را در موضوعات مختلف بیازمایم. تیتر اول اخبار علمی مهر «&lt;a href="http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=937257"&gt;جزئیات سیستم روباتیک فضایی/ سیستم روباتیک به کمک شاتلها می‌آید&lt;/a&gt;» است.&lt;br /&gt;رویای نخست موثر بودن بازوی روباتیک جدید را بازنمایی می‌کند: ساعد چپی بود که بافت آن حالت نوری سبز و سفید داشت. ساعد سالم می‌نمود.&lt;br /&gt;رنگ سبز نمایشگر بالندگی و شکل بافت‌ها کارآیی و قابلیت بازوی روباتیک را نشان می‌دهند. فرهاد عقیلی از آژانس فضایی کانادا و کوروش پارسا مهندس مکانیک شرکت برش ESAB می‌گویند: این سیستم روباتیک می‌تواند به عنوان ابزاری مناسب در جایگزین کردن شاتل‌های ناسا به کار گرفته شوند. در واقع هدف نهایی ما از ارائه این طرح ایجاد ساختاری قابل تغییر است که ساده تر، قابل اطمینان تر و سبک تر از سیستمهای کنونی باشد و برای نگهداری از آن فضای کمتری مورد نیاز باشد.&lt;br /&gt;رویای دیگر نیز بر استحکام و صحت این تکنولوژی تاکید دارد: عرض قطعه‌ای فلزی مانند بلبرینگ یا چیزی شبیه آن که بخشی که دیده می‌شد حالتی سالم و سمباده کشیده داشت.&lt;br /&gt;مخترعان ایرانی تاکید می‌کنند که سیستم روباتیک جدید را دارای ساختار ساده اما مقاوم می‌دانند که می‌تواند در بسیاری از ماموریت‌های فضایی به عنوان ابزاری کاربردی مورد استفاده قرار گیرد.&lt;br /&gt;رویای بعدی حکایتگر اثر مفیدی است که اختراع بر بشر می‌گذارد: بادکنکی سبز و معلق در هوا و صورت خندانی که به آن می‌نگریست. ارتفاع بادکنک کمی از سر فرد بالاتر بود.&lt;br /&gt;بادکنک سبز بیانگر جشن و سرخوشی ناشی از رسیدن به هدف است. در اینجا، می‌تواند بیانگر مورد تایید قرار گرفتن اختراع جدید و سرور ناشی از آن باشد.&lt;br /&gt;دو رویای دیگر نیز مختصاتی را نشان می‌دهند که بازوی جدید در اختیار قرار می‌دهد: مردی که با بدخلقی چیزی به دست چپ داشت و از آن تکه‌ای را به دندان کند. آن چیز نئونی رنگ بود که نشان می‌دهد هویتی معلوم دارد.&lt;br /&gt;حضور در فضا یعنی لزوم کار زیاد و تغذیه محدود نیازها، بنابراین، طبیعی است که انسان در فضا در معرض عصبیت و ناخرسندی قرار گیرد. ابزارهایی چون بازوی مکانیکی با کاستن از فشار کاری و جایگزینی نیروی انسانی می‌توانند گزینه‌ای صحیح در فضا باشند.&lt;br /&gt;و رویای بعد: چشم راستی که با دست پائین آن کشیده شده بود و پلک‌ها تقریباً بسته بود شبیه حالتی که فرد بخواهد قطره‌ای به چشم بیاندازد. و حالت خستگی یا کسالت را داشت.&lt;br /&gt;فشار کاری زیاد به معنای خستگی و عوارض ناشی از آن است. ابزار جایگزین نیروی انسانی فشار کاری را کاهش داده و سلامت نیروی انسانی را حفظ می‌کنند.&lt;br /&gt;نهایت این که فناوری روباتیک جدید یک ابداع موثر و کارآمد بوده و می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب نیروی انسانی در شرایط سخت مورد استفاده قرار گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4360965548335241358?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/4360965548335241358/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=4360965548335241358&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4360965548335241358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4360965548335241358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_28.html' title='تفسیر خبر اول علمی مهر بر اساس رویا: نسل جدید بازوهای روباتیک در خدمت بشر'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2156280492677867685</id><published>2009-08-27T17:12:00.001-07:00</published><updated>2009-08-27T17:12:44.717-07:00</updated><title type='text'>خبر اول بخش علمی خبرگزاری مهر در ظهر جمعه چه خواهد بود؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;الان ساعت حدود چهار و نیم بامداد جمعه است. کسانی که پی‌گیر این وبلاگ هستند، می‌دانند پست‌های اخیر به تفسیرهایی دقیق ختم شده‌اند. حال می‌خواهم دایره تفسیر را به موضوعات مختلف گسترش دهم. در این پست، به خبر اول بخش فناوری‌های نوین خبرگزاری مهر در ظهر جمعه می‌پردازم:&lt;br /&gt;• ساعد چپی بود که بافت آن حالت نوری سبز و سفید داشت. ساعد سالم می‌نمود.&lt;br /&gt;• مردی که با بدخلقی چیزی به دست چپ داشت و از آن تکه‌ای را به دندان کند. آن چیز نئونی رنگ بود که نشان می‌دهد هویتی معلوم دارد.&lt;br /&gt;• چشم راستی که با دست پائین آن کشیده شده بود و پلک‌ها تقریباً بسته بود شبیه حالتی که فرد بخواهد قطره‌ای به چشم بیاندازد. و حالت خستگی یا کسالت را داشت.&lt;br /&gt;• بادکنکی سبز و معلق در هوا و صورت خندانی که به آن می‌نگریست. ارتفاعبادکنک کمی از سر فرد بالاتر بود.&lt;br /&gt;• عرض قطعه‌ای فلزی مانند بلبرینگ یا چیزی شبیه آن که آن بخشی که دیده می‌شد حالتی سالم و سمباده کشیده داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2156280492677867685?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2156280492677867685/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2156280492677867685&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2156280492677867685'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2156280492677867685'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_1215.html' title='خبر اول بخش علمی خبرگزاری مهر در ظهر جمعه چه خواهد بود؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5319156923382737966</id><published>2009-08-27T07:24:00.000-07:00</published><updated>2009-08-27T07:26:37.061-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>تفسیر تیتر اول آفتاب یزد بر اساس رویا: خاتمی استوار برای دفاع از آرمان‌ها ایستاده است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به تحلیل رویاهای می‌پردازم که دیروز درباره خبر اول روزنامه آفتاب یزد دیده بودم. تیتر اصلی آفتاب یزد این است: &lt;a href="http://www.aftab-yazd.com/textdetalis.asp?dt=8/27/2009&amp;amp;aftab=8&amp;amp;TextID=101746"&gt;واکنش دفتر خاتم به دادگاه سه‌شنبه&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;اما، اولین رویا بیانیه دفتر سید محمد خاتمی را باز نمایی می‌کند: اژدهایی با دهانی منقار مانند به رنگ نئونی روشن که رفتاری توام با تهدید و آشفتگی داشت؛ مانند حرکت حیوانات در مراقبت از آشیانه یا چیزی شبیه آن. این رویا حکایتگر قدرتی سترگ است که به این سادگی‌ها نمی‌شود حریف آن شد و مانند پرنده‌ای با عزمی جزم از حریم آنچه چون آشیانه می‌بیند حراست می‌کند. برای محمد خاتمی آشیانه چیزی نیست جز ایده‌آل‌هایی که در جمهوری اسلامی می‌بیند و در بیانه به آن اشاره‌ای سر راست شده است.&lt;br /&gt;خاتمی اعلام کرده است: در جــــریــــان حـــوادث ســیــاسـی بـعـد از انتخابات، متأسفانه بداخلاقی‌های بی سابقه‌ای در انـتـشــار ‌اتـهــام‌هـای جـهـت‌دار بـا هـدف تـخـریـب شـخـصیت‌های اثرگذار جامعه ملاحظه می‌شود... این قبیل ادعاها، اساساً کذب و عاری از حقیقت است ‌و بجا است مسئولان امر از گسترش این بداخلاقی‌ها و اعمال خلاف شرع و قانون که ‌آثار سوء آن قبل از اینکه متوجه افراد باشد به نظام جمهوری اسلامی لطمه می‌زند ‌جلوگیری به عمـل آورنـد.&lt;br /&gt;رویای دیگر نیز مهدی هاشمی را به تصویر می‌کشد: چهره سه رخ چپ جانوری که شبیه گربه سانان بود. البته فقط چشم و سمت راست سه رخ دیده می‌شد و بخش چپ در تاریکی پنهان بود. حالت چهره باریک و استخوانی و توام با هوشیاری نزدیک شدن به طعمه به نظر می‌رسید.&lt;br /&gt;آفتاب یزد نامه مهدی هاشمی خطاب به ضرغامی، ریاست صدا و سیما، را درج کرده و از قول مهدی هاشمی نوشته: ‌حال که پرونده انتخابات سال 84 باز شده، برای تنویر افکار عمومی خوب است که 2 میلیارد ‌تومان ادعایی در این دادگاه فرمایشی همراه با 340 میلیارد تومانی که از شهرداری مفقود شده ‌و بارها توسط شهردار وقت و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور مورد سوال قرار ‌گرفته یکجا بررسی تا رسوا شود هر که در او غش باشد.&lt;br /&gt;رویا به وضوح حرکت تهاجمی گربه‌سانی توانا را در برابر طعمه (یا رقیب) نشان می‌دهد. آیا برای اقتدارگرایان بهتر نیست که در برابر این خاندان قدرتمند به فکر راهی برای مصالحه باشند؟!&lt;br /&gt;رویای سومی که می‌خواهم به آن بپردازم، حکایتگر وحشتی است که متهمان را وادار به تهمت‌افکنی‌های بزرگ کرده است: مردی تنها و هراسیده در جنگلی با درختان عظیم که کمی خم شده به اطراف می‌نگریست. (این تصویر نمایشگر انسان‌هایی است که با حمله دایناسورهای وحشت‌افزا روبرو هستند). به راستی، مردی چنان ترسیده که جسمش هلالی شده، آیا به هر ریسمانی برای رهایی، ولو تهمت‌زدن به دوستان دیروز، چنگ نمی‌زند؟ و حال و روز زندانیان نیز همین است. روزها سلول انفرادی و فشارهای روانی و جسمانی کمر همت آنان را شکسته تا فقط به رهایی به هر قیمتی که شده، بیاندیشند. گفته چنین انسان‌های بی‌کس فتاده‌ای چه محلی از اعراب دارد؟&lt;br /&gt;رویای دیگر به اعتراض ناصحانه عضو مجلس خبرگان اشاره دارد: تصویری کوتاه از چشم چپ مردی که پوست صورتش نخودی رنگ بود و چشمی شیشه‌ای گون متمایل به رنگ سبز داشت. در آن چهره می‌شد قدرت و نگاهی به پایین و بی‌حالت را تشخیص داد.&lt;br /&gt;آفتاب یزد از قول ‌هاشم هاشم‌زاده هریسی می‌نویسد: بنده نه از محتوای پرونده‌ها اطلاعی دارم و نه پخش جلسات دادگاه را از ‌رسانه نگاه می‌کنم... (اما) اعلام مـی‌کنـم صـرفا از نظر مصالح اجتماعی و نظام، این روش، روش خوبی ‌نیست... اگر به دنبال آن هستیم که مردم به یکسری مسائل آگاه ‌شوند، به خدا راه آن این نیست زیرا تاثیر عکس دارد... از بعد اخلاقی و مصالح اجتماعی این مسائل برای ‌نظام اسلامی ما و انسجام و وحدت ملی مضر بوده و ایجاد شکاف می‌کند... برگزاری علنی این دادگاه‌ها علاوه بر اینکه در بیداری ‌مردم هیچ اثری ندارد بلکه ‌احساسات افراد زیادی را جریحه‌دار ‌کرده و اعتماد به نظام و مسئولان را ‌مخدوش می‌سازد.&lt;br /&gt;رویا نیز شکوه‌ای را نشان می‌دهد که در آن هزار غوغا خوابیده است. محتوای اعتراض در حالت و رنگ چشم کاملا خود را نشان می‌دهد. این اعتراضی کاملاً منطقی و متکی بر منافع نظام و نه از سر انسانیت و بشر دوستی است.&lt;br /&gt;رویای بعد اشاره‌گر به مسئله‌گشایی‌های عماد افروغ است: مردی که شیشه‌های عینکش در درون به رنگ سبز آکنده بود و در نگاهش حالت حل مسئله به چشم می‌خورد. عینک قابی مستطیل و باریک داشت.&lt;br /&gt;این استاد دانشگاه با اعلام این که نگاه من عمدتا از منظر آکادمیک است، اظهار داشته: اگر قرار ‌باشد به حوادث اخیر انتساب انقلاب مخملی بدهیم باید توجه داشته باشیم که یک انقلاب مخملی ‌یک عنصر بنیادین است و چند مولفه دیگر دارد؛ عناصر بنیادین آن "براندازی نرم یک حکومت" ‌است بدین‌معنا که گروهی با استفاده از ظرفیت‌های قانونی بخشی از حکومت را بگیرند و به ‌تدریج آن را استحاله کرده و به سمت غرب و به خصوص آمریکا و انگلیس سوق دهند که در ‌این صورت نیازی به صف‌بندی‌های نظامی نیست که این عنصر بنیادین را باید در مواضع ‌رهبر جنبش جستجو کنیم.&lt;br /&gt;وی افزوده است: عنصر دوم اتصال و ارتباط با بیگانه است که اگر سند و مدرکی در این زمینه ‌وجود داشته باشد، باید در شخص میرحسین موسوی به مثابه رهبری اعتراضات آن را پیدا ‌کرد که تاکنون چنین چیزی به دست نیامده است و مواضع ایشان ارتباط کاملا وثیقی با انقلاب ‌اسلامی و ظرفیت‌های قانون اساسی دارد و اگر کسی هم سندی دال بر تاثیر ارتباط بیگانه با ‌حوادث اخیر دارد باید آن را به صورت روش‌مند در اختیار دادگاه قرار دهد.&lt;br /&gt; ‌افروغ تاکید کرد: باید تلاش شود تا حواشی کمتری در موضوع دادگاه مطرح شود و ‌این تلقی مطرح نشود که کسانی می‌خواهند انتقام گذشته را بگیرند که در این صورت بی ‌اعتمادی فزاینده‌ای در مردم ایجاد می شود.&lt;br /&gt;رویا واکاوی چالش پیش آمده و متکی بر دلایل قابل اتکایی است که افروغ آن را موشکافانه مطرح می‌کند. آیا این دلایل قابل کتمان‌اند؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5319156923382737966?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/5319156923382737966/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=5319156923382737966&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5319156923382737966'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5319156923382737966'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_27.html' title='تفسیر تیتر اول آفتاب یزد بر اساس رویا: خاتمی استوار برای دفاع از آرمان‌ها ایستاده است'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-13609217951974598</id><published>2009-08-26T10:10:00.000-07:00</published><updated>2009-08-26T10:11:28.103-07:00</updated><title type='text'>تیتر اصلی روزنامه آفتاب یزد در پنجشنبه چه خواهد بود؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;ساعت نه شب چهارشنبه است. می‌خواهم رویاهای مربوط به خبر اول روزنامه آفتاب یزد را در روز پنجشنبه ببینم:&lt;br /&gt;• اژدهایی با دهانی منقار مانند به رنگ نئونی روشن که رفتاری توام با تهدید و آشفتگی داشت؛ مانند حرکت حیوانات در مراقبت از آشیانه یا چیزی شبیه آن.&lt;br /&gt;• تصویری کوتاه از چشم چپ مردی که پوست صورتش نخودی رنگ بود و چشمی شیشه‌ای گون متمایل به رنگ سبز داشت. در آن چهره می‌شد قدرت و نگاهی به پایین و بی‌حالت را تشخیص داد.&lt;br /&gt;• مردی تنها و هراسیده در جنگی با درختان عظیم که کمی خم شده به اطراف می‌نگریست.&lt;br /&gt;• مردی که شیشه‌های عینکش در درون به رنگ سبز آکنده بود و در نگاهش حالت حل مسئله به چشم می‌خورد. عینک قابی مستطیل و باریک داشت.&lt;br /&gt;• چهره سه رخ چپ جانوری که شبیه گربه سانان بود. البته فقط چشم و سمت راست سه رخ دیده می‌شد و بخش چپ در تاریکی پنهان بود. حالت چهره باریک و استخوانی و توام با هوشیاری نزدیک شدن به طعمه به نظر می‌رسید.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-13609217951974598?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/13609217951974598/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=13609217951974598&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/13609217951974598'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/13609217951974598'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_26.html' title='تیتر اصلی روزنامه آفتاب یزد در پنجشنبه چه خواهد بود؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2979114142567888851</id><published>2009-08-25T14:52:00.001-07:00</published><updated>2009-08-25T14:52:38.867-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبی'/><title type='text'>قطعه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در درونم خشم&lt;br /&gt;پاره پاره‌ام می‌کند&lt;br /&gt;من برهوتی غریبم&lt;br /&gt;که می‌دانم آب&lt;br /&gt;بهتر است از آتش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2979114142567888851?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2979114142567888851/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2979114142567888851&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2979114142567888851'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2979114142567888851'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_2532.html' title='قطعه'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8409487307921183039</id><published>2009-08-25T14:47:00.000-07:00</published><updated>2009-08-25T14:48:48.193-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ادبی'/><title type='text'>پله با پرتگاه فرق دارد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;به دوستم گفتم فرق میان پله و پرتگاه را می‌دانی؟ لبخندی زد. گفتم ما ایرانیان تفاوت پله و پرتگاه را می‌بینیم؛ اما چشممان را بر آن می‌بندیم. ساده عاشق می‌شویم، دل می بندیم به پرتگاه. شاید چون پدر و مادرمان هم فرقش را نمی‌دانستند. آن‌ها هم دنبال احساسشان می‌دویدند و آخ، وقتی سر می‌خوردند و زانویشان زخم می‌شد، بد و بیراهی بود که نثار زمین و زمان می‌کردند.&lt;br /&gt;این رسمش نیست. واقعاً کی یاد می‌گیریم بزرگ شویم و گناه اشتباهمان را به گردن بگیریم؟ آخر، خدای بیچاره چه تقصیری دارد؟! چشم داده تا ببینیم، ما هم خوب می‌بینیم، خوب خوب؛ اما دنبال صدای زنگوله هوایمان راه می‌افتیم و از بهشت تالاپی می‌افتیم پائین، قعر جهنم. چون فرق پله و پرتگاه را نمی‌دانیم. نمی‌خواهیم بدانیم. پس، دندمان نرم، بگذار همین جهنمی که هستیم بمانیم. خود این را خواسته‌ایم. نه، بهتر است بگویم برای خود ساخته‌ایم.&lt;br /&gt;دوستم خندید. صدای زنگوله از آن ور خیابان به گوشش می‌رسید و هوای رفتن داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8409487307921183039?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8409487307921183039/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8409487307921183039&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8409487307921183039'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8409487307921183039'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_25.html' title='پله با پرتگاه فرق دارد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2421177735367750699</id><published>2009-08-24T14:22:00.001-07:00</published><updated>2009-08-24T14:25:01.496-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دولت'/><title type='text'>تفسیر تیتر اول آفتاب یزد بر اساس رویا: مشايي مدعي شد پيام اروپايي‌ها براي شركت در مراسم تنفيذ</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;اولین رویای که باید در پست قبل مورد توجه قرار داد منقار معلوم پرنده است: منقار هلالی شک و باز پرنده‌ای با حس شهوانی و به رنگ نوری روشن. &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpMFCRlmRPI/AAAAAAAAAFA/ogBh1lVxgPA/s1600-h/mashaei.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5373644317022110962" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 120px; CURSOR: hand; HEIGHT: 130px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpMFCRlmRPI/AAAAAAAAAFA/ogBh1lVxgPA/s400/mashaei.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بدون تردید وضع معلوم و حالت این منقار مطابقت با عکسی دارد که آفتاب یزد از رحیم مشائی زده است. بیان رویا این است که جناح اقتدار آکنده از حس قدرت و در فضایی سرخوشانه قرار گرفته اند. آنان خود را پیروز و برخوردار می بینند.&lt;br /&gt;آفتاب یزد می نویسد: ... ظاهراً در داخل دولت به... حساسيت‌ها توجهي نمي‌شود به طوري كه سايه نقش آفريني هر چه بيشتر مشايي در امور اجرايي و تبليغاتي دولت دهم به شدت بر آغاز فعاليت‌هاي اين دولت سايه افكنده است.&lt;br /&gt;و از همین سرخوشی است که مشائی می‌گوید: ‌اتفاقاتي در صحنه بين الملل و در منطقه رخ داد و پيروزي‌هاي بزرگي نصيب دولت شد كه آقاي احمدي‌نژاد ظرف يك سال به مشهورترين و محبوب‌ترين شخصيت سياسي جهان اسلام قطعا و بلكه دنيا تبديل شد.&lt;br /&gt;رویای هواپیما‌ها و کشتی بزرگ نوری در حال سکون نیز از مهم‌ترین فراز سخنان مشائی یعنی مسئله تنفیذ رونمایی می‌کند: تصاویری از هواپیما، آشیانه هواپیما و کشتی که همه وضعیتی توام با توان و توقف داشتند.&lt;br /&gt;رویا نشان می‌دهد این کشورها هر کدام در جای خود متوقف بوده و در مسیر ارتباط حرکت نکرده‌اند. حال آن که مشائی می‌گوید: همه كشورهاي اروپايي براي شركت در مراسم تنفيذ به وزارت‌خارجه پيغام مي‌فرستند ما در تنفيذ شركت مي‌كنيم فقط خواهش مي‌كنيم كه آقاي رئيس جمهور صحبت مي‌كنند ملاحظه ما را نيز بكنند.&lt;br /&gt;نکته آن است که در تصاویر مشخصاً ضعف و نیاز دیده نمی‌شود. بنابراین،‌ادعای مشائی مهملی ندارد. این نکته را رویای برگ‌ها تصریح می‌کند: برگ‌هایی به شکل چتر حصیری و تیره و سیاه که نوک نوری روشنی داشتند و رو به سمت چپ استحکام و برقراری را نشان می‌دادند.&lt;br /&gt;نوک‌های معلوم و تیز برگ‌ها نمایشگر واقعیت آشکار مواجهه غرب با تنفیذ ریاست جمهوری احمدی‌نژاد است. آنان به هیچ‌وجه با دست‌برد در انتخابات همراهی نکردند. کتمان این حقیقت و خلاف آن سخن گفتن، نهایت غریبی را می‌نماید.&lt;br /&gt;به هر ترتیب،‌ رویای قورباغه پرده از محتوای رفتار دولت بر می‌دارد که در آب ماهی و در خشکی پرنده است؛ یعنی در وضعی برآشفته هر امری را آن گونه که می‌خواهد تعبیر می‌کند: نگاه از بالا به سر قورباغه‌ای که با وجود اندام سالم وضعی منفعل و ایستا داشت.&lt;br /&gt;نویسنده آفتاب یزد از زبان مشائی می‌نویسد: هاشمي رفسنجاني در موضوع مديريت جامعه با مقام معظم رهبري زاويه داشت و مي‌خواست به رهبري فشار بياورد تا مشي ايشان عوض شود.&lt;br /&gt;وی به نقل از مشائی می‌گوید: گفتند احمدي نژاد در كشور پول توزيع مي‌كند. احمدي‌نژاد پول توزيع نمي‌كند بلكه اين كميته‌هاي امداد و بهزيستي هستند كه در دوره‌حيات اين دولت، رسيدگي شده و تلاش شد تا خدمات آنها از نظر كيفي بهبود يابد.&lt;br /&gt;و باز ادامه می‌دهد: ‌‌اينها با مشاهده توفيقات دولت در ساختن شهرها و روستاها، اكنون حرف‌هايي مي‌زنند كه هيچ كس باور نمي‌كند و حرف‌هايي مي‌زنند و به جن نسبت مي‌دهند، به‌‌‌‌‌امام زمان‌ لاي درختان نسبت مي‌دهند، سر سفره به جانماز نسبت مي‌دهند و سپس در آخر، يك مرتاض 400‌‌‌ساله ايراني زرتشتي پيدا كرده‌اند و به او نسبت مي‌دهند. چرا اينها را مي‌‌گويند؟ براي اينكه نمي‌توانند در‌مقابل منطق ايستادگي كنند.&lt;br /&gt;اما، رویای مار پرده از روند غرب در چالش انتخابات بر می‌دارد. غربی‌ها کمی خیز به جلو برداشتند، اما متوقف شدند تا شرایط را دقیق‌ببینند: سر ماری که حالت چهره‌اش شبیه قورباغه رویای گذشته بود و وضعی میان توقف و تهاجم داشت. مار پرتوان می‌نمود.&lt;br /&gt;جالب آن که غرب نیز فرآیند‌ها را از نگره‌ای توجیه‌گر و بدور از واقع به تحلیل نشست و ابعادی برای واقعیات ایران قائل شد، که وجود ندارد. ببینم مشائی در این باره چه می‌گوید. او دخالت غرب در انتخابات را این چنین به تصویر می‌کشد: »...‌هماهنگي‌هاي بسيار وسيعي از جانب سرويس‌هاي اطلاعاتي اروپايي‌ها به ويژه انگليس صورت گرفت تا اين پروژه را به عنوان يك پـروژه بسيار مهم پيگيري كنند. يكي از مهمترين پروژه‌ها، انقلاب مخملي بود. اين انقلاب سطحش خيلي بالاتر از آنچه در گرجستان اتفاق افتاد، بود.&lt;br /&gt;حقیقت نیز چندان بدور از این معنا نیست. غرب کمی به جلو آمد، اما محتاطانه شرایط را ارزیابی کرد و هرگز مداخله‌ای مستقیم آن گونه که مشائی عنوان می‌کند،‌نداشت.&lt;br /&gt;آخرین رویا حکایتگر ویران کردن رشته‌ای است که خود دولت بافته بود: فردی با حالت زجه و ناراحتی ابزاری دسته‌دار را بر چیزی فرود آورد و آن را در هم شکست.&lt;br /&gt;در آن رویا مرد شیئی تخم‌مرغی شکل و نوری سفید را در هم شکست. می‌شد آن را شبیه یک هسته یا هر چیز دیگر دانست. نویسنده مقاله می‌نگارد: بخش ديگر اظهارات مشايي را به نوعي مي‌توان مرتبط با ادعاي بعضي از اصلا‌ح‌طلبان دانست كه تشويق‌هاي قبلي براي حضور در انتخابات را ناشي از نياز به گرم كردن تنور انتخابات مي‌دانستند. مشايي در بخشي از اظهارات خود گفته است: سال قبل در اين هنگام، كسي رقيب آقاي احمدي‌نژاد نبود. آقاي خاتمي يك بار آمد و عقب نشيني كرد. اسمي از موسوي هم نيست. در كشور يك احمدي‌نژاد است ولا‌غير و اين مسئله تا ماه‌هاي قبل از انتخابات هم ادامه دارد. مردم هم پيروزي احمدي‌نژاد را قطعي تلقي مي‌كردند. فقط اين نگراني وجود داشت كه نكند مردم بگويند ايشان رئيس جمهور است و ديگر نيازي نيست كه همه پاي صندوق راي بروند. در اين صورت آقاي احمدي‌نژاد با يك را‡ي 15، 16 ميليوني رئيس‌جمهور مي‌شود و مخالفان ادعا مي‌كنند كه احمدي‌نژاد محبوبيت نداشته و اين باعث مي‌شود كه بگويند هم نظام محبوبيت نداشت هم ولا‌يت فقيه محبوبيت نداشت... در شرايط كنوني نمي‌توانند حرفي بزنند. چون 40 ميليون آدم آمدند. ولي اگر شما فرض كنيد 21، 22 ميليون آدم آمده بودند و 15، 16 راي به آقاي احمدي‌نژاد داده بودند، وضعيت نگران كننده بود&lt;br /&gt;رویا نشان می‌دهد فرآیند انتخابات از دست دولت که خواهان مشارکت مردم و مصادره آراء آنان به نفع احمدی‌نژاد بود، خارج شده و اقتدارگرایان ناگزیر از ویران کردن فرآیندی شدند که بر خلاف میلشان شکل گرفته بود. بی‌گمان این امر و کوفتن بر جان شهروندان خوشایند هیچ کس نیست، اما خودکامگی انسان‌ها را به ورطه‌های می‌کشاند که بسیار دور از راه راست است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2421177735367750699?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2421177735367750699/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2421177735367750699&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2421177735367750699'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2421177735367750699'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_9832.html' title='تفسیر تیتر اول آفتاب یزد بر اساس رویا: مشايي مدعي شد پيام اروپايي‌ها براي شركت در مراسم تنفيذ'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpMFCRlmRPI/AAAAAAAAAFA/ogBh1lVxgPA/s72-c/mashaei.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-567428570351335877</id><published>2009-08-24T10:49:00.000-07:00</published><updated>2009-08-24T10:50:47.750-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='چکیده'/><title type='text'>نگاهی گذرا به یک ماه رویابینی‌هایم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در زیر فرازهایی از اطلاعاتی را آورده‌ام که ناشی از تفسیر رویاهایی است که در یک ماه گذشته دیده‌ام. بخشی از این داده‌ها به تحلیل اتفاقات مختلف پرداخته و برخی نیز حاوی اشاراتی برای‌ آینده‌اند:&lt;br /&gt;• داستان اردوگاه اشرف از سویی حکایتگر نقض حقوق بشر است و از سوی دیگر تلاش دولت عراق برای خلاص شدن از نیرویی مزاحم را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;• رویا به شایعه عزیمت مراجع به نجف اشاره داشت و می‌گفت این جماعت با وجود توان برای ایستادگی در برابر اقتدارگرایان فعلاً چشم بسته‌اند و انتخاب را در سکوت یا رفتن و وانهاندن ملت به دست اقتدارگرایان می‌بینند.&lt;br /&gt;• مردم ایران امروز بهترین شرایط را برای رهایی و دست‌رسی به آزادی شایسته در اختیار دارند؛‌ زیرا بخش قدرتمندی از جناح حکام نیز پشتیبان آنان است. اما، روح‌های مفلوک انبوه ایرانیان با انفعال و بی‌تفاوتی راه را برای اقتدارگرایان هموار می‌کند.&lt;br /&gt;• در مراسم چهلم کشته شدگان انتخابات، افرادی صاحب جایگاه و سرشناس نیز با چالشی فرای انتظارشان روبرو می‌شوند. دلیل نیز ساده است، حکومت می‌خواهد این منابع آلترناتیو و موج ساز را حذف کند، تا بدنه جنبش نحیف و شکننده گردد.&lt;br /&gt;• رویا حکایتگر دغدغه عزیزان است که مانعی برای پیوستن تمام انرژی افراد به جنبش می‌شود.&lt;br /&gt;• رویای زن ترسیده نیز حکایتگر هراسی است که زن ایرانی از تجاوز و شکنجه‌های ناموسی دارد و او را به انفعال کشانده است... این نوع زن از آنچه می‌ترسد، نه جان، که گرفتاری و تصویر دهشت‌ناکی است که از بی‌حرمت شدن زنان زندانیان دارد.&lt;br /&gt;• هسته اصلی معترضین آمادگی تام و تمام برای هزینه کرد خود دارد. این‌ها جوهره‌هایی سرشار و استوارند که گام عقب نخواهند گذاشت. شاید امروز یا فردا بشود، عقب راندشان،‌ اما هرگز تسلیم نخواهند شد.&lt;br /&gt;• تا کی می‌توان طیف وسیعی از نیروها را با تمناهای مادی حفظ کرد و تا کی می‌توان باور به حق بودن را در عملکرد نیروهای ضد شورش تزریق نمود تا استوار با مردم برخورد کنند؟ حفظ اعتراض می‌تواند باعث کاهش نیروهای سرکوب ‌شود.&lt;br /&gt;• رویا حکایتگر اهرم نظام کمونیستی کوبا برای حفظ خود در برابر نیاز شدید به دلار‌های آمریکایی است؛‌ اما عطش آن چنان جدی است که کوبا را به دامان آمریکا پرتاب خواهد کرد، حال شاید با پوششی ظاهری از کمونیسم.&lt;br /&gt;در تفسیر رویاهای روز تنفیذ اشاره کردم که نیروهای ضدشورش حضور گسترده‌ای خواهند داشت. جدا از آن به زمینه تاریک اکثر رویاها نیز اشاره نمودم که حاکی از مبهم بودن بود و نه تنها مراسم تنفیذ در حضور پرشمار هزاران نفری نیروهای ضد شورش برگزار شد بلکه زمان آن نیز محرمانه و با تاخیر بود. به علاوه، معترضین نیز ساعتی پس از زمان اعلام شده و نزدیک به تاریکی هوا اعتراضات خود را ابراز داشتند.&lt;br /&gt;• نیرویی سهمگین و وفادار، به وارسی و جستجو می‌پردازد که یک مورد آن توقیف گوشی‌های موبایل‌های شهروندان بود. رویا به وضوح نشان می‌داد که این ماشین جنگی برای التزام به حاکم خود طراحی و ساخته شده است و می‌کوشد تمام فضاها و منافذ را پاک‌سازی کند.&lt;br /&gt;• این رویا، بیانگر سرکوب بدون گذشت نسبت به مخالفین است. در برابر چنین نیروی سهمگینی، پرداختن به مبارزه سخت‌افزاری اشتباه محض است.&lt;br /&gt;• این تصویر حکایتگر شوکه شدن و فقدان هوشمندی نسبت به شرایط است. بی‌گمان امروز بخشی از نیروهای معترض مانده‌اند چه کنند و با وجود حضور یافتن، هیچ استراتژی روشنی برای استمرار و پیشبرد اهداف ندارند.&lt;br /&gt;• این نیروی‌ای است که راه را می‌بیند و با وجود آن که جثه‌ای حجیم ندارد، بر مسیر طی طریق کرده و چه بسا به مقصد نیز خواهد رسید. در واقع، زمانی که راه شفاف در پیش روی آدم قرار می‌گیرد، انسان با وجود تمام سختی‌ها و کاستی‌ها پیش خواهد رفت.&lt;br /&gt;• این رویاها نشان می‌دهند تروریسم در عراق مسئله‌ای ریشه‌دار است که حل آن به این سادگی‌ها نخواهد بود. ضمناً رویا در قالب اسب بی‌تکلف نشان می‌دهد که بی‌تفاوتی مردم می‌تواند عاملی برای بقاء قدرت تروریسم باشد.&lt;br /&gt;• جامعه جهانی بحران اقتصادی را پشت سر گذاشته و اکنون با پس لرزه‌های آن روبروست. اقتصاد سرمایه‌داری به دلیل آن که همچنان برخوردار از عنصر پویش و سرزندگی است، توانسته بر این بحران خطرناک فائق آید. حال، چشم‌هایی که برای ماه‌های متوالی با اضطراب تغییرات را پی‌گیری می‌کردند، به حسی از آرامش رسیده‌اند؛ اما مختصات اقتصاد سرمایه‌داری دوباره ظهور و بروز می‌یابد: نخست این اقتصاد نگاهی بی‌رحم و منفعت طلبانه دارد که بر همان اساس باقی خواهد ماند و دوم فرهنگ سرمایه‌داری یعنی لذت‌گرایی و دم به سودا سپردن.&lt;br /&gt;• هر دو تصویر حکایتگر توقیف روزنامه اعتماد ملی هستند. تصویر نخست توقیف قلم را نشان می‌دهد و تصویر دوم خاموش کردن ندای انسان‌هایی که فریاد درونشان را می‌خواهند به گوش‌ها برسانند.&lt;br /&gt;• دولت دهم به ظاهر در برابر تحریم بنزین می‌تواند بایستد، اما بهای آن بسیار سنگین خواهد بود و چه بسا دولت در هنگامی که متکای شیر خفته را از زیر سر او بیرون می‌کشد، این امر باعث بیداری شیر و ویرانی شود؛ یعنی ایران در اثر تحریم بنزین با خطر شورشی ویرانگر روبرو خواهد بود.&lt;br /&gt;• رویاها نشان می‌دهند انتخاباتی هرچند با کاستی‌ها اما با صحت قابل قبول به انجام رسیده و افغانستان در مسیر دموکراسی گامی به جلو بر می‌دارد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-567428570351335877?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/567428570351335877/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=567428570351335877&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/567428570351335877'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/567428570351335877'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_8640.html' title='نگاهی گذرا به یک ماه رویابینی‌هایم'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-7451431592241519972</id><published>2009-08-24T04:59:00.001-07:00</published><updated>2009-08-24T07:17:10.549-07:00</updated><title type='text'>تیتر اصلی روزنامه آفتاب یزد در سه‌شنبه چه خواهد بود؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;می‌خواهم به رویابینی درباره اخبار اول برخی روزنامه‌ها و سپس تحلیل‌ آن بر اساس رویاها بپردازم. فکر می‌کنم مفید باشد.&lt;br /&gt;رویاهایی که برای تیتر اصلی روزنامه آفتاب یزد در چاپ سه‌شنبه دیده‌ام به قرار زیر است:&lt;br /&gt;• نگاه از بالا به سر قورباغه‌ای که با وجود اندام سالم وضعی منفعل و ایستا داشت.&lt;br /&gt;• برگ‌هایی به شکل چتر حصیری و تیره و سیاه که نوک نوری روشنی داشتند و رو به سمت چپ استحکام و برقراری را نشان می‌دادند.&lt;br /&gt;• سر ماری که حالت چهره‌اش شبیه قورباغه رویای گذشته بود و وضعی میان توقف و تهاجم داشت. مار پرتوان می‌نمود.&lt;br /&gt;• منقار هلالی شک و باز پرنده‌ای با حس شهوانی و به رنگ نوری روشن.&lt;br /&gt;• تصاویری از هواپیما، آشیانه هواپیما و کشتی که همه وضعیتی توام با توان و توقف داشتند.&lt;br /&gt;• فردی با حالت زجه و ناراحتی ابزاری دسته‌دار را بر چیزی فرود آورد و آن را در هم شکست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-7451431592241519972?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/7451431592241519972/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=7451431592241519972&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7451431592241519972'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7451431592241519972'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_3403.html' title='تیتر اصلی روزنامه آفتاب یزد در سه‌شنبه چه خواهد بود؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1440050685270458540</id><published>2009-08-24T04:59:00.000-07:00</published><updated>2009-08-24T05:00:25.188-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شعر'/><title type='text'>هم خوابگانی چون هیچ</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;بر حسب اتفاق یک فیلم سکسی به دستم رسید، نگاهش کردم، دقایقی را به انتظار نشستم، برخی چیزها را می خواستم ببینم و بعد... نوشتم:&lt;br /&gt;چشمانم گرد می شود&lt;br /&gt;مات می شود&lt;br /&gt;نم می گیرد&lt;br /&gt;من حیوان نیستم&lt;br /&gt;دخترکان زیبا و قتی در هم آغوشی دیو می میرند&lt;br /&gt;من مات می شوم&lt;br /&gt;مرد بر می خیزد&lt;br /&gt;کلاه نمدی بر سر می گذارد&lt;br /&gt;مرد که زمانی تا انتهای افق مردانه دویده بود&lt;br /&gt;حال&lt;br /&gt;مات می شود&lt;br /&gt;در نگاه یک افیون&lt;br /&gt;او باخت را بد جوری پیروز شده است&lt;br /&gt;پیروز باخت های پیاپی&lt;br /&gt;و دخترکان متوالی شکست&lt;br /&gt;ساقه ها&lt;br /&gt;آخ ساقه ها&lt;br /&gt;میان چه خیزابی کمر می شکنند&lt;br /&gt;این دیگر چیست؟&lt;br /&gt;و رد زشت شهوت&lt;br /&gt;دنیا در هم جواری داشته ها و فقر&lt;br /&gt;زشتی تن آسایی گنگی را تجربه می کند&lt;br /&gt;پس از یک توفان&lt;br /&gt;مردان به زیر جامه زنان می اندیشند&lt;br /&gt;و آخرِ خط&lt;br /&gt;زود نزدیک می شود&lt;br /&gt;مرد بر سرنوشت خویش پای می کوبد&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1440050685270458540?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1440050685270458540/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1440050685270458540&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1440050685270458540'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1440050685270458540'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_24.html' title='هم خوابگانی چون هیچ'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-9004482399443242725</id><published>2009-08-23T22:05:00.000-07:00</published><updated>2009-08-23T22:13:56.880-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب'/><title type='text'>تیتر اصلی سایت بی‌بی‌سی در یکشنبه این بود: نماینده مجلس خواستار دریافت شواهد درباره 'دفن جمعی قربانیان خشونت‌ها'</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویای نخست بازگوی حقی و حقیقتی پایمال شده است. آیا به این سادگی می‌توان آنچه بر مردم گذشت را کتمان کرد. فرهاد تجری، عضو کمیسیون بررسی حوادث پس از انتخابات، به "پارلمان نیوز" درباره دفن ده‌ها قربانی حوادث بعد از انتخابات می‌گوید: "اصل خبر دروغ است چه برسد به اینکه تعیین کنند کدام افراد دفن و خاکسپاری شده‌اند." و رویا بر این ناروایی بر می‌آشوبد: بخشی از صورت و بینی مردی را دیدم که به رنگ نئونی سفید بود. حالت چهره گرفتگی، وازدگی و ناپسندی را نشان می‌داد و در گوشه بینی (احتمالاً طرف چپ) حالت فرورفتگی یا پیسی نمودار بود. این چهره خود نمودار بهتانی است که سران سرکوب می‌بافند.&lt;br /&gt;رویای بعد از تحیری می‌گوید که یک متفاوت اندیش، یک نگرنده غربی، از اصرار جناح اقتدار بر کتمان همه‌چیز دارد: سه رخ راست مرد سیه چهره‌ای با موهای مجعد بسیار بزرگ که نگاهی متحیر به سمت جلو چپ خود داشت. مدل موها شبیه مردان ده‌های چهل یا پنجاه آمریکا بود. &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpIhIlKyehI/AAAAAAAAAE4/7y1CDwiIkKw/s1600-h/090805080237_chehelom.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5373393736706456082" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 226px; CURSOR: hand; HEIGHT: 170px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpIhIlKyehI/AAAAAAAAAE4/7y1CDwiIkKw/s400/090805080237_chehelom.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;و رویای بعد تکلیف رفتار جناح اقتدار را نمایان می‌سازد. آنان جز بر مسیر خود پسندیده راه دیگری را بر نخواهند گزید: دسته راست موتوری که نوری معلوم بود و مردی با بی‌حوصلگی و عدم رضایت آن را روشن می‌کرد. دسته نوری روشن نمایشگر معلوم بودن و آشکارگی این ابزار است، که موثرترین وسیله سرکوبگر بود و نماد مرد حکایتگر سر در لاک خود داشتن و بر مسیر خود رفتن است.&lt;br /&gt;اما، رویای بعدی حقیقتی است که جناح اصلاح‌طلب به عنوان مدارک معتبر در اختیار دارند و با اتکا به این مستندبودگی خود را دارنده برگی برنده می‌دانند: تعدادی نمایشگر مستطیلی کوچک که چندتای آن سبز بود و در کنارشان نمایی از سه رخ پهن چهره‌ای دیده می‌شد که با دندان‌های بر هم و دهانی گشوده شده، ریشخندی حاکی از موفقیت و حال‌گیری طرف مقابل داشت.&lt;br /&gt;رویای آخر نیز هویداگر منش سرکوب در برابر حقیقت است، تلاش برای خفه کردن صدای راستی: مردی چمباتمه زده که در دست چپ نارنجکی استوانه‌ای سیاه رنگ داشت و با دندان می‌خواست ضامن آن را بکشد. حالتش تلافی جویانه بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-9004482399443242725?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/9004482399443242725/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=9004482399443242725&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9004482399443242725'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/9004482399443242725'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_23.html' title='تیتر اصلی سایت بی‌بی‌سی در یکشنبه این بود: نماینده مجلس خواستار دریافت شواهد درباره &apos;دفن جمعی قربانیان خشونت‌ها&apos;'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SpIhIlKyehI/AAAAAAAAAE4/7y1CDwiIkKw/s72-c/090805080237_chehelom.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-550271724023738223</id><published>2009-08-22T13:45:00.000-07:00</published><updated>2009-08-22T13:46:29.388-07:00</updated><title type='text'>تیتر اصلی یکشنبه بی‌بی‌سی: تلافی‌جویی!</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت یک بامداد است، درباره خبر امروز بی‌بی‌سی رویاهای زیر را دیدم:&lt;br /&gt;• بخشی از صورت و بینی مردی که به رنگ نئونی سفید بود. حالت چهره گرفتگی، وازدگی و ناپسندی را نشان می‌داد و در گوشه بینی (احتمالاً طرف چپ) حالت فرورفتگی یا پیسی نمودار بود.&lt;br /&gt;• سه رخ راست مرد سیه چهره‌ای با موهای مجعد بسیار بزرگ که نگاهی متحیر به سمت جلو چپ خود داشت. مدل موها شبیه مردان ده‌های چهل یا پنجاه آمریکا بود.&lt;br /&gt;• دسته راست موتوری که نوری معلوم بود و مردی با بی‌حوصلگی و عدم رضایت آن را روشن می‌کرد.&lt;br /&gt;• تعدادی نمایشگر مستطیلی کوچک که چندتای آن سبز بود و در کنارشان نمایی از سه رخ پهن چهره‌ای دیده می‌شد که با دندان‌های بر هم و دهانی گشوده شده، ریشخندی حاکی از موفقیت و حال‌گیری طرف مقابل داشت.&lt;br /&gt;• مردی چمباتمه زده که در دست چپ نارنجی استوانه‌ای سیاه رنگ داشت و با دندان می‌خواست ضامن آن را بکشد. حالتش تلافی جویانه بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-550271724023738223?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/550271724023738223/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=550271724023738223&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/550271724023738223'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/550271724023738223'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_3515.html' title='تیتر اصلی یکشنبه بی‌بی‌سی: تلافی‌جویی!'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8649933561857259998</id><published>2009-08-22T13:37:00.000-07:00</published><updated>2009-08-22T13:49:13.686-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='افغانستان'/><title type='text'>تفسیر خبر اول سایت بی‌بی‌سی: گزارش گروه ناظر انتخاباتی در افغانستان از بروز تخلف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;این تفسیر بر اساس رویاهایی انجام می‌گیرد که دیشب دیده‌ام:&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/08/090822_v_afghan_elections_irregularities.shtml"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;خبر اول سایت بی‌بی‌سی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; مربوط به انتخابات افغانستان و تحلیلی بر صحت آن بود. رویا از چهار زاویه این مسئله را آنالیز کرده است:&lt;br /&gt;در رویای نخست، می‌خوانیم: «دست‌های نخودی رنگی که ظاهر دفرمه‌ای داشتند و دو دسته یوشکل وسیله‌ای را گرفته‌ بودند. مانند این بود که فرد فلزیابی به دست گرفته باشد یا بخواهد فرقانی را خالی کند.»&lt;br /&gt;این رویا نشان می‌دهد ستاد برگزاری انتخابات با وجود تمام کاستی‌ها (که در دفرمه بودن دست هویداست) رفتاری متکی بر موازین قانونی را پی‌گیری کرده است. دست‌ها دو دسته ابزار شناخت و عمل را در اختیار دارند، که اشاره به همین معنای رفتار قانونی ستاد انتخابات افغانستان دارد.&lt;br /&gt;رویای سوم حکایتگر نامزدها و طرفدارانی است که با دلهره منتظر نتایج انتخابات هستند. دست به دعا داشتن و چشم‌ها مضطرب نمایشگر عدم رفتار خشونت‌آمیز و قانون گریز توسط این افراد است.&lt;br /&gt;رویای چهارم حکایتگر جنگ‌سالارانی است که با عدم موفقیت روبرو شده‌اند، که بیانگر مخالفین انتخابات و عدم توان آنان در بر هم زدن انتخابات است.&lt;br /&gt;دو رویای دیگر که موجودی شبیه مورچه‌خوار را نشان می‌دهند، قدرت منضبط ساز آمریکا را به نمایش می‌گذارد که بر بی‌تنش بودن و فرآیند درست انتخابات مدریت دارد.&lt;br /&gt;در نهایت، رویاها نشان می‌دهند انتخاباتی هرچند با کاستی‌ها اما با صحت قابل قبول به انجام رسیده و افغانستان در مسیر دموکراسی گامی به جلو برداشته است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8649933561857259998?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8649933561857259998/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8649933561857259998&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8649933561857259998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8649933561857259998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_22.html' title='تفسیر خبر اول سایت بی‌بی‌سی: گزارش گروه ناظر انتخاباتی در افغانستان از بروز تخلف'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6762654948964520932</id><published>2009-08-21T15:39:00.000-07:00</published><updated>2009-08-21T15:40:38.548-07:00</updated><title type='text'>خبر اول سایت بی‌بی‌سی در شنبه: نفرت</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت سه نیمه شب است. رویابینی‌ام را درباره خبر اول سایت بی‌بی‌سی در روز شنبه می‌نویسم:&lt;br /&gt;• دست‌های نخودی رنگی که ظاهر دفرمه‌ای داشتند و دو دسته یوشکل وسیله‌ای را گرفته‌ بودند. مانند این بود که فرد فلزیابی به دست گرفته باشد یا بخواهد فرقانی را خالی کند.&lt;br /&gt;• نیم رخ چپ پوزه نخودی رنگ  وکشیده و باریک جانوری که تا حدودی شبیه روباه، گرگ یا مورچه‌خوار بود.&lt;br /&gt;• چهره مردی که دستش را به حالت دعا جلوی بینی گرفته بود و نگاهی آشفته و مات به جلو داشت.&lt;br /&gt;• مردی نشسته روی زمین که با عصبیت خنجری را با دست راست بر زمین می‌کوبید و آن را می‌کند.&lt;br /&gt;• یکی از دندان‌های فک بالا و سمت چپ جانوری درنده (گویا همان جانور رویای پیشین) که دندان رنگ نئونی روشن داشت و به نظر خصمانه می‌آمد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6762654948964520932?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6762654948964520932/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6762654948964520932&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6762654948964520932'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6762654948964520932'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_21.html' title='خبر اول سایت بی‌بی‌سی در شنبه: نفرت'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4776969761628085466</id><published>2009-08-18T13:14:00.000-07:00</published><updated>2009-08-18T13:15:51.106-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصلاحات'/><title type='text'>اصلاحات به سمت لائیسم سوق می‌یابد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دیشب فرصتی برای فکر کردن نبود، تنها یک تک تصویر را درباره خبر مهم امروز بی‌بی‌سی دیدم که مسجدی به رنگ نئونی روشن بود. بخشی از گنبد و دو مناره آن دیده می‌شد. شکل مسجد شبیه مساجد ترکیه بود. و خبر امروز درباره حمایت موسوی از کروبی و به تبعه آن تشکیل راه سبز امید بود. رویا گویا اشاره‌ای داشت به حرکت جنبش به سمت تلاش برای دین‌زدایی از حکومت. آیا این صحیح است؟&lt;br /&gt;در یک سمت جناح اقتدار گرا قرار گرفته با هزار آفت قدرت و در سمت دیگر جناح اصلاح‌طلب با نگاهی لائیک، میان این دو هیچ انتخابی نیست!&lt;br /&gt;ضمناً، این روزها خیلی سرم شلوغ است. چند روز دیگر شاید بیشتر بتوانم وقت بگذارم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4776969761628085466?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/4776969761628085466/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=4776969761628085466&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4776969761628085466'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4776969761628085466'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_18.html' title='اصلاحات به سمت لائیسم سوق می‌یابد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2464028237445750699</id><published>2009-08-17T13:39:00.000-07:00</published><updated>2009-08-17T13:40:27.276-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تحریم بنزین'/><title type='text'>تفسیر مهم‌ترین خبر امشب رادیو فردا: تحریم بنزین، می‌تواند ایران را به تباهی بکشاند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;سه خبر در صفحه نخست سایت رادیو فردا بود که مشخصات رویاهایی که در پست قبل نوشته‌ام و صبح دیده‌ام با خبر سوم هم‌خوان است. تیتر خبر رادیو فردا عبارت است از: اعلام آمادگی ايران برای مقابله با تحريم بنزين.&lt;br /&gt;اما، حالت لب‌های عکس وزیر نفت که در خبر فوق درج شده، شبیه همان لب‌های کشیده و متبسم است که در یکی از رویاها دیده بودم. شرح آن رویا این است: نمایی از بینی گرد کوچک و لب‌هایی باریک و بسیار کشیده که حالت لبخند داشتند. تبسمی حاکی از موفقیت یا تسلطی محیلانه.این رویا نشان می‌دهد، تسلطی که دولت در مسئله تحریم بنزین نشان می‌دهد، ناشی از یک راه حل مزورانه است و آن راه حل چه می‌تواند باشد؟ بسته شدن فلکه حکایت را روشن می‌کند: کاستن از مصرف و انتقال فشار به بدنه جامعه، انتخابی است که دولت برای این مسئله اندیشیده‌ است. در این بین، زبانه امبرقفلی فشاری متوازن با شرایط را نشان می‌دهد. هرچه تحریم‌ها شدید‌تر باشد، انتقال فشار به بدنه جامعه نیز افزایش خواهد یافت. امبرقفلی منابع محدود را نیز به خوبی نمایش می‌دهد،‌ که همان اندوخته‌ای است که در میانه دارد.&lt;br /&gt;به علاوه، نگاه حریص فردی که چیزی محدود در دهان داشت و آب را مرتب به روی می‌پاشید نشان می‌دهد، کمبود آنچنان جدیست که تحریم بنزین می‌تواند به کمبودی بسیار خطربار بدل شود. در واقع، دولت دهم به ظاهر در برابر تحریم بنزین می‌تواند بایستد، اما بهای آن بسیار سنگین خواهد بود و چه بسا دولت در هنگامی که متکای شیر خفته را از زیر سر او بیرون می‌کشد، این امر باعث بیداری شیر و ویرانی شود؛ یعنی ایران در اثر تحریم بنزین با خطر شورشی ویرانگر روبرو خواهد بود.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2464028237445750699?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2464028237445750699/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2464028237445750699&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2464028237445750699'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2464028237445750699'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_7613.html' title='تفسیر مهم‌ترین خبر امشب رادیو فردا: تحریم بنزین، می‌تواند ایران را به تباهی بکشاند'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8624581544188112956</id><published>2009-08-17T00:29:00.000-07:00</published><updated>2009-08-17T00:30:14.800-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کروبی'/><title type='text'>قلم را بستند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;این چند روز که در تبریز بودم، پاک از اخبار دو افتاده بودم. بالاخره دیشب رهسپار تهران شدم. در میان راه، دو تصویر ذهنم را به خود مشغول کرد. در تصویر اول دست راستی را دیدم که قلمی در میان انگشتان داشت، اما دست از میان ساعد با بند یا چسبی به سختی بسته شده بود. در تصویر دیگر، چند صورت در فضایی تیره دیده می‌شد که مانند چهره‌هایی بودند که از سنگ تراشیده باشند، یا روکش کشیده شده نایلون رویشان باشد. نگاهم روی صورت نزدیکتر متمرکز شد، چهره‌ای زنانه داشت و با نوار چسب پلاستیکی دهانش را محکم بسته بودند.&lt;br /&gt;هر دو تصویر حکایتگر توقیف روزنامه اعتماد ملی هستند. تصویر نخست توقیف قلم را نشان می‌دهد و تصویر دوم خاموش کردن ندای انسان‌هایی که فریاد درونشان را می‌خواهند به گوش‌ها برسانند.&lt;br /&gt;به هر ترتیب، همان طور که پیشتر اشاره کردم، تصمیم دارم هر شب به رویابینی درباره مهم‌ترین خبر فردای سایت بی‌بی‌سی فارسی (یا دیگر سایت‌های خبری) بپردازم؛ یعنی شب در پستی مستقل رویاهایی را بنویسم که مربوط به خبری است که فردای آن شب خبر اول سایت بی‌بی‌سی خواهد بود. سپس، در پستی که پس از منتشر شدن خبر می‌نگارم به تحلیل آن خبر بر اساس تصاویری رویایی بپردازم.&lt;br /&gt;الان ساعت یک ربع به دوازده ظهر است. ببینم درباره خبر اول امشب رادیو فردا چه می‌بینم:&lt;br /&gt;• زبانه‌ای شبیه امبرقفلی که چیز نوری نئونی رنگی را در میانه داشت. زبانه درونی گرد و دو منقار آن نیز کروی کوچک بود.&lt;br /&gt;• شیرفلکه‌ای نوری تیره که قبل از یک دوراهی لوله‌ای نئونی رنگ قرار داشت و به سرعت در حال چرخیدن بود، شاید داشت بسته می‌شد. حتی پیکان مسیر چرخش شیر فلکه هم دیده می‌شد که در مسیر چرخش عقربه‌های ساعت بود.&lt;br /&gt;• نمایی از بینی گرد کوچک و لب‌هایی باریک و بسیار کشیده که حالت لبخند داشتند. تبسمی حاکی از موفقیت یا تسلطی محیلانه.&lt;br /&gt;• چهره شیری که به نظر ماده می‌رسید و نئونی روشن بود. چهره بر چیزی تیره لم داده بود و آن چیز در حال جمبیدن و بلند شدن بود، اما شیر همچنان خواب به چشم داشت.&lt;br /&gt;• فردی که با چشمانی مضطرب آب به دهان می‌زد یا داشت صورتش را می‌شست. نگاهش خیره و شاید حریصانه به سمتی بود. او نوری نئونی رنگ بود. احتمال داشت در دهان نیز چیزی داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8624581544188112956?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8624581544188112956/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8624581544188112956&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8624581544188112956'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8624581544188112956'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_17.html' title='قلم را بستند'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3703219009617155397</id><published>2009-08-10T16:02:00.002-07:00</published><updated>2009-08-10T16:04:19.118-07:00</updated><title type='text'>چند روزی نیستم</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;برای چند روز به سفر می روم. برای همین امکان این که وبلاگ را بتوانم به روزرسانی کنم کم است. همگی سبز باشید :)&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3703219009617155397?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3703219009617155397/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3703219009617155397&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3703219009617155397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3703219009617155397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_6036.html' title='چند روزی نیستم'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-104999651990106735</id><published>2009-08-10T15:59:00.000-07:00</published><updated>2009-08-10T16:01:25.435-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بحران جهانی'/><title type='text'>مهم ترین رخداد دوشنبه از دیدگاه رویا: اقتصاد جهانی توفان رکود را پشت سر گذاشت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در ساعت هشت تا ده شب برنامه خبرها و نظرهای صدای آمریکا گزارشی راجع به نشانه‌های پایان رکود اقتصادی جهان منتشر کرد. گفته‌های فردی نیز بیان شد که با صراحت بر پایان توفان تاکید می‌کرد. متاسفانه هرچه در سایت‌ها گشتم خبری در این باره ندیدم؛ اما مصداق رویاهای من همان خبر بود. به تحلیل رویاها می‌پردازم:&lt;br /&gt;رویای اول:&lt;br /&gt; ساقه‌ای را دیدم که بخشی از آن نوری زرد رنگ و بقیه تیره بود و داشت رشد می‌کرد. ساقه آبدار و شبیه گیاه ریحان بود.&lt;br /&gt;این رویا به وضوح رشد و وجود شرایط مناسب برای گسترش را نشان می‌دهد. رنگ زرد شاید نمایشگر رشد در فضای متشنج یا هنوز دارای نوسان باشد.&lt;br /&gt;رویای دوم:&lt;br /&gt;• مرد جوانی به حالت دفاع مچ دست چپ را بالا گرفت. دو رگ منتهی به مچ برآمده و شبیه همان حالت ریحان پویا می‌نمودند.&lt;br /&gt;این رویا بیانگر نیروی جوانی است که باعث شد تا ساختارهای اقتصاد سرمایه‌داری که هنوز به دوران افول وارد نشده‌اند، خود را احیا کرده و در برابر بحران بایستند.&lt;br /&gt;رویای سوم:&lt;br /&gt;فردی چیزی تیره شبیه گل را با خوش‌کامی می‌بویید. در چهره‌اش آرامش و لذت از بوییدن به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;اقتصاد سرمایه‌داری مشعوف از خروج از گرداب پیش رو به لبخند رضایتی رسیده تا دوباره احساسات خود را بازیابد.&lt;br /&gt;رویای چهارم:&lt;br /&gt;• مردی با بینی کشیده و بلند که بینی‌اش را در دستمال محکم فین کرد. حالتی ریلکس و نگاه رو به جلو داشت.&lt;br /&gt;شاید بتوان گفت مهم‌ترین رویای این مجموعه را می‌سازد. تصویر مرد حکایتگر چهره‌ای سرد و بی‌روح قرن هجدهمی بود. بله، بحران اقتصاد جهانی وارد دوران نقاهت خود شده است و روح بی‌رحم این اقتصاد با بی‌تفاوتی آینده را می‌نگرد.&lt;br /&gt;رویای پنجم:&lt;br /&gt;پرنده‌ای مانند درنا یا نظیر آن که با حالت خستگی منقار به میان بال‌ چپ می‌گذاشت تا بخوابد. رنگ پرنده نوری سفید بود که نشان می‌دهد هویتش برایم آشکار می‌شود.&lt;br /&gt;اکنون دریا آرام گرفته و فرصتی برای فراغت پیش آمده است. چشم‌هایی که برای ماه‌ها با اضطراب اعداد و ارقام را می‌نگریستند، حال با آرامش دمی می‌آسایند.&lt;br /&gt;رویای ششم:&lt;br /&gt;مرد جوان با لپ‌های بزرگ که کمی خم شده و با هیجان کسی یا جمعی را تشویق و تحریک می‌کرد.&lt;br /&gt;رفاه و جوانی عواملی برای سرسپاری مجدد به هیجان و بهرمندی از تبعات بهبود‌ اوضاع معیشتی‌اند.&lt;br /&gt;نتیجه:&lt;br /&gt;جامعه جهانی بحران اقتصادی را پشت سر می‌گذارد و اکنون با پس لرزه‌های آن روبروست. اقتصاد سرمایه‌داری به دلیل آن که همچنان برخوردار از عنصر پویش و سرزندگی است، توانسته بر این بحران خطرناک فائق آید. حال، چشم‌هایی که برای ماه‌های متوالی با اضطراب تغییرات را پی‌گیری می‌کردند، به حسی از آرامش رسیده‌اند؛ اما مختصات اقتصاد سرمایه‌داری دوباره ظهور و بروز می‌یابد: نخست این اقتصاد نگاهی بی‌رحم و منفعت طلبانه دارد که بر همان اساس باقی خواهد ماند و دوم فرهنگ سرمایه‌داری یعنی لذت‌گرایی و دم به سودا سپردن.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-104999651990106735?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/104999651990106735/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=104999651990106735&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/104999651990106735'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/104999651990106735'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_10.html' title='مهم ترین رخداد دوشنبه از دیدگاه رویا: اقتصاد جهانی توفان رکود را پشت سر گذاشت'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3544597370305708052</id><published>2009-08-09T15:42:00.000-07:00</published><updated>2009-08-09T15:44:03.520-07:00</updated><title type='text'>مهم ترین رخداد دوشنبه از دیدگاه رویا: رشد و پویش</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت سه بامداد دوشنبه است. اولین رویایی که دیدم مربوط به یک ساقه بود:&lt;br /&gt;• ساقه‌ای را دیدم که بخشی از آن نوری زرد رنگ و بقیه تیره بود و داشت رشد می‌کرد. ساقه آبدار و شبیه گیاه ریحان بود.&lt;br /&gt;• مرد جوانی به حالت دفاع مچ دست چپ را بالا گرفت. دو رگ منتهی به مچ برآمده و شبیه همان حالت ریحان پویا می‌نمودند.&lt;br /&gt;• فردی چیزی تیره شبیه گل را با خوش‌کامی می‌بویید. در چهره‌اش آرامش و لذت از بوییدن به چشم می‌خورد.&lt;br /&gt;• مردی با بینی کشیده و بلند که بینی‌اش را در دستمال محکم فین کرد. حالتی ریلکس و نگاه رو به جلو داشت.&lt;br /&gt;• پرنده‌ای مانند درنا یا نظیر آن که با حالت خستگی منقار به میان بال‌ چپ می‌گذاشت تا بخوابد. رنگ پرنده نوری سفید بود که نشان می‌دهد هویتش برایم آشکار می‌شود.&lt;br /&gt;• مرد جوان با لپ‌های بزرگ که کمی خم شده و با هیجان کسی یا جمعی را تشویق و تحریک می‌کرد.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3544597370305708052?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3544597370305708052/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3544597370305708052&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3544597370305708052'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3544597370305708052'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_8077.html' title='مهم ترین رخداد دوشنبه از دیدگاه رویا: رشد و پویش'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6425660479505145452</id><published>2009-08-09T14:14:00.000-07:00</published><updated>2009-08-09T15:07:11.134-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب، تجاوز'/><title type='text'>مهم ترین رخداد یکشنبه از دیدگاه رویا: به وضعیت دختران و پسرانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند رسیدگی کنید!</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn9HhkGLqqI/AAAAAAAAAEo/MBttyWBXnuU/s1600-h/11111.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5368087922799782562" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn9HhkGLqqI/AAAAAAAAAEo/MBttyWBXnuU/s400/11111.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;اولین رویای دیشب سر راست نمایشگر افشاگری کروبی درباره مسئله‌ای است که همه از آن نگران بودیم. در آن رویا دیدم: حالت نخودی رنگ نیم رخ راست خروسی که اذان می‌داد و تاکید تصویر روی دهان باز او بود.&lt;br /&gt;این رویا فکر نمی‌کنم تفسیری اضافه بطلبد. (عکس فوق را سایت رادیو فردا درباره &lt;a href="http://www.radiofarda.com/content/f4_Karroubi_hashemi_abuse_detainees/1795902.html"&gt;خبر مذکور&lt;/a&gt; گذاشته است.) کروبی در نامه خود نوشته: عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند....&lt;br /&gt;به تفسیر بقیه رویاها بپردازیم:&lt;br /&gt;• نیم رخ راست زن جوانی که با دو دست دستمالی را به بینی می‌کشید و در چهره‌اش فشردگی رنج و عزمی دیده می‌شد.&lt;br /&gt;این تصویر واگوی دردی مورد تعرض قرار گرفتن است؛ اما این زنی تسلیم شونده نیست.&lt;br /&gt;• سه رخ هیبت حیوانی شبیه آهو که دست‌هایش واضح دیده می‌شد. حیوان به حالت متوازن در حال تاخت بود. طرف راست حیوان و دست راست نوری روشن و طرف چپ آن و دست چپش تیره بود. دو دست در یک سطح و رو به جلو قرار داشتند. اندام حیوان تا حدودی به نظر چوبی شکل یا دارای فرم غیرعادی بودند. این که حالت گریز داشت یا نه مشخص نبود.&lt;br /&gt;• مردی با سینه ستبر و تا حدودی مانند آهوی شبه چوبی با هراس و اضطراب شدید پشت به دیواری داده بود. گویا در گریز از چیزی بود که سخت از آن می‌ترسید.&lt;br /&gt;• انگشتان تا حدود معلوم پای راست که دید از بالا به سمت آن‌ها بود. بقیه پا تیره و ناپیدا بود. انگشتان حالتی پخ، لبه‌دار و غیرعادی داشتند. شاید بشود گفت به گونه‌ای نظیر بدن آن مرد یا دستان آن آهو چوبی‌گون بودند اما مطمئن نیستم.&lt;br /&gt;دو تصویر نخست بیانگر گریز و رها کردن فضا از ترس رنجی است که حتی مردی ستبر از شنیدن آن واهمه دارد؛ اما، رویا بازگوی حیات جسمی است که وضعی چون چوب دارد. یعنی در این بقا نیست و اگر آسیبی به جسم برسد، هیچگاه جان آدمی را نمی‌توان با شکنجه تسخیر کرد. تصویر سوم این معنا را تحلیل می‌کند: انگشتان با حالتی چوبی یا مصنوع حکایتگر فناپذیری این بعد از وجود آدمی هستند که جان آدمی نیست.&lt;br /&gt;دو تصویر زیر نیز تکاپوی شکنجه‌گر برای تسلط بر جسم و جان اسیر را نشان می‌دهند:&lt;br /&gt;• مردی شبیه آرنولد که خشمگین چیزی شبیه تبر را به دیوار سمت چپ خود (شاید کمد آینه‌دار) کوبید و آن را فروریخت.&lt;br /&gt;فرو شکاندن کابینه و کمدی که نماد خانه و امنیت جان و ماواست از روی خشم و کین آیا شکنجه‌گر را به کجا می‌برد؟ و&lt;br /&gt;• مردی یک تسمه پهن سیاه را که سر آن در فضای تاریک بود به دهان و از پشت بازوی دو دست مهار کرد. می‌خواست بر چیزی که تسمه به آن وصل بود مسلط شود یه مسئله‌ای شبیه این.&lt;br /&gt;آیا می‌شود، آیا ممکن است، آیا می‌توان، ‌این گونه ره به بقا برد؟ چه برسد آنکه امیدی به سرای باقی داشت؟!!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6425660479505145452?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6425660479505145452/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6425660479505145452&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6425660479505145452'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6425660479505145452'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_09.html' title='مهم ترین رخداد یکشنبه از دیدگاه رویا: به وضعیت دختران و پسرانی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند رسیدگی کنید!'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn9HhkGLqqI/AAAAAAAAAEo/MBttyWBXnuU/s72-c/11111.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8782384880038326936</id><published>2009-08-08T15:34:00.000-07:00</published><updated>2009-08-09T15:04:04.137-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب، تجاوز'/><title type='text'>مهم ترین رخداد یکشنبه از دیدگاه رویا: در گریز!</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت حدود سه نیمه شب است. رویاهایی که درباره یکشنبه دیدم به قرار زیر است:&lt;br /&gt;• حالت نخودی رنگ نیم رخ راست خروسی که اذان می‌داد و تاکید تصویر روی دهان باز او بود.&lt;br /&gt;• نیم رخ راست زن جوانی که با دو دست دستمالی را به بینی می‌کشید و در چهره‌اش فشردگی رنج و عزمی دیده می‌شد.&lt;br /&gt;• سه رخ هیبت حیوانی شبیه آهو که دست‌هایش واضح دیده می‌شد. حیوان به حالت متوازن در حال تاخت بود. طرف راست حیوان و دست راست نوری روشن و طرف چپ آن و دست چپش تیره بود. دو دست در یک سطح و رو به جلو قرار داشتند. اندام حیوان تا حدودی به نظر چوبی شکل یا دارای فرم غیرعادی بودند. این که حالت گریز داشت یا نه مشخص نبود.&lt;br /&gt;• مردی شبیه آرنولد که خشمگین چیزی شبیه تبر را به دیوار سمت چپ خود (شاید کمد آینه‌دار) کوبید و آن را فروریخت.&lt;br /&gt;• مردی یک تسمه پهن سیاه را که سر آن در فضای تاریک بود به دهان و از پشت بازوی دو دست مهار کرد. می‌خواست بر چیزی که تسمه به آن وصل بود مسلط شود یه مسئله‌ای شبیه این.&lt;br /&gt;• مردی با سینه ستبر و تا حدودی مانند آهوی شبه چوبی با هراس و اضطراب شدید پشت به دیواری داده بود. گویا در گریز از چیزی بود که سخت از آن می‌ترسید.&lt;br /&gt;• انگشتان تا حدود معلوم پای راست که دید از بالا به سمت آن‌ها بود. بقیه پا تیره و ناپیدا بود. انگشتان حالتی پخ، لبه‌دار و غیرعادی داشتند. شاید بشود گفت به گونه‌ای نظیر بدن آن مرد یا دستان آن آهو چوبی‌گون بودند اما مطمئن نیستم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8782384880038326936?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8782384880038326936/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8782384880038326936&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8782384880038326936'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8782384880038326936'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_08.html' title='مهم ترین رخداد یکشنبه از دیدگاه رویا: در گریز!'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2205410736206545397</id><published>2009-08-08T14:31:00.000-07:00</published><updated>2009-08-08T15:47:45.939-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عراق'/><title type='text'>مهم ترین رخداد شنبه از دیدگاه رویا: حمله تروریستی و مرگ بیش از 30 نفر در عراق</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn3v7GjQcaI/AAAAAAAAAEg/E05rr1TwVtk/s1600-h/090807115015_iraq.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5367710129545310626" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 277px; CURSOR: hand; HEIGHT: 231px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn3v7GjQcaI/AAAAAAAAAEg/E05rr1TwVtk/s400/090807115015_iraq.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify" align="justify"&gt;&lt;span lang="FA" style="LINE-HEIGHT: 200%; mso-bidi-language: FAfont-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:14;"  &gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;از دیشب تصمیم گرفتم به رویابینی درباره مهم ترین رخدادی بپردازم که در روز بعد رخ می‌دهد. مهم‌ترین فرازی که در رویاهای دیشب دیدم تصاویر مربوط به کوسه بود که در شرح اولین تصویر نوشتم: «سه رخ راست کوسه‌ای را دیدم که چشمش حالتی غیرعادی و شاید آسیب دیده داشت و با حالتی عصبی می‌خواست خود را از شر چیزی خلاص کند.» امروز در سایت بی‌بی‌سی خبری درج شده بود با تیتر &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2009/08/090807_nh_iraq_bomb.shtml"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ده‌ها کشته و مجروح در بمب‌گذاری‌ها در عراق&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt; عکس مینی‌بوس همان تصویر حالت چشم کوسه را القاء می‌کرد که می‌توانید آن را در مقابل می‌بینید.&lt;br /&gt;اما رویاها چه می‌گفتند: رویای اسب حکایت زائرانی است که برای عملی به ظاهر مبارک (اشاره به رنگ سبز) با بی‌تکلفی خود را در معرض خطر قرار می‌دهند. دو رویای مرد هوشیار اشاره به تروریست‌هایی دارد که از منافذ امنیتی استفاده کرده و به اهداف خود یورش می‌برند. این رویا توانمندی آنان را نشان می‌دهد. رویای اول کوسه حکایتگر نیروی اهریمنی تروریسم است که می‌خواهد خود را از مشکلاتی که گریبانگیرش شده‌ رهایی بخشد و دو رویای دیگر کوسه نیز بازگوی تمایل دهشت‌ناک این نیرو به ویرانی و نابودی انسان‌ها برای اهداف بدیمنشان است. (کوسه ای با دهان باز که دندان های تیز دارد و درون دهان سرخ رنگ است نماد کامگاه ترور است. رنگ سرخ برافروخته بودن و مهیا بودن و تمایل شدید را نشان می دهد.)&lt;br /&gt;رویای موتور سوار حکایتی است از عزم این نیروها که در دست راست موتور سوار نشان داده می‌شود و میله نازک نیز حکایتگر ابتکارات ساده‌‌ای است که این نیروهای برای ساخت تجهیزات خود به کار می‌بندند تا سازگار با شرایط بتوانند به ویرانگری بپردازند.&lt;br /&gt;در نهایت، این رویاها نشان می‌دهند تروریسم در عراق مسئله‌ای ریشه‌دار است که حل آن به این سادگی‌ها نخواهد بود. ضمناً &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" style="LINE-HEIGHT: 200%; mso-bidi-language: FAfont-family:'Tahoma','sans-serif';font-size:14;"  &gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویا در قالب اسب بی‌تکلف نشان می‌دهد که بی‌تفاوتی مردم می‌تواند عاملی برای بقاء قدرت تروریسم باشد.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2205410736206545397?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2205410736206545397/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2205410736206545397&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2205410736206545397'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2205410736206545397'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/30.html' title='مهم ترین رخداد شنبه از دیدگاه رویا: حمله تروریستی و مرگ بیش از 30 نفر در عراق'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sn3v7GjQcaI/AAAAAAAAAEg/E05rr1TwVtk/s72-c/090807115015_iraq.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1537718865839796611</id><published>2009-08-07T13:22:00.000-07:00</published><updated>2009-08-08T15:37:02.858-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عراق'/><title type='text'>تحلیلی رویایی بر مهم ترین رخداد فردا: کوسه مخوف</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;انگشت شمار افرادی که رویاهای مرا پیگیری می‌کنند، از نافذ شدن گام به گام تفسیرهایم آگاه‌اند. به گونه‌ای که روز تنفیذ را با دقت بسیار بالایی به تحلیل نشانده بودم. از این پست تلاش می‌کنم راجع به مهم‌ترین رخدادی که مربوط به جهان یا ایران باشد، رویابینی کنم و با تفسیر آن‌ها دیدگاهی رویایی راجع به آن رخداد ارائه دهم؛ اما امروز:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اسب بی‌تکلف:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دو رویا درباره اسبی دیدم که در اولی اسب با حالتی بی‌تکلف اما زبان بیرون آمده و از نفس افتاده می‌نمود. در رویای دوم آن اسب را به رنگ سبز دیدم که با حالتی بی‌تکلف و یورتمه پیش می‌رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرد محتاط:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• در فضایی تیره، مردی در گودی تیره فضایی مانند کف رودخانه‌ای خشک نشست و با نگاهی احتیاط آمیز فضای مقابل را پایید.&lt;br /&gt;• مردی چون رویای قبل در فضایی تیره سینه‌خیز و احتیاط‌‌آمیز با چشمانی باز به جلو می‌رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کوسه مخوف&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;• سه رخ راست کوسه‌ای را دیدم که چشمش حالتی غیرعادی و شاید آسیب دیده داشت و با حالتی عصبی می‌خواست خود را از شر چیزی خلاص کند.&lt;br /&gt;• دهان باز کوسه‌ای با دندان‌های تیز را دیدم که درون دهانش سرخ رنگ بود.&lt;br /&gt;• دندان‌های جلویی کوسه‌ای را دیدم که حالتی نوری روشن داشت و حالت تهاجمی و خصمانه به سمت هدفی بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و رویایی دیگر:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• دست راست موتور سواری را دیدم که بر دسته موتور میله‌ای باریک و بلند مانند ترمز دوچرخه به چشم می‌خورد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;بر این باورم که تفسیر این رویاها به تحلیلی نافذ از رخدادی می‌انجامد که فردا مهم‌ترین اتفاق روز خواهد بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1537718865839796611?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1537718865839796611/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1537718865839796611&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1537718865839796611'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1537718865839796611'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_07.html' title='تحلیلی رویایی بر مهم ترین رخداد فردا: کوسه مخوف'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8903951330393520780</id><published>2009-08-06T12:03:00.000-07:00</published><updated>2009-08-06T12:04:20.826-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='قرآن'/><title type='text'>نامه من به مراجع اصلاح طلب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در ظرفی کهنه، برای مراجع آبی گوارا ریختم، اما ننوشیدند؛ زیرا معتقدند اسلام‌شناسی لباس فاخر می‌خواهد. باید روحانی باشی، کلاس روحانیت دیده باشی، و حریری از اعتبار اجتماعی بر اندامت بتابد، تا بتوانی از خدا و کلام او چیزی سر دربیاوری. جوابی نشنیدم و حال نامه را منتشر می‌کنم. نشانه‌ای باشد برای آنان که طالب حقیقت‌اند، بی‌توجه به این که از جانب چه کسی گفته می‌شود.&lt;br /&gt;به نام خدا&lt;br /&gt;با سلام،&lt;br /&gt;در دهه‌ اخیر، و پس از حملات یازده سپتامبر، آنچه بر اسلام رفت جز هتک حرمت و بی‌‌آبرو شدن این دین نبود. اکنون آوازه اسلام به بدی بلند شده و آن را مترادف با سیاهی و تباهی می‌بینند. این پر بیراه نیز نیست. دین زمانی که گرفتار تحجر می‌شود، از چارچوب خود خارج و شکل سیاهی می‌گیرد. نجاری را تصور کنید که بخواهد با چوب‌های رطوبت دیده و متلاشی شده، چیزی بسازد؟ در منظر روشنفکران و فرهیختگان جهان، قرآن مسلمانان اکنون با انگ‌هایی که از تحجر خورده، چنین جایگاهی یافته است. شاید یکی از دلایل اصلی بکر و ناشناخته ماندن مفاهیم قرآن نیز همین باشد. در حقیقت، به قرآن پرداختی نوگرا و برای نگرش متجددانه و فهم دوباره نشده است.&lt;br /&gt;جناب آقای خاتمی، در آغاز دوران شکوفای پس از دوم خرداد، اشاراتی به این امر داشتند و بحث مدینه‌النبی را مطرح کردند، منتها بحران‌های پشت به پشت مانع از آن شد تا به این محور اساسی بتوان توجهی بایسته کرد و موجی از نواندیشی دینی را در جامعه جاری ساخت. بنابراین، مفاهیم بکر قرآن در لاک فراموشی همچنان باقی ماند و جامعه از مواهب درک شاهراه بهروزی محروم ماند.&lt;br /&gt;باری، در این مجال کوتاه غرض عنوان نگرشی نوین به قرآن است که بر اصولی ساده و بدیهی شکل گرفته است. این نگرش می‌تواند درمانگر دردهای جامعه و راهبردی شامخ برای ائتلاف مجدد با خداوند و خروج از بحران ویرانگر جاری باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل اول: قرآن کتابی است سر به مهر&lt;br /&gt;کتاب خداوند به صراحت اعلام کرده که قرآن واقع معنایی است در این کتاب پنهان. این گزاره، بدون هیچ شک، نشان می‌دهد قرآن کتابی است کد‌گذاری شده که برای دست‌یابی به معنا باید به فهم نمادهای قرآن و طراحی فرضیه‌ای برای رمزگشایی آن مبادرت ورزید.&lt;br /&gt;به این نتیجه رسیدم که هفت بطن خواندن قرآن و دیگر بافته‌های سنت جز فاصله ‌انداختن میان انسان و  خالق هیچ سودی ندارد؛ اما، قرآن واقع و پوشیده در ظاهر چه می‌تواند باشد. ساده‌ترین پاسخی که تفکر علمی می‌تواند به این پرسش بدهد، با فرض الهی دانستن قرآن و از زبان خدا خواندن آن،‌ این است که قرآن واقع فقط یک چیز می‌تواند باشد: اصول و قواعد معرفت بشری!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل دوم: زبان قرآن جهان شمول است&lt;br /&gt;پس از آن که قرآن واقع را قواعد معرفت دانستم، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که برای رمزگشایی از کدهای آن باید قرآن را به چه زبانی خواند؟&lt;br /&gt;آیا قرآن مانند اندیشه‌های کانت و هگل و دیگر فلاسفه آلمانی زبانی پیچیده دارد که برای فهم راستینشان ناگزیر از آموختن زبان آلمانی و اندیشیدن به آن زبان هستیم؟ پاسخ در خود کتاب خدا بسیار تاکید شده است: قرآن مبین است و زبانی ساده و سر راست دارد.&lt;br /&gt;اگر زبان کتاب ساده و فاقد پیچیدگی‌ها و مغلق گویی‌ها باشد، امکان فهم آن به هر زبانی میسر است. معجزه بودن و صراحت تاکید بر مبین بودن، دلایلی بود که به من فهماند قرآن را می‌توان به هر زبانی، در صورتی که ترجمه‌ای وفادارانه از آن شده باشد، خواند و برای رمز‌گشایی آن تلاش کرد.&lt;br /&gt;بنابراین، به کاوش در آیات و تحلیل آن‌ها بر اساس ترجمه قابل قبول آقای خرمشاهی پرداختم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل سوم: کدهای قرآن محتوای معرفتی دارند&lt;br /&gt;مسئله کلیدی آن بود که چگونه می‌توان به محتوای آیات دست‌رسی یافت. من فرضیه زیر را مطرح کردم: اگر پیش‌فرض ما این است که محتوای آیات قواعد معرفت بشری است، راحت‌ترین راه این است که هنگام خواندن هر آیه یا داستان قرآن بپرسیم: این آیه یا داستان به کدام قاعده معرفتی اشاره دارد؟&lt;br /&gt;نتیجه درخشان بود و راهی بسیار ساده و سر راست را برای شکافت قرآن و رونمایی قرآن واقع در برابرم گشود. در ادامه به چند مثال کلیدی اشاره می‌کنم که نشان می‌دهند چگونه شیوه فوق ما را به دریایی از معرفت ناب رهنمون می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داستان بقره فلسفه علم را بیان می‌کند&lt;br /&gt;تفاسیر رایج، پرسش‌های قوم بنی‌اسرائیل از موسی راجع به نشانه‌های ماده گاو را به ایرادات بنی‌اسرائیلی و عناد این قوم در برابر حکم الهی مربوط دانسته است؛ اما هیچ مفسری از خود نپرسیده چه حکمتی از چنین تفسیری عاید بشر می‌شود؟ آیا بزرگ‌ترین اشکال موسی در همراهی استاد خود این نبود که عالم به آنچه استاد می‌کرد نبود؟ بنابراین،‌ چگونه انتظار داریم، قوم بنی‌اسرائیل به تعقیب ماده‌ گاوی بپردازند که هیچ نشانه‌ای از آن ندارند؟ آیا هر ماده‌ گاوی را می‌شد آورد؟ زمانی که موسی نشانه‌های ماده گاو را یک به یک نام می‌برد، بی‌تردید پیداست که ماده‌ گاوی خاص در ذهن او وجود دارد که باید همان ماده گاو را آورد، یعنی پرسیدن نشانه‌ها الزامی است.&lt;br /&gt;به داستان بقره بپردازیم: قتلی رخ داده و قوم بدون هیچ مستندی یکدیگر را به قاتل بودن متهم می‌کنند. زمانی که کار بالا می‌گیرد و حکمیت را به نزد موسی می‌برند، می‌گوید بروید ماده گاوی بیاورید. قوم متحیر می‌مانند. آیا هر ماده‌ گاوی مراد موسی است یا ماده گاو خاصی را مد نظر دارد؟ روایت دیگر داستان این است که قوم باید قبل از هر اتهام افکنی از خود می‌پرسیدند آیا هر فردی را می‌توان قاتل خواند یا قاتل نشانه‌های خاصی دارد؟&lt;br /&gt;موسی نشانه‌ای می‌دهد، اما برای شناخت گاو کافی نیست. قوم نشانه دیگری می‌طلبند. روایت دیگر این بخش داستان این است که آیا یک یا دو نشانه برای قاتل دانستن فردی کافی است یا باید نشانه‌های کافی را جستجو کرد؟&lt;br /&gt;زمانی که نشانه‌ها کافی می‌شود، قوم می‌گویند حال نشانه‌ها گاو را برای ما معروف کرد و آن را می‌آوریم. البته در اینجا گیرگاهی هست و نشان می‌دهد قوم در جستجوی گاو گرفتار سستی و تردید شده بودند.&lt;br /&gt;روایت دیگر کل داستان این است که برای یافتن قاتل باید نشانه‌های کافی را یافت، بر اساس آن‌ها حکم منطقی صادر کرد و سپس در پیروی از حکم شک و شبهه به خود راه نداد. این روش منطقی در پیشبرد رهیافت‌های علمی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا محمد با کنیزی عشق‌بازی کرد؟&lt;br /&gt;یکی از مناقشه برانگیزترین داستان‌های قرآن مربوط به هم‌خوابگی محمد با کنیزی به نام ماریه و سپس حرام کردن آن بر خود و از آن سوی قضیه محروم کردن کنیز از حق طبعی خود است. این داستان بازگوی اصلی کلیدی برای حاکمان و مدیران است و نشان می‌دهد به دلیل هراس از حریم‌های اجتماعی نباید حق را زیرپا گذاشت یا کتمان کرد. در شرایط حاضر، شاهد هستیم علمایی را که به دلیل همین گونه هراس‌ها در برابر تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری سکوت کرده و یا حتی آن را نفی می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راز تک همسری در قرآن&lt;br /&gt;قرآن کتابی است که در آن شریعت بنا به مقتضیات جامعه وضع شده، اما ماهیت احکام آن پویا بوده و در مسیر دیالکتیکی تکامل جامعه به سمت اصلاح جامعه و رساندن مردم به قواعد درست سوق می‌یابند. برای مثال، اگر قرآن برده‌داری را حذف می‌کرد چه می‌شد؟ اولاً، جامعه آن روزگار نیازمند کار بردگان بود، ثانیاً نه تنها جامعه بلکه خود بردگان تاب آزادی را نمی‌آوردند و شیرازه‌های قبایل از هم می‌پاشید. خدا راز حرام نکردن، هم‌خوابگی زوجین در شب‌های رمضان را همین نکته می‌داند، که مردم تاب آن را نداشتند. (توجه بفرمایید که مردم زمان پیامبر فاقد تمدن و ناآشنا با واژه‌ای به نام نه و نباید‌های اجتماعی بودند که آن‌ها را برای دست‌گذاشتن روی نفسانیات پرورش داده باشد.)&lt;br /&gt;به هر ترتیب، یکی از مواردی که نفی مستقیم آن توسط قرآن اولا با الزامات زمانه مغایر بود و ثانیاً جامعه پذیرای آن نبود مسئله تک همسری است. بنابراین، تک همسری به صورت دیالکتیکی و پویا درون آیات گنجانده شده است.&lt;br /&gt;خداوند می‌گوید عدالت را میان همسرانتان برقرار کنید، و اگر نمی‌توانید، به یک همسر ولو کنیزتان باشد، قناعت کنید. (اشاره به کنیز در این حکم بسیار معنادار و برای انسان آن روزگار مهم بوده است.) در این آیه، عدالت در اولین تعریف وجهی جسمانی دارد؛ اما معنای نهایی آن به حوزه عدالت معنوی و روحی نیز گسترش می‌یابد. به عبارت دیگر، آیا مرد در هنگام گرفتن زن دوم عدالت روحی را در حق همسر اولش رعایت می‌کند یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال، باید دید معنای حقوق روحی زن در حوزه زناشویی چیست. توجه به این نکته ما را به سمت معنای عشق و تعریف وجوه آن پیش می‌برد. یکی از مختصات اساسی عشق جنسی، یگانه‌خواهی آن است. چه زن، چه مرد، در عشق جنسی خواهان آن‌اند که معشوق را به تمامی برای خود داشته باشند و احساس عاشقانه معشوق به صورت یگانه متوجه او باشد. چنین تمایلی کاملا متعلق به رگه‌های سرشتی انسان است.&lt;br /&gt;در نتیجه، تفسیر صریح عشق آن است که اگر مردی خواستار رعایت تمام وجوه عدالت برای همسر اول خود باشد، هرگز حس او را مخدوش نکرده و در عشق او شریکی نمی‌آورد. به این ترتیب، در غایت، مرد مسلمان با رشد آگاهی به سمت رعایت حق همسر برای یگانه معشوق بودن پیش می‌رود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8903951330393520780?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/8903951330393520780/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=8903951330393520780&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8903951330393520780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8903951330393520780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_06.html' title='نامه من به مراجع اصلاح طلب'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6809172259982216929</id><published>2009-08-03T13:54:00.000-07:00</published><updated>2009-08-03T14:10:22.692-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب'/><title type='text'>تفسیر آنچه دیشب درباره امروز دیدم: مردم حقوق طبیعی خود را مطالبه می‌کنند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در تفسیر رویاهایی که درباره امروز دیده بودم، اشاره کردم که نیروهای ضدشورش حضور گسترده ای خواهند داشت. جدا از آن به زمینه تاریک اکثر رویاها نیز اشاره نمودم که حاکی از مبهم بودن بود و نه تنها مراسم تنفیذ در حضور پرشمار هزاران نفری نیروهای ضد شورش برگزار شد بلکه زمان آن نیز محرمان و با تاخیر بود. به علاوه، معترضین نیز ساعتی پس از زمان اعلام شده و نزدیک به تاریکی هوا اعتراضات خود را ابراز داشتند.&lt;br /&gt;در رویاهای دیشب به وفور نی‌، فضاهای چوبی و در نهایت چادر سرخپوستی و مرد سرخپوست وجود دارد که تعبیر آن وابستگی به آب و خاک و حقانیت مردمی است که برای حقوق متکی به آب و خاک خود اعتراض می‌کنند.&lt;br /&gt;به هر ترتیب، رویای چرخ های کامیون به صراحت برنامه ریزی برای حضور پرشمار نیروهای سرکوب را نشان می‌داد. بقیه رویاها را می‌کوشم تفسیر کنم:&lt;br /&gt;• کانون نگاه من از درون پنجره بافته شده از چوب یک چادر یا اتاق به بیرون بود. به ناگاه نیم‌رخ سمت چپ جانوری سهمگین مانند سگ بولداگ را با دندانی تیز و رو به بالا دیدم که خصمانه به درون پنجره نگریست.&lt;br /&gt;نیرویی سهمگین و وفادار، به وارسی و جستجو می‌پردازد که یک مورد آن توقیف گوشی‌های موبایل‌های شهروندان بود. رویا به وضوح نشان می‌داد که این ماشین جنگی برای التزام به حاکم خود طراحی و ساخته شده است و می‌کوشد تمام فضاها و منافذ را پاک‌سازی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• این حس را داشتم که گویا سه نفر باشند که به حالت پتک زدن بر چیزی حلقه زده و محکم می‌کوبیدند. تنها چیزی که دیدم چهره مهیب مردی شبیه همان سگ بولداگ بود که با غضب آنچه بر دست داشت فرود می‌آورد.&lt;br /&gt;این رویا، بیانگر سرکوب بدون گذشت نسبت به مخالفین است. در برابر چنین نیروی سهمگینی، پرداختن به مبارزه سخت‌افزاری اشتباه محض است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• اژدهایی شبیه همان اژدها که در صبح جمعه‌ای که خامنه‌ای خطبه‌اش را خواند تولدش را دیدم با حالتی کرنش کننده به پیشگاهی می‌خزید. حالت لبخندی با دهان باز به لب داشت که شبیه حالت خنده سگ‌هاست.&lt;br /&gt;رویایی کلیدی است که اشاره به مراسم تنفیذ و سرسپاری قدرت سرکوب به رهبریت دارد. وفاداری کاملاً معرض بوده و فائق بودن قدرت سرکوب در میدان ستیز سخت بی‌رودربایستی مسجل است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• چادری شبیه چادرهای سرخ‌پوستی بود. مردی عضلانی و با صورتی استخوانی و گویا رنگ شده به ناگاه پرده جلو در چادر را کنار زد (وارد شد) و مصمم به سمت جایی در داخل نگریست. حضوری قاطع و با هدف داشت.&lt;br /&gt;از این رویا به بعد با توان نیروی مدافعی روبرو هستیم که به ستیز سخت‌افزاری با متخاصم می‌پردازد. او ویژگی‌های یک مبارز سرخپوست، یعنی کسی که برای آب و خاک و حقوق طبیعی می‌جنگد را نشان می‌دهد. در این رویا، او در فضای خانه، وارد شده و خود را مهیای مبارزه می‌کند. فضای چادر وابستگی مبارزه او به حقوق طبیعی را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• همان چهره را دیدم در فضایی تاریک پیش می‌آمد. جز صورتش هیچ دیده نمی‌شد.&lt;br /&gt;عزم جزم مبارزه سخت‌افزاری برای حقوق طبیعی امروز را به میدان‌گاهی دیگری از مبارزه از تهران گرفته تا کرمانشاه بدل کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• بخش سینه و بدن عضلانی مردی را ‌دیدم که گویا رنگ به تن داشته باشد. در پشت سرش دیواری با چوب‌های نی‌شکل بود و او بر آن شبیه به مصلوب یا نظیر آن آویخته شده بود و حالتی آویزان حاکی از یاس داشت.&lt;br /&gt;این فرد شبیه همان مرد رزمی بود.&lt;br /&gt;رویا انجام شکست مبارزه سخت‌افزاری با حریف را عریان می‌کند. اخباری که به گوشم رسید حاکی از بازداشت گسترده، استفاده بسیار وسیع از گاز اشکاور در گلوگاه تمام کوچه‌های ولیعصر و حتی شوک الکتریکی بود. صرف انرژی جنبش در مسیری سخت، آن‌‌هم در برابر قدرتی منسجم و بسیار نیرومند، نتیجه‌بخش نخواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• دختری جوان با چهره‌ای بی‌حس و مات به جلو می‌نگریست. شاید مانند کسی که هیچ‌چیز دیگر برایش مهم نیست. حتی فکر می‌کنم کسی از کنارش گذشت و کمی هم به او خورد، اما هیچ تغییر نکرد.&lt;br /&gt;این تصویر حکایتگری از شوکه شدن و فقدان هوشمندی نسبت به شرایط است. بی‌گمان امروز بخشی از نیروهای معترض مانده‌اند چه کنند و با وجود حضور یافتن، هیچ استراتژی روشنی برای استمرار و پیشبرد اهداف ندارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• در میانه جاده‌ای شیب‌دار که از پلی مسطح می‌گذشت، ‌زنی باریک اندام لحظه‌ای درنگ کرد، دست به سر کشید و امتداد مسیر را نگریست.&lt;br /&gt;این نیروی‌ای است که راه را می‌بیند و با وجود آن که جثه‌ای حجیم ندارد، بر مسیر طی طریق کرده و چه بسا به مقصد نیز خواهد رسید. در واقع، زمانی که راه شفاف در پیش روی آدم قرار می‌گیرد، انسان با وجود تمام سختی‌ها و کاستی‌ها پیش خواهد رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• فردی نامشخص دری را از داخل باز کرد که رو به راهرو باریک و چند پله‌خور به سمت پایین بود و دیواره‌ها حالت ساخته شده از نی یا چوب‌های این گونه را داشت و فردی را هدایت کرد سریع داخل شود. مانند زمانی که مردم از دست نیروهای ضد شورش راهپیمایان را در خانه‌هایشان پناه می‌دادند.&lt;br /&gt;پیشتر نیز توضیح دادم، اعتراض مردم ایران بر منبع جامعه قرار گرفته و حمایت افراد از جنبش رمز بقاء آن بوده و این فرایندی است که با سرکوب پایان نمی‌پذیرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6809172259982216929?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6809172259982216929/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6809172259982216929&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6809172259982216929'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6809172259982216929'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_03.html' title='تفسیر آنچه دیشب درباره امروز دیدم: مردم حقوق طبیعی خود را مطالبه می‌کنند'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1493153789171500007</id><published>2009-08-02T14:00:00.000-07:00</published><updated>2009-08-02T15:31:04.635-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سرکوب'/><title type='text'>رویاهایی که درباره روز تنفیذ ریاست‌جمهوری دیدم: بدنه اصلی سرکوب در میدان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;الان ساعت یک و نیم شب است. تصاویر اکثر رویاها زمینه‌ای تاریک دارند، به گونه‌ای که فقط بخشی از تصویر دیده می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;حضور بدنه سرکوب در میدانگاه فردا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• چادری شبیه چادرهای سرخ‌پوستی بود. مردی عضلانی و با صورتی استخوانی و گویا رنگ شده به ناگاه پرده جلو در چادر را کنار زد و مصمم به سمت جایی در داخل نگریست. حضوری قاطع و با هدف داشت.&lt;br /&gt;• همان چهره را دیدم در فضایی تاریک پیش می‌آمد. جز صورتش هیچ دیده نمی‌شد.&lt;br /&gt;• چرخ‌های پشت سر هم خودرویی مانند کامیون یا تریلی را دیدم که گویا باری سنگین را حمل می‌کردند و پیش می‌آمدند. سطح رویی چرخ‌ها نوری روشن بود.&lt;br /&gt;• نگاه گویا از درون پنجره بافته شده از چوب یک چادر یا اتاق به بیرون بود. به ناگاه نیم‌رخ سمت چپ جانوری سهمگین مانند سگ بولداگ را با دندانی تیز و رو به بالا دیدم که خصمانه به درون پنجره نگریست.&lt;br /&gt;• این حس را داشتم که گویا سه نفر باشند که به حالت پتک زدن بر چیزی حلقه زده و محکم می‌کوبیدند. تنها چیزی که دیدم چهره مهیب مردی شبیه همان سگ بولداگ بود که با غضب آنچه بر دست داشت فرود می‌آورد.&lt;br /&gt;• اژدهایی شبیه همان اژدها که در صبح جمعه‌ای که خامنه‌ای خطبه‌اش را خواند تولدش را دیدم با حالتی کرنش کننده به پیشگاهی می‌خزید. حالت لبخندی با دهان باز به لب داشت که شبیه حالت خنده سگ‌هاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سرکوب، مردم را متوقف نخواهد کرد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• در میانه جاده‌ای شیب‌دار که از پلی مسطح می‌گذشت، ‌زنی باریک اندام لحظه‌ای درنگ کرد، دست به سر کشید و امتداد مسیر را نگریست.&lt;br /&gt;• دختری جوان با چهره‌ای بی‌حس و مات به جلو می‌نگریست. شاید مانند کسی که هیچ‌چیز دیگر برایش مهم نیست. حتی فکر می‌کنم کسی از کنارش گذشت و کمی هم به او خورد، اما هیچ تغییر نکرد.&lt;br /&gt;• فردی نامشخص دری را از داخل باز کرد که رو به راهرو باریک و چند پله‌خور به سمت پایین بود و دیواره‌ها حالت ساخته شده از نی یا چوب‌های این گونه را داشت و فردی را هدایت کرد سریع داخل شود. مانند زمانی که مردم از دست نیروهای ضد شورش راهپیمایان را در خانه‌هایشان پناه می‌دادند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آخرین تصویر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بخش سینه و بدن عضلانی مردی را ‌دیدم که گویا رنگ به تن داشته باشد. در پشت سرش دیواری با چوب‌های نی‌شکل بود و او بر آن شبیه به مصلوب یا نظیر آن آویخته شده بود و حالتی آویزان حاکی از یاس داشت.&lt;br /&gt;این فرد شبیه همان مرد رزمی بود. تصویر دقیق این رویاها را باید به امشب واگذار کرد. اما، فکر می‌کنم آنچه مشخص است اژدها و آن حالت کرنش و رویاهای سرکوب نمایشگر حضور بسیار سهمگین نیروهای سرکوب در فردا خواهد بود و البته رویای اژدها پرده از چهره سازندگان این تراژدی بر می‌دارد. کسانی که با بذر نفرت، قدرت دنیا را ارج نهادند. آیا در دنیا قدرتی هست؟!!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;به نظر می‌رسد تصویرهای مربوط به مرد سرخپوست با تصویر آخر هم‌خوان هستند و نشان می‌دهند معترضینی جنگجو وارد کارزار فردا شده و به شدت سرکوب می‌شوند. امیدوارم این طور نباشد. اما، دربرابر نیروی سخت‌، به باور من راه مناسب مبارزه استفاده از تکنیک‌های نرم است، نه رویارویی تن به تن. برای مثال، زن در مسیر جاده، اندامی لاغر دارد، اما گام‌هایش هر چند زمان بر سرانجام مسیر را طی خواهند کرد. حضور بدون درگیری فکر می‌کنم راهی صحیح است. به علاوه، نباید شعارهای عصبیت‌زا سر داد. اگر هم شعاری داده می‌شود باید بوی انسانیت و برادری و حق‌خواهی و روشنگری بدهد و بس.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1493153789171500007?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1493153789171500007/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1493153789171500007&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1493153789171500007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1493153789171500007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_5474.html' title='رویاهایی که درباره روز تنفیذ ریاست‌جمهوری دیدم: بدنه اصلی سرکوب در میدان'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5167866388754597672</id><published>2009-08-02T10:50:00.000-07:00</published><updated>2009-08-02T10:53:30.803-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کوبا، فلسطین، نامجو، دیپلماسی خارجی'/><title type='text'>تفسیر رویاهای مربوط به امروز: انگلستان ناراضی از پیشرفت در افغانستان</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دیشب یک سری رویا دیدم که فرصت نشد بنویسم. رویاهایی که از نگاه انگلستان به افغانستان گرفته تا مسئله نامجو، اخراج فلسطینی‌ها و رائول کاسترو را در بر می‌گرفتند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;انگلستان، ناراضی از پیشرفت در افغانستان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چهره‌ای ناخرسند را دیدم که دسته هاونی به دست داشت و درون هاون چیزی را می‌سایید. لحظه‌ای دو یا سه دانه سفید رنگ درخشان به چشم خورد که در میان انگشتان گرفت و درون هاون انداخت. نارضایتی چهره به نظر کسالت‌بار می‌آمد. گویا چهره شخص و هاون نخودی رنگ بودند.&lt;br /&gt;تاکید رویا بر ناخرسندی چهره و دو یا سه دانه درخشان درون دست، که اندکی بهره را نشان می‌دهد، نمایشگر ارتباط رویا با خبری است که امروز درباره انگلستان منعکس شد: «یک کمیته بانفوذ از نمایندگان پارلمان بریتانیا به تندی از نیروهای بین المللی نظامی در افغانستان انتقاد کرده و این نیروها را متهم کرده است که نتوانسته اند به آنچه وعده داده بودند دست یابند... دولت بریتانیا معاملات مواد مخدر در ولایت هلمند را دلیلی برای ادامه حضور سربازان بریتانیایی در این منطقه می‌داند اما کمیته امور خارجه مجلس عوام چنین توجیهی را "قابل بحث" خوانده است.»&lt;br /&gt;اما، رویا چه تحلیلی از این خبر ارائه می‌دهد؟&lt;br /&gt;هسته‌ها ارزشمند هستند، اما با بزرگی هاون و انتظار فرد مطابقت ندارند. انگلستان ظرفی بزرگ و انتظاری بزرگ برای افغانستان تدارک دیده بود که با فرآیند تدریجی و آرام نتیجه گرفتن منطبق نیست. آنان با حسی شاداب و دلسوز به فرآیند مبارزه با مواد مخدر نگاه نمی‌کنند. برای همین نیز، می‌خواهند پا پس بکشند و بی خیال قضیه شوند. در حالی که اگر عشق را چاشنی کار کنند، همین نتایج کوچک به تدریج به موقعیت بزرگی می‌انجامند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کوبای حریص اما نگران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سه تصویر زیر به کوبا اختصاص دارد:&lt;br /&gt;• دندان‌های ردیف و نوری روشنی که با حالتی حریص گویا هندوانه‌ای مجازی را گاز بزند تند تند به هم می‌خورد و جلو می‌رفت. (شبیه صحنه‌هایی که در کارتون‌ها می‌بینیم.)&lt;br /&gt;• زنی که با دندان‌های جلو آمده غذایی را به نیش داشت و به جلو می‌نگریست. حالتش تمایل زیاد به غذا و در عین حال حسی متوجه به جلو را نشان می‌داد.&lt;br /&gt;• قسمت زیرین سه‌راهی برقی (از آن نوع‌های بدون سیم) را دیدم که دو میله فلزی نوری سفید رنگش حالتی بسیار نیازمند و جویای اتصال به پریز را داشتند و در بیخ آن‌ها دهانه‌ امبردستی‌ای محکم مهارشان کرده بود.&lt;br /&gt;این تصاویر حالت حرصی را نشان می‌دهند که شبیه شهوت قحطی‌زدگان به غذا است. دندان‌های روشن نشان می‌دهند که مصداق مشخص است. میله‌های سه‌راهی نیز همین حکم را دارند.&lt;br /&gt;امروز خبر زیر راجع به رائول کاسترو در سایت‌های خبری منعکس شده بود. او می‌گوید: «ما آماده هستیم تا درباره همه چیز با آمریکا گفتگو کنیم، اما نه درباره نظام سیاسی و سوسیالیستی کوبا.»&lt;br /&gt;تحلیل‌گر سوسیالیستی به بی‌بی‌سی می‌گفت: امیدوار است سیل سرمایه‌گذاری‌ها به سمت اقتصاد بیمار و فرسوده کوبا باعث فروپاشی ارزش‌های این کشور نشود.&lt;br /&gt;رویا حکایتگر اهرم نظام کمونیستی برای حفظ خود در برابر نیاز شدید به دلار‌های آمریکایی است؛‌ اما عطش آن چنان جدی است که کوبا را به دامان آمریکا پرتاب خواهد کرد، حال شاید با پوششی ظاهری از کمونیسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جمهوری اسلامی به دنبال جذب حامی جهانی&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چهار رویای دیگر نیز دیدم که یکی از آن‌ها زنی بود که ردای تیره بسیار بزرگی را در محیطی تیره به دوش آویخت، نیم‌چرخی زد و با نگاه از فراز شانه با حالتی اثر گذار قصد جذب مخاطب را داشت. این رویا بازگوی خبری است که از وام ٢٢٠ میلیون دلاری ایران به بولیوی منتشر شد و نشان می‌‌دهد ردای عظیمی گسترده شده تا این کشورهای اقماری جهان به حامیان ایران بدل شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فلسطینان را از خانه‌هایشان می‌رانند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;رویای دیگر تصویر مردی جوان بود که با ترس به دیوار نوری سفید اتاقی سخت خود را چسبانده و با احتیاط جلو می‌رفت. گویا آنجا خانه‌اش باشد و بیگانه‌ای تهدیدگر وجود داشته باشد. خبر را بی‌گفتگو بخوانیم: « پلیس اسرائیل نه خانواده فلسطینی را از خانه های خود در بیت المقدس شرقی اشغالی بیرون کرده است.&lt;br /&gt;این نه خانواده در دو ساختمان در منطقه شیخ جراح زندگی می کردند.&lt;br /&gt;مقام های شهر بیت المقدس مجوز ساخت بیست خانه جدید در این منطقه را برای یهودیان صادر کرده اند. این به رغم درخواست های بین المللی برای عدم ساخت شهرک های یهودی نشین در مناطق اشغالی است.&lt;br /&gt;دیوان عالی اسرائیل در رای نهایی خود گفت که این زمین ها متعلق به خانواده های یهودی است.&lt;br /&gt;تخلیه خانواده های فلسطینی از خانه های خود در منطقه شیخ جراح پیش از غروب و با حضور تعداد زیادی پلیس ضد شورش صورت گرفت.»&lt;br /&gt;تصویر رویا بازگوی ظلمی‌ست که آشکارا به این قوم می‌شود و آنان از خانه و کاشانه خود رانده می‌شوند. به علاوه، نشان می‌دهد که فلسطینیان با وجود ترس برای آنچه خاکشان است، ایستاده‌اند و راهی می‌جویند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نامجو به مرگ حکومت دینی در ایران می‌اندیشد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دو تصویر نیز دیدم که فکر می‌کنم مرتبط با نامجو باشد. در یک تصویر، سر و گردن کرکسی را دیدم که کمی گردن کشید و بعد با نارحتی متوقف ماند. حالت او مانند حس انتظار به انجام نرسیده بود. و در تصویر دیگر اژدهایی گویا آبی رنگ را دیدم که با نارحتی و اندوه کسالت بر آبی بسیار آرام شناور بود.&lt;br /&gt;اول بگویم که درباره صحت این تفسیر مطمئن نیستم. امشب نامجو درباره پنج سال زندانی که دادگاه ایران به دلیل خواندن قرآن با ریتم راک برایش بریده‌اند با ناراحتی با خبرنگار صدای آمریکا سخن می‌گفت. اگر مصداق درست باشد، او فردی است که مرگ حکومت دینی در ایران را انتظار می‌کشیده و چون رخ نداده، به انتظار نشسته و در برکه آرامش به انتظار فرصتی است تا فریاد ضد باورهای دین حکومتی خود را سر دهد. این دو رویا، نفرت و یا انزجار از حکومت مذهبی ایران را در او نشان می‌دهد. اژدهایی که رنگ آبی و آرامش دارد، به هر حال اژدها و آکنده از نفرت و انزجار است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5167866388754597672?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/5167866388754597672/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=5167866388754597672&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5167866388754597672'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5167866388754597672'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_02.html' title='تفسیر رویاهای مربوط به امروز: انگلستان ناراضی از پیشرفت در افغانستان'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1214921961439118490</id><published>2009-08-01T14:13:00.000-07:00</published><updated>2009-08-01T14:22:54.444-07:00</updated><title type='text'>لحظه ها</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;لحظه های دلواپسی برای بهترینمان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;لحظه های کشمکش انتظار برای آرامگاهمان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;آیا سر به سودای خاک خواهیم گذارد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;آیا مرگمان زیر نارون های پیر خواهد بود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;آیا بید مجنون بر مزارمان دست خواهد کشید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;لحظات انتظار&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دلواپسی پیش از زایمان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;آیا کودکمان خاک آزاد را خواهد بوسید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ما به فردای عزتمان نگرانیم...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;می خواستم رویاهایی که برای فردا دیده ام بنویسم؛ اما دیگر دیر وقت است و فردا یک عالمه کار. اگر شد، فردا البته!&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1214921961439118490?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1214921961439118490/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1214921961439118490&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1214921961439118490'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1214921961439118490'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post_01.html' title='لحظه ها'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-150866705004817980</id><published>2009-08-01T00:52:00.000-07:00</published><updated>2009-08-01T00:53:02.415-07:00</updated><title type='text'>فرهنگ توهین متعلق به ایرانیان نیست، آن را طرد کنیم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویایی که دیشب درباره نیروهای ضد شورش داشتم، نمایشگر هماهنگی، انسجام و تاکتیک برتر آنان نسبت به جنبش بود. با این تفاصیل چه باید کرد؟ جنبش دو انتخاب در پیش رو دارد: تولید ضد تاکتیک یا گزینه واپاشی انسجام حریف. گزینه نخست با توجه به ماهیت مردمی جنبش و فاقد راس بودن آن بیشتر به صورت هوشمندی عمومی خود را نشان می‌دهد؛ اما گزینه دوم، بسیار حیاتی است. استمرار به اعتراض و تشریح مستمر حق بودن خواست معترضین راهکاری است که در درازای زمان بر ذهن نیروهای سرکوب اثر گذاشته و آن‌ها را فاقد انگیزه می‌کند.&lt;br /&gt;دیروز یا پریروز رویایی دیدم که در آن چند مچ پا به وسیله کاغذ بستن دسته‌های اسکناس به صورت یک دسته بسته شده بودند و یکی از پاها حالت برش خورده‌ای روی سطح خود داشت. تا کی می‌توان طیف وسیعی از نیروها را با تمناهای مادی حفظ کرد و تا کی می‌توان باور به حق بودن را در عملکرد نیروهای ضد شورش تزریق نمود تا استوار با مردم برخورد کنند؟ حفظ اعتراض باعث کاهش نیروهای سرکوب می‌شود.&lt;br /&gt;اما، نکته‌ای دیگر، در پستی نوشتم خامنه‌ای دیکتاتور نیست. منظور را گفتم که در تعریف من دیکتاتور حاکم مطلق سفاک است. نمونه بارز دیکتاتور را می‌توان فرعون خواند یا افرادی چون هیتلر و استالین. بر این باورم که خامنه‌ای را نمی‌توان در ردیف چنین جنایت‌پیشگانی قرار داد. او شاید رفتاری سرکوب‌گر داشته باشد، اما چنین رفتاری را نه با میل سیری‌ناپذیر به قدرت که بنا به نگرش خود به انجام می‌رساند. او فرعون نیست؛ و اگر فرعون هم بود، رودررویی با او نبایست با زبان ناسزا و مرگ باشد.&lt;br /&gt;از داستان‌های قرآن می‌توان به زبان خوش گفتگوی موسی با فرعون توجه کرد. بر این باورم، با زبان صلاح با خامنه‌ای سخن گفتن و حمله تئوریک به مبانی ذهنی او می‌تواند راهکاری برای حتی بازگشت نگرش خامنه‌ای باشد. چرا احمدی‌نژاد را با نام‌های نازیبایی مثل «ا.ن» بخوانیم و باعث تحریک عصبیت شویم.&lt;br /&gt;ملت ایران فرهنگی بزرگوار داشته‌اند. در کجای روح بلند شاهنامه با ناسزاگویی و فرومایگی روبرو هستیم؟ فرهنگ انسانی ایرانی و ملی ما عجین با فرهنگ دینی مان می‌تواند راه نجات را نه برای معترضین که برای کل جریانات بگشاید. در اینجا، ماندآبی نیست که تنها راه چاره خشکاندن آن باشد. بیاییم راهی برای جریان انداختن آب‌ها بیابیم که در آن خیر و صلاح برای همگان باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-150866705004817980?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/150866705004817980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/150866705004817980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='فرهنگ توهین متعلق به ایرانیان نیست، آن را طرد کنیم'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4642846249017745165</id><published>2009-07-31T02:39:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T02:42:36.817-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اعتراض مردم'/><title type='text'>تفسیر رویاهای مربوط به دیروز: ایرانیان به اسارت خو گرفته‌اند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;تصاویری که پریشب برای دیروز دیده‌ بودم و  با نام «&lt;/span&gt;&lt;a href="http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_29.html"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;فردا چه خواهد گذشت: زن جوان از شدت ترس مات شده بود&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;» پست کردم را متاسفانه فرصت نشد تا تفسیر کنم. اکنون قبل از پرداختن به آن‌ها اشاره‌ای دارم به آنچه دیشب قبل از به خواب رفتن دیدم: تصاویر مختلفی از حضور پر شمار و مسلط نیروهای ضد شورش را با کادربندی‌های متنوع دیدم که در آن‌ها حضورشان وضعیتی حاکی از تفوق و تسلط بر شرایط را داشت.&lt;br /&gt;اما، تصاویری که زیر عنوان « خو گرفتگان به رنج» قرار دادم، همه حکایتگر خیل ایرانیانی است که با حالتی بی‌تفاوت سر به لاک خود فرو برده و زندگی عادی را پس از فروخورده شدن رایشان در پیش گرفته‌اند. با مترو که عازم بهشت‌زهرا بودم انبوه آدم‌هایی را دیدم که به سمت خانه‌هایشان می‌رفتند، آدم‌هایی را دیدم که حتی نمی‌دانستند پنجشنبه چه مناسبتی داشته است.&lt;br /&gt;آن رویاها علاوه بر این نشان می‌داد که قل و زنجیرها کلید را با خود دارند و یعنی مردم ایران امروز بهترین شرایط را برای رهایی و دست‌رسی به آزادی شایسته در اختیار دارند؛‌زیرا بخش قدرتمندی از جناح حکام نیز پشتیبان آنان است. اما، روح‌های مفلوک انبوه ایرانیان با انفعال و بی‌تفاوتی راه را برای اقتدارگرایان هموار می‌کنند.&lt;br /&gt;تعبیر دیگر این امر، از آن طرف قضیه این است که اصلاح‌طلبان امروز بیش از هر زمانی لازم است آگهی‌بخشی و فرایندهایی مانند کمپین یک میلیون امضا را که هویت‌ساز بود، پی‌گیری کنند.&lt;br /&gt;به رویاهای دیگر بپردازیم: &lt;br /&gt;سه تصویر زیر تیتر «شوکه شدگان» هر کدام معنای خاص به خود را داشتند. تصویر مرد میان سال، حکایتگر اسارت آن مرد کارگردان و زن مستند ساز بود که دیروز در سر مزار ندا بازداشت شده‌اند. این را از آن رو می‌گویم که مرد رویایی شباهتی به یکی از هنر پیشگان سرشناس تئاتر و سینمای ایران داشت که الان اسمش را به خاطر نمی‌آورم. مردی است با چشمان روشن و صورتی استخوانی. پیام رویا این بود که افرادی صاحب جایگاه و سرشناس نیز با چالشی فرای انتظارشان روبرو می‌شوند. دلیل نیز ساده است، حکومت می‌خواهد این منابع آلترناتیو و موج ساز را حذف کند، تا بدنه جنبش نحیف و شکننده گردد.&lt;br /&gt;رویای زن میان سال نیز حکایتگر دغدغه عزیزان است که مانعی برای پیوستن تمام انرژی افراد به جنبش می‌شود. کنار موتور سواران سیاه‌پوش چماق به دست ایستاده بودم. زن میان سال درشت‌اندامی با نوجوانی حدود هفده سال نزدیکم بود. پسر تحریک شده جوان با داد و بی‌داد سعی می‌کرد زن را مانع شود تا به جمع اصلی تجمع کنندگان بپیوندد. در همان زمان ماشین کروبی نیز دیده می‌شد. بین آن‌ها مشاجره‌ای در گرفته بود و زن مجبور بود کوتاه بیاید. پسر می‌گفت اگر جلو بروی یکی از آن‌ها تو را می‌زند، من هم غیرتم اجازه نمی‌دهد می‌روم او را می‌زنم تکه پاره می‌کنم و آن‌ها هم مرا می‌کشند. عجب حکایتی!&lt;br /&gt;رویای زن ترسیده نیز حکایتگر هراسی است زن ایرانی از تجاوز و شکنجه‌های ناموسی دارد و او را به انفعال کشانده است. دیروز بعد از بهشت زهرا به خانه برگشتم. باید به اتفاق همسرم جایی می‌رفتیم. با یکی از آشنایان که زن جوانی است تماس گرفتم. در یکی از فرعی‌های میدان ولیعصر- تخت‌طاووس گرفتار شده بود و با ترس می‌گفت اینجا همه‌چیز را به آتش کشیدند. بسیار ترسیده بود. گویا از دو طرف مسیرشان را سد کرده بودند و موتورسوارها مرتب با گاز اشکاور از آنان پذیرایی می‌کردند. این نوع زن از آنچه می‌ترسد، نه جان، که گرفتاری و تصویری دهشت‌ناکی است که از بی‌حرمت شدن زنان زندانیان شنیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصویرهایی که در زیر تیتر «خاطری آسوده در میان داشته‌ها» عنوان کردم، هسته اصلی مردم معترض را نشان می‌دهد. آن فضای مسقف و سازه دایره شکل بتونی میان آن، اشاره به پایگاهی دارد که مزار ندا و دیگر شهدا پدید آورده‌اند و موتور محرک جنبش در درازای زمان خواهند بود. در واقع، فضای استوایی که نشان از بالندی دارد، می‌گوید که آنچه پدید آمده از منابع سرشاری برخوردار بوده و تمام شدنی نیست.&lt;br /&gt;تصاویر دیگر نیز بر عزم هسته اصلی معترضین و آمادگی تام و تمام آن‌ها برای هزینه کرد اشاره دارد. اسب آبی، دلفین، سیاه‌پوست و... این‌ها جوهره‌هایی سرشار و استوارند که گام عقب نخواهند گذاشت. شاید امروز یا فردا بشود، عقب راندشان،‌ اما هرگز تسلیم نخواهند شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4642846249017745165?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4642846249017745165'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4642846249017745165'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_31.html' title='تفسیر رویاهای مربوط به دیروز: ایرانیان به اسارت خو گرفته‌اند'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3379324692155180910</id><published>2009-07-30T01:06:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T03:09:56.074-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='رهبری'/><title type='text'>خامنه‌ای به نظر دیکتاتور نمی‌رسد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دیشب پیش از خواب میان رویاهای متنوعی که دیدم و به خاطر نمی‌آورم، در صحنه‌ای خامنه‌ای را که جوان‌تر و قدری کوتاه و پهن می‌نمود، مشاهده کردم که در جلو جماعتی از راهرویی می‌گذشت و وارد اتاق یا فضایی در سمت راست شد. در چهره‌ اوحالت گستاخی یک دیکتاتور را ندیدم، بیشتر حالتی منفی و جویا داشت. شاید تمام اشتباه او نه از سر قدرت‌خواهی که خطا در تحلیل داده‌ها به سبب باورها باشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;پی‌نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;داشتم بالاترین را ورق می‌زدم. لینک‌های مربوط به تعطیلی بازداشتگاه کهریزک را دیدم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;- &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1677432', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1677432" href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/07/091426.php" rel="nofollow"&gt;رمزگشايی از بازداشتگاهی که تعطيل شد !بازداشتگاهی که با دستور بالاترين مقام کشور بسته شد&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;- &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1678675', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1678675" href="http://radiozamaaneh.org/news/2009/07/post_9905.html" rel="nofollow"&gt;آیت‌الله منتظری: تعطیلی کهریزک «اغفال» مردم است&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;به نظر می‌رسد رویای دیشب اشاره به همین قضیه داشته است. به این معنا که برخورد با مردم فراتر از خواست رهبری انجام گرفته و این شدنی است زیرا منتظری نیز به آن اشاره می‌کند: آقای منتظری به مقام‌های جمهوری هشدار داد که هرچه سریع‌تر «رشته امور» را از دست «یک عده افراد نامتعادل و اسیر توهمات و تمایلات خطى و گروهى» خارج کنند. به هر حال، تلاش من صرفاً فهم رویا و تفسیر دقیق آن است، این که به مذاق آدم خوش آید یا نه، کار علم نیست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;دوستی نظری برای این پست گذاشته که جای تامل دارد. بله، حق تا حدودی با شماست. اما، منظور من از دیکتاتور یعنی حاکم مطلق ظالم؛ یعنی بار منفی را به آن می‌دهم. برای همین هم می‌گویم رویا نشان می‌دهد، خامنه‌ای یک ظالم مطلق‌گو نباید باشد. البته ایشان بنا به مصالح دکترین اعتقادی خود شاید به جا نشاندن مردم معترض را روا بدانند؛ ولی رویا نشان می‌دهد با شکل متوحشانه- قتل و زجر فجیعانه زندانیان- مخالف هستند. در پیش بودن گروه خود حکایتگر پیشوایی ایشان در رویا می‌باشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3379324692155180910?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3379324692155180910'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3379324692155180910'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_30.html' title='خامنه‌ای به نظر دیکتاتور نمی‌رسد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1554478517590146739</id><published>2009-07-29T13:19:00.000-07:00</published><updated>2009-07-29T13:22:00.663-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تفسیر رویا'/><title type='text'>فردا چه خواهد گذشت: زن جوان از شدت ترس مات شده بود</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;رویاهایی که دیشب دیدم مربوط به دو اتفاق امروز بود،‌ یکی داستان اردوگاه اشرف را باز می‌گفت که از سویی حکایتگر نقض حقوق بشر است و از سوی دیگر تلاش دولت عراق برای خلاص شدن از نیرویی مزاحم را نشان می‌دهد. اتفاق دوم به احتمال عزیمت مراجع به نجف اشاره داشت و می‌گفت این جماعت با وجود توان برای ایستادگی در برابر اقتدارگرایان فعلاً چشم بسته‌اند و انتخاب را در سکوت یا رفتن و وانهاندن ملت به دست اقتدارگرایان می‌بینند. (امیدوارم این گونه نباشد و با باور به خود قد علم کنند.)&lt;br /&gt;اما، رویاهایی که امشب درباره فردا دیده‌ام به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خو گرفتگان به رنج&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• ستونی از دست‌ها را دیدم که تیره‌رنگ بودند اما دفرمه به نظر می‌رسیدند. دست‌ها مانند حالت بالا گرفته شده برای گرفتن میله قطار مترو به نظر می‌رسیدند و دست‌بندهای پهنی به مچ آن‌ها بسته شده بود.&lt;br /&gt;• پاهایی قفل و زنجیره شده‌ای را دیدم که حالتی دردمند داشتند و با سختی گام به جلو می‌گذاشتند.&lt;br /&gt;• ردیف پاهایی که سفید نوری بود و به حالت نزدیک به نود درجه بالا گرفته شده بودند و قفل و زنجیر بودند؛ اما به نظرم رسید که کلید‌ها در قفل‌ها قرار دارد.&lt;br /&gt;این‌ رویاها خبر از حال انسان‌هایی می‌دهند که با رنج آن قدر زیسته‌‌اند که به آن خو گرفته‌اند و زندگی‌شان مفهوم آزادی را گم کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شوکه شدگان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;• زن جوان نشسته‌ای را دیدم که بسیار ترسیده بود و با وحشت دست‌های مشت شده‌اش را به گونه‌های چاقش می‌فشرد و کمی خود را عقب می‌کشید. بخش‌هایی از مشت‌ها و چهره روشن شیری رنگ بود.&lt;br /&gt;• مردی با چهره‌ای استخوانی در فضایی گویا روشن وارد صحنه‌ بازی شد و از دیدن چیزی متحیر ماند. چهره مرد نیمه روشن بود و حدود پنجاه و چند ساله به نظر می‌رسید.&lt;br /&gt;• اجتماعی تیره بود (شاید ایستاده بر مزاری) و زنی پشت به اجتماع کمی جلو آمده و با حالتی دور از انتظار به چیزی می‌نگریست. حالت نگاهش مانند نگاه به فردی کوتاه قد مثلا بچه‌ای شش یا هفت ساله بود. زن چهره‌ای زیبا داشت. حدود چهل به بالا بود و بندی پهن داشت.&lt;br /&gt;این سه تصویر حکایتگر وضعی هستند که انسان یا گروهی در برابر یک شرایط غیرمترقبه قرار می‌گیرد و علی‌رغم تجربه یا داشتن توان، ‌غیر مترقبه بودن وضع، باعث می‌شود خود را گم کند و نداند که چه باید کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;خاطری آسوده در میان داشته‌ها&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;• در فضایی تاریک که حس کردم شبیه جنگل انبوه است، سقفی شبیه سقف‌های مناطق بارانی با گیاه زرد رنگ ساخته شده بود و در زیر آن سازه‌ای بتونی و دایره‌ای شکل شبیه دهانه چاه یا چیزی چون آن قرار داشت.&lt;br /&gt;• چهره مرد سیاه‌پوستی میان سال و تنومند را دیدم که لبخندی رضایت‌آمیز و مطمئن داشت.&lt;br /&gt;• دلفینی سر برآورده و با قوسی در اندام لبخندی رضایت‌آمیز و مطمئن داشت.&lt;br /&gt;• اسب آبی سر برآورده و دهانش حالتی ریلکس و مطمئن داشت.&lt;br /&gt;جالب است که بعد از دیدن رویاها دقایقی مانده به ساعت دوازده نیمه شب تلویزیون را روشن کردم. صدای آمریکا صحنه‌ای از دویدن مردان را نشان می‌داد که از روی بسته بزرگی کاه که میانه چاله آبی بود می‌پریدند. رنگ آن بسته کاه همان رنگ سقف زرد رنگ بود. این رویاها برخورداری و آسودگی و اطمینان و اتکا به داشته را نشان می‌دهند. مجموعه‌ای که در امنیت و رفاهی مطمئن زیست می‌کنند یا محیطی را نشان می‌دهد بر خوردار از نعمت و سرزندگی.&lt;br /&gt;جالب است این رویاها سه تیپ وضعیت را به نمایش گذاشته‌اند: خوگرفتگان، متحیر ماندگان و آسودگان. باید دید هر کدام چه مصداقی دارند و تعبیر دقیقشان چیست.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1554478517590146739?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1554478517590146739'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1554478517590146739'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_29.html' title='فردا چه خواهد گذشت: زن جوان از شدت ترس مات شده بود'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4615776041360324999</id><published>2009-07-28T14:32:00.000-07:00</published><updated>2009-07-29T13:31:17.222-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تفسیر رویا'/><title type='text'>فردا چه خواهد گذشت: شیر سنگی موش تیزتک را به کام می‌گیرد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;از این به بعد تصمیم گرفته‌ام بار دیگر تامل به رویای عامدانه را تمرین کنم. می‌خواهم رویاهایی را که مربوط به روز بعد می‌بینم بنویسم و تا حد ممکن تفسیر کنم و ببینم چقدر رویاها به تحلیل اتفاقاتی که پیش می‌آیند مربوط بوده و کمک می‌کنند. می‌دانم چند خواننده علاقمند هستند که می‌توانند در نقص‌ها و اشتباهات کمکم کنند. پیشاپیش از همراهی‌شان تشکر می‌کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شیر سنگی: اقتداری که تباه‌گری را به دام می‌اندازد&lt;br /&gt;اولین رویای امشب صحنه‌ای بود که در آن موشی سفید شیری رنگ با سرعت به سمت چپ می‌دوید و دم بلندش هم کاملا راست بود و سرعت زیاد او را نشان می‌داد. در زمینه تیره رنگ رو به من سر شیرگونی که حالتی سنگی را تداعی می‌کرد و نیمه روشن بود دهان گشود تا کمر موش را بگیرد. جرکتش حالت موفقیت آمیز داشت.&lt;br /&gt;در این رویا، واضح است که سر سنگی شیر نماد نیرویی مقتدر است. موش نیز که تیز و تند به سمت هدفی پیش می‌رود، می‌تواند نماد نیرویی مخرب باشد. حالت شیری رنگ روشن آن نشان می‌دهد که هویتی مشخص دارد و فردا باید در میان اخبار آن را تشخیص دهم. این نیرو یا شخص هرچه که باشد در کام اقتداری گرفتار شده و علی‌رغم سرعت یا قدرت مانوری که دارد، اسیر نیرویی مافوق می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راسوی پیر: ناخرسند از آنچه پیش آمده&lt;br /&gt;چهره‌ نیمه روشن راسویی را دیدم که صورت قوس‌داری داشت (مثل منتظری یا آدم‌های شبیه او). پیر می‌نمود و پلک‌ها را به حالت تامل بسته بود. در چهره‌اش ناخرسندی یا تلخ کامی و نفی دیده می‌شد.&lt;br /&gt;حالت چهره فرم‌دار است و نشان می‌دهد با دیدن مصداق باید بتوانم آن را شناسایی کنم. اما، حالت تلخ‌کامی و نفی بیانگر ناخرسندی از وضعی است که مخالف خواستش رخ داده و او را مکدر کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خنجر آخته: قدرتی که تهدید می‌کند&lt;br /&gt;در عکس‌های روزهای سرکوب، خنجری را به دست یکی از سرکوبگران موتورسوار دیدم که حالتی خفن داشت. چنان خنجری را به حالت آخته و نیمه روشن مشاهده کردم که رو به سمت راست و کمی متمایل گرفته شده بود. فکر می‌کنم تهدیدی برهنه را فردا باید انتظار بکشیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;• رویای خنجر بدون تردید مرتبط است با بازداشتگاه اشرف. هرچند مجاهدین خلق ایرانیانی بودند که با دشمن در حال جنگ ایران متحد شدند و این برای روح ایرانی پذیرفتنی نیست؛ اما انسان‌اند و آن هم انسان ایرانی و شهروند کیان ایران که حال بسیجیانی عراقی (بخوانید وخیم‌تر از آنچه خودی می‌‌تواند بکند) بر سر آن‌ها تیغ خشم کشیده‌اند. روزگار بدی‌ست برادر،‌روزگار بدی‌ست... رویا نیز همین نکته و وخامت حال آن ایرانیان بی‌پناه را نشان می‌دهد. خدا به فریادشان برسد.&lt;br /&gt;• رویای سمور پیر نیز مرتبط است با خبری که امروز رادیو فردا درباره احتمال مهاجرت جمعی از مراجع از ایران به نجف مطرح کرد. رویا نشان می‌داد این جماعت که قادرند و می‌توانند با پشتوانه مردمی و مذهبی که دارند جلو بذرهای خشم و نفرت اقلیت‌ توتالیتر را بگیرند، به جای آن پا پس کشیده و راه را در وانهادن ایرانیان به دست افراطیون دیده‌اند. وای برای این به ظاهر بزرگان، اگر چنین کنند، که دیگر جای‌شان آن دنیا مشخص است کجا خواهد بود. در آن سن و سال بالا از چه می‌ترسند،‌ خدا می‌داند؟‍!&lt;br /&gt;مصادق نماد شیر و موش را هنوز در نیافتم.&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;پی‌نوشت دوم:&lt;br /&gt;رویای شیر و موش نیز به مسئله اردوگاه اشرف اشاره دارد. در واقع، بحران اردوگاه اشرف را باید از دو زاویه نگریست: بحث انسانی و حقوق بشری و بحث اقتدار سیاسی.&lt;br /&gt;در بحث دوم، عملکرد دولت عراق برای خلاصی از یک نیروی مزاحم و تسلط بر رفتار ارگانی است که برایش تولید دردسر کرده و می‌تواند بکند. شیر نماد اقتدار حکومت عراق و موش نماد دیپلماسی مجاهدین است که تلاش داشتند با نامه مریم رجوی و مانور سیاسی‌ای که دادند از وضعیت خطر خارج شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت سوم:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;الان در بالاترین دیدم خبر ساعت ده و نیم شب حمله مستقیم به سران اصلاحات داشت:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;- &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1679083', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1679083" href="http://irib.ir/media-koodeta" rel="nofollow"&gt;صدا و سیما شرکت کنندگان در مراسم چهلم شهدا را تهدید به سرکوبی کرد &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;- &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1679090', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1679090" href="http://friendfeed.com/ultraehsan/276ef344" rel="nofollow"&gt;صداوسیما دقایقی قبل باز هم موسوی و کروبی را مسوول شهادت تعدادی از هموطنان دانست&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;- &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1679091', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1679091" href="http://my.opera.com/astaneh/blog/show.dml/4193109" rel="nofollow"&gt;سناریوی حذف هاشمی کلید خورد - شمشیر از رو بسته شد ، حمله به هاشمی رفسنجانی در بخش خبری 20:3&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;فکر می‌کنم می‌تونه این تعبیر درست خنجر آخته باشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4615776041360324999?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4615776041360324999'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4615776041360324999'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_7000.html' title='فردا چه خواهد گذشت: شیر سنگی موش تیزتک را به کام می‌گیرد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8629037487524869757</id><published>2009-07-28T10:56:00.000-07:00</published><updated>2009-07-28T11:00:21.765-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شعر'/><title type='text'>صدای عدالت (مرثیه‌ای برای بسته‌ شدن یکی دیگر از روزنامه‌های این کشور)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;صدای عدالت به گوش می‌رسد&lt;br /&gt;رسا&lt;br /&gt;باشکوه&lt;br /&gt;آهنگین&lt;br /&gt;قوی&lt;br /&gt;مرگ، پاییز درختان است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درختان آزاد&lt;br /&gt;پاییز را رنگین‌کمان رهایی می‌دانند&lt;br /&gt;و مرگ را&lt;br /&gt;در پیمانه‌های سلامت&lt;br /&gt;به هم تعارف می‌زنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صدای عدالت در گوشم می‌پیچد&lt;br /&gt;ندا&lt;br /&gt;سهراب...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گیسوان آشفته رنگین‌کمان درخت&lt;br /&gt;بر اندام باد گره می‌خورد&lt;br /&gt;پیغام‌آوری برای یکی شدن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و من در ثانیه‌ها متوقف مانده‌ام&lt;br /&gt;چهار دیواری ذهنم&lt;br /&gt;گیج‌تر از هر زمان           &lt;br /&gt;صدای عدالت در دیوارها منعکس می‌شود&lt;br /&gt;اوج می‌گیرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوانه‌های درخت&lt;br /&gt;پیچ در پیچ می‌شکفد&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8629037487524869757?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8629037487524869757'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8629037487524869757'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_28.html' title='صدای عدالت (مرثیه‌ای برای بسته‌ شدن یکی دیگر از روزنامه‌های این کشور)'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3463090183824584806</id><published>2009-07-25T00:56:00.000-07:00</published><updated>2009-07-25T01:05:15.088-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شعر'/><title type='text'>سلول</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smq8lBorOQI/AAAAAAAAAEM/O06TJYnENfw/s1600-h/1112.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5362305650618218754" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 283px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smq8lBorOQI/AAAAAAAAAEM/O06TJYnENfw/s400/1112.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;همه دردم از آن است&lt;br /&gt;در دخمه های تاریک&lt;br /&gt;همه هراسم&lt;br /&gt;برادرانی گمراه&lt;br /&gt;می کوبند پتک نفرت را بر سندان قلب هایی که جز آزادی هیچ نمی خواهند&lt;br /&gt;همه دردم از آن است&lt;br /&gt;همه تنهایی ام&lt;br /&gt;تحیر گنگی که لای درزهای سلول می پیجد&lt;br /&gt;آیا جرم من فقط این است؟&lt;br /&gt;آزادی را به سان کبوتری دور دست می بینیم...&lt;br /&gt;و اشک های سرخی که از فرق سرم می چکد&lt;br /&gt;برای عنصری است که خدایم مرا با آن آفرید&lt;br /&gt;آیا همه هراسم این است&lt;br /&gt;همه اندوهم&lt;br /&gt;کبوتری در دور دست&lt;br /&gt;میان سینه ام جان باخته باشد؟&lt;br /&gt;و من در تنهایی گنگ سلول&lt;br /&gt;میان افیون تنهایی&lt;br /&gt;انتظار را تجربه می کنم&lt;br /&gt;آیا داس و خوشه فلسفه رهایی ست؟&lt;br /&gt;در جانگاه گرم خونم لحظه ای درنگ کن برادر!&lt;br /&gt;آیا بهشت را در صراط کشتار تودیع می کنند&lt;br /&gt;آیا لای در، دنده های فاطمه نیست که آرام می شکند؟&lt;br /&gt;من در توبیخ زمان، لای حرف های نیمه خوانده مانده ام&lt;br /&gt;بغض سلول می ترکد&lt;br /&gt;من با اختاپوس وحشت هم خوابگی گنگی را تجربه می کنم&lt;br /&gt;زمان گذشت&lt;br /&gt;شاملو رفت&lt;br /&gt;فروغ مرد&lt;br /&gt;پرنده پر پر شده است&lt;br /&gt;و من&lt;br /&gt;زهدان سلول را در سکوت داس فریاد می کشم:&lt;br /&gt;آزادی حق من است&lt;br /&gt;ای همه نادیدگان&lt;br /&gt;آزادی سرشته با جان من است&lt;br /&gt;پرواز جاودانه شده&lt;br /&gt;پرند...ه&lt;br /&gt;پ...ر...وا...&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3463090183824584806?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3463090183824584806'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3463090183824584806'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_25.html' title='سلول'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smq8lBorOQI/AAAAAAAAAEM/O06TJYnENfw/s72-c/1112.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3503841893330389378</id><published>2009-07-23T03:01:00.000-07:00</published><updated>2009-07-23T04:50:09.073-07:00</updated><title type='text'>می‌کوشم...</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smg3Bb711YI/AAAAAAAAADM/L3qz4aefwhc/s1600-h/1112.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5361595854202721666" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 267px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smg3Bb711YI/AAAAAAAAADM/L3qz4aefwhc/s400/1112.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;یک پرسش ساده:‌ آیا فرهنگ غرب قادر است روح بلند ایرانی را در خود هضم کند؟ اگر چنین است، بیایید تا همگان غربی شویم؛ اما، این گونه نیست. به خود باز گردیم. قرآن برای عرب زمان محمد و ایرانی امروز نازل شده است. پس، بیایید تا روح ایرانی را از ورای کالبد علی و حسین ببینیم و فرهنگمان را بر سنگ‌های افتخار ایرانی بنا کنیم. حکیم فردوسی برای امروز ایران بود که حماسه بلند مردانگی‌اش را سرود: چو ایران نباشد، تن من مباد! می‌کوشم تا ناسوده‌های لغل قرآن را تراش داده و دین را فارغ از معصیت سنت بازخوانی کنم. می‌کوشم تا نشان دهم خدا با انسان صریح و آشکار سخن می‌گوید. می‌کوشم زبان رویا و اتفاق را برای ایرانیان ترجمه کنم و می‌کوشم روح ایرانی را از زنجیر اسارت جهل و سنت رهایی بخشم. باشد که بار دیگر خود شویم، رها از خود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3503841893330389378?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3503841893330389378'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3503841893330389378'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_23.html' title='می‌کوشم...'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Smg3Bb711YI/AAAAAAAAADM/L3qz4aefwhc/s72-c/1112.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1853296122216070330</id><published>2009-07-22T15:00:00.000-07:00</published><updated>2009-07-22T15:11:47.196-07:00</updated><title type='text'>باید صبر کرد...</title><content type='html'>&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmeOhyocvYI/AAAAAAAAADE/htM3CdJhB-M/s1600-h/1115.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5361410592586120578" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 267px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmeOhyocvYI/AAAAAAAAADE/htM3CdJhB-M/s400/1115.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;امروز از آن روزهای نفس‌بر و بد بود، روزهایی که تعلیق جان آدم را به لب می‌رساند. بیش از یک هفته پیش خودم را دیدم که می‌خواستم به ساختمانی وارد شوم که سرم به بالای درگاه خورد. ساختمان مشابه چهار طبقه‌ای بود که دایی همسرم در تبریز با تقلای زیاد و کار شبانه‌روزی با شراکت یکی از دوستانش ساخته و الان در یک واحد آن زندگی می‌کند (آپارتمانی با حداکثر امکانات موجود و نماد رفاه) و نکته جالب چیزی بود که سرم با آن تصادم کرد: درب کرکره‌ای مخصوص مغازه‌ها بود که به صورت توپی بالای درب قرار داشت. رویا به وضوح به من نشان می‌داد شکلی از زندگی را که در آن انسان خود را وقف توسعه فضای خصوصی و تمنیات خود و خانواده‌اش می‌کند، آیا این انتخاب من است یا خیر؟ در واقع، بزرگ‌ترین درد من بلاتکلیفی میان کار برای معاش و پرداختن به توسعه فهمم از رویا و انتشار آن برای جامعه بوده و این باور کنید بد دردی به جانم انداخته است.&lt;br /&gt;همسرم به حق خواهان زندگی بهتری است و من واپاشیده این میان،‌ زبانم گنگ و جانم بر آتش. چه می‌توان کرد؟ تنها گزینه را در کوشش برای ایجاد تعادل میان این دو دیده‌ام و حال سعی می‌کنم این تعادل را به نحوی برقرار کنم.&lt;br /&gt;اما، امروز باز از نشنیده‌ شدنم در رنج بودم: آیا این تقلا هیچ فایده‌ای دارد؟ و فشار‌های روحی باعث شده بود دل‌پیچه بدی بگیرم. با خود فکر کردم، اگر آنچه می‌گویم بتواند به چند نفر هم کمک کند تا دل‌پیچه تحیرشان را درمان کنند، باز ارزش ادامه دادن را دارد.&lt;br /&gt;دو تصویر دیدم: در تصویر اول، فضایی مانند کانال یا مسیری با دیواره‌های بلند بتونی بود که در آن ببر گونه‌ای لاغر جلو می‌رفت و حالت سرش مانند این بود که با دوربین با سرعت پایین از او عکس گرفته باشی و کمی دوگانه شده بود. فضای پیرامون او و به سمت جلو تیره بود. ببر با حالتی جستجو گر سرش را کمی جلو و پایین داده بود.&lt;br /&gt;در تصویر بعد، دیواری بتونی شبیه یکی از همان دیواره‌ها را دیدم که از میانه‌اش آبی نه چندان زیاد بیرون می‌ریخت.&lt;br /&gt;به فکر فرو رفتم:‌ حقیقت این است که آبی با آن فشار شاید سال‌ها بکشد تا چنان کانال بزرگی را پر کند؛ اما، یک ببر هم در چنان جایگاهی چه بهره‌ای به همراه دارد؟! اقتداری که می‌طلبم تا بدست آورم، چه بسا ویرانگر باشد؛ اما آنچه می‌نویسم و اهدا می‌کنم، شاید به خیری بیانجامد که در آن بهار برای نفس‌هایی سرزند.&lt;br /&gt;حالا به فکر فرو رفته‌ام. قرار بود یکی از دوستان، آدرس سعید رضوی فقیه را که از دوستان گذشته‌ام بوده، تا شنبه به دستم برساند. به نظرم می‌رسد باید همچنان صبورانه همین امتداد را ادامه دهم تا ترازوی حقیقت در انتها حق را از باطل جدا کرده و من در آن جایی که برایش ساخته می‌شوم قرار گیرم. صبر با روحیه من اصلاً هم‌خوانی ندارد :(&lt;br /&gt;به هر ترتیب، دوست ندارم اقتداری اعمال شونده باشم، در جایی که باید برکتی در گسترش بود.&lt;br /&gt;راستی یک تصویر مهم دیگر هم ساعتی پیش دیدم: موسوی را مانند حضورش در دوران خمینی دیدم که مانند یک پیرو به کسی گوش می‌سپرد. این رویا که مرتبط با مسئله‌ای بود که به آن می‌اندیشیدم نشان می‌داد موسوی انباشته از عصبیت نیست، بلکه او یک رهرو راه صحت است که اگر با حقیقتی روبرو شود، خاضعانه آن را می‌پذیرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1853296122216070330?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1853296122216070330'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1853296122216070330'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_22.html' title='باید صبر کرد...'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmeOhyocvYI/AAAAAAAAADE/htM3CdJhB-M/s72-c/1115.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4685191199372572833</id><published>2009-07-21T12:22:00.000-07:00</published><updated>2009-07-21T12:28:45.022-07:00</updated><title type='text'>ایران کی آزمایش اتمی خود را انجام می‌دهد؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmYWpwokJqI/AAAAAAAAAC8/1oxY4zZA5rI/s1600-h/1114.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360997313116645026" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 267px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmYWpwokJqI/AAAAAAAAAC8/1oxY4zZA5rI/s400/1114.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;"&gt;یکی از دوستان طی یادداشت زیر از من خواسته نظرم را درباره زمان آزمایش اتمی ایران بیان کنم:&lt;br /&gt;«نظرتون درباره آزمایش اولین بمب اتم ایران تا شش ماه آینده در قسمتی از دشت کویر که هم اکنون در حال آمده‌سازی آن می‌باشد و سپس حمله به اسراییل چیست؟؟ ظاهرا در این حمله احمدی نژاد نقش عمده‌ای را در جلب حمایت مردم مسلمان کشوره‌های عربی به عهده خواهد داشت. این تحلیلی است که برخی تند‌رو‌ها در باب علت حمایت خامنه‌ای از احمدی نژاد مطرح می کنند. و امروز توی پیک نت هم مطرح شده بود. ممنون می شم اگه اظهار نظر کنید.»&lt;br /&gt;اگر منظورتان این است که به تحلیل رویایی در این زمینه بپردازم، که حقیقتاً تجربه گذشته‌ام برای رویا‌بینی هدفمند بی‌سرانجام بود و در این باره نیز رویایی ندیده‌ام که بخواهم تفسیرش کنم؛ اما، می‌توانم دیدگاه شخصی‌ام را بیان کنم.&lt;br /&gt;اولین نکته‌ این است که نسبت به زمان‌‌بندی‌هایی که برای بلوغ توان هسته‌ای ایران از طرف کارشناسان خارجی عنوان می‌شود، بسیار بدبین هستم. معتقدم با توجه به انقلابات مستمر علمی در دهه‌های اخیر و توان علمی ایران که در جهان جایگاه خوبی دارد، ایران امروز قابلیت علمی بسیار افزون‌تری نسبت به آمریکا یا روسیه دهه ٤٠ قرن بیستم دارد. بنابراین، فکر می‌کنم توان تولید سلاح هسته‌ای، برای ایران چالش بزرگی نیست. حتی این امکان وجود دارد که هم‌اکنون حکوت در مناسبات خرید از بازار سیاه هسته‌ای به خصوص از کشورهای کمونیستی و بلوک فروپاشیده شرق فرصت تحصیل بمب یا تجهیزات تکنیکی دقیق برای ساخت‌ آن را مهیا کرده باشد.&lt;br /&gt;تحلیل من این است که هم‌اکنون ایران یا سلاح هسته‌ای در اختیار دارد یا قابلیت ساخت آن را کاملا به دست آورده است. در اینجا می‌ماند مسئله آزمایش اتمی که داستان دیگری دارد.&lt;br /&gt;بر این باورم که تا زمان حیات رهبری و چنانچه واقعه‌ای اضطراری و تنگنای خطیری علیه امنیت نظام بروز نیابد، بحث آزمایش اتمی بی‌محتواست. رهبری در این حوزه به صراحت موضع حکومت را بیان کرده و این چون و چرا ندارد؛ مگر همان طور که گفتم شرایط مخمصه یا درگیری، فضا را تغییر داده و انجام آن را ضروری نماید.&lt;br /&gt;بحث دیگری که به گفته شما تندروها مطرح کرده‌اند و آن حمله به اسرائیل است دیگر به یک شوخی شباهت دارد تا تحلیلی منطقی. مگر ایرانیان حتی کم‌اطلاع‌ترینشان مردم نادانی هستند که بخواهند با دینامیت وسط جهنم بپرند؟ حکومت ایران برای بقاء می‌جنگد و اگر امروز در انتخابات تقلب کرد و رای‌ها را دزدید، هدف حفظ چارچوب‌ها یا اصلاح آن‌ها بر اساس باورهایی است که از پیش کمابیش داشته. توجه داشته باشید که اینجا با واژه «حفظ» روبرو هستیم. ظاهر تهاجمی موجود نوعی حفظ خود است و بیشتر جنبه پاتک در برابر تک دموکراسی‌خواهی توده‌ها دارد. حکومت نمی‌خواست ولایت کمرنگ شود و راه را در سرقت انتخابات دید، همین! پس، ما با بروز یک عقده خواستار نشر انقلاب، آن گونه که احمدی‌نژاد رجزش را می‌خواند روبرو نیستیم، بلکه با دیپلماسی انقباضی برای حفظ دژ ولایت طرفیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4685191199372572833?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4685191199372572833'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4685191199372572833'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_9570.html' title='ایران کی آزمایش اتمی خود را انجام می‌دهد؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmYWpwokJqI/AAAAAAAAAC8/1oxY4zZA5rI/s72-c/1114.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5368687443555308619</id><published>2009-07-21T10:41:00.000-07:00</published><updated>2009-07-21T10:55:35.740-07:00</updated><title type='text'>چرا محمد با ماریه عشق‌بازی کرد؟</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmX_7jKehVI/AAAAAAAAAC0/PWqxXsxkaO0/s1600-h/1113.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360972329970992466" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmX_7jKehVI/AAAAAAAAAC0/PWqxXsxkaO0/s400/1113.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;«بت‌سازی» راه شیطان برای تباه کردن دین است.&lt;br /&gt;در سوره تحریم- که با داستان عشق‌بازی محمد با کنیزی به نام ماریه قبطیه عجین است- اولین نکته‌ای که خودنمایی می‌کند خطای محمد و مورد سرزنش خداوند قرار گرفتن اوست تا نشان داده شود محمد یک بشر و انسانی است که نمی‌توان از او بت ساخت؛ هرچند بخشی از شیعه و دستگاه روحانیت «معصومیت» را به او و خاندان مبارکش چسباندند تا از آنان خدایگانی فرابشری بسازند. اگر محمد را خارج از امکان خطا بدانیم، چگونه او می‌تواند لیاقت خود برای انسان بودن را به نمایش گذارد؟ و چگونه می‌تواند انسان بماند؟&lt;br /&gt;اما، محمد با ماریه عشق‌بازی کرد تا خداوند پیامی بزرگ‌تر را به این بهانه منتقل کند- پیامی که این روزها در چالش قدرت ساختار حاکمیت ایران خودنمایی می‌کند.&lt;br /&gt;پیام سوره تحریم خطاب به صاحبان جایگاهی است که بنابه مصالح قدرت یا ترس از افکار عمومی حق را کتمان می‌کنند. (بخوانید مثلاً مراجعی که می‌هراسند حرف بزنند یا این پاسخ هاشمی به رهبریت که: واژه "ترس" برای ما معنایی ندارد، برای هر نسل امتحانی در راه است.) داستان ماریه به ما می‌گوید دولتمردان و مدیران نباید تحت تاثیر انتظارات جناحی و احزابی که وابسته به آن‌اند، حق‌ها را پایمال کرده و پیرو سیاست «هم‌رنگ جماعت شو» شوند. ماریه حق نفس‌ها و حق گروه‌ها و اجتماعاتی است که چیزی فراتر از خواست‌های مشروع خود نمی طلبند، و صاحبان قدرت درگیر ترس‌ها و هراس‌های دنیایی این حق‌ها را نادیده می‌انگارند.&lt;br /&gt;قرآن داستان چالش‌های بشری و نحوه برون رفت از این چالش‌هاست، اگر نیک بنگریم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5368687443555308619?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5368687443555308619'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5368687443555308619'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_21.html' title='چرا محمد با ماریه عشق‌بازی کرد؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmX_7jKehVI/AAAAAAAAAC0/PWqxXsxkaO0/s72-c/1113.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1763867511493521392</id><published>2009-07-20T04:33:00.000-07:00</published><updated>2009-07-20T04:43:54.436-07:00</updated><title type='text'>تفسیری رویایی بر پوشش اندام جنسی</title><content type='html'>&lt;div&gt; &lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;سال‌ها پیش درباره پوشش مرد در رویا پیکره تنومند مردانه‌ای را دیدم که شبیه خدایان چینی بود. در تصویر پیکره بدون سر و دست و پا دیده می‌شد و در فضایی تیره معلق در هوا و به گرد مرکز خود می‌چرخید، به گونه‌ای که می‌توانستم تمام وجوهش را ببینم. پیکره برهنه و تنها پوشش آن پارچه‌ای سفید و باند مانند و بسته شده در اطراف بخش میانی بود.&lt;br /&gt;این نماد ارزش‌های قوت، صلابت و مبری بودن از تمایل را به نمایش می‌گذارد؛ اما، از منظر نگاه زنانه، آیا اندام ستبر پیکره فاقد فاکتورهای جنسی هستند؟ به این پرسش با دقت &lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmRXYy1_ZuI/AAAAAAAAACk/nWQzPhHoOek/s1600-h/1112.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360505539954435810" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmRXYy1_ZuI/AAAAAAAAACk/nWQzPhHoOek/s400/1112.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;توجه کنید، زیرا ساختار فلسفی حدود حجاب در آن نهفته است. پیکری مردانه و ستبر و زیبا برای زن حاوی فاکتور جنسی‌ است. پس، چرا حد حجاب در پیکره به بخش میانی محدود شده است؟&lt;br /&gt;پاسخ را قرآن در جایی داده که کمتر کسی تا کنون به آن بذل توجه نشان داده است. خداوند درباره زیبایی یوسف (که جان فلسفه حجاب است) می‌گوید: آنگاه که (زنان مصر یوسف) را دیدند بس بزرگش یافتند و دستانشان را (به جای ترنج) بریدند و گفتند پناه بر خدا، این آدمیزاده نیست، این جز فرشته‌ای گرامی نیست.&lt;br /&gt;در قرآن پیداست که زیبایی یوسف زیبایی مردانه است و فهم فلسفی آیه از همین جا آغاز می‌شود. صاحبان دعوی باید به دو سوال پاسخ دهند:&lt;br /&gt;١. چرا یوسف با این زیبایی استثنایی خود را در حجابی سخت نمی‌پوشید تا مانع تحریک زنان امت خود شود؟&lt;br /&gt;٢. در گسترش این بحث به جنس مخالف، آیا زنی امروز در سراسر اقلیم هستی یافت می‌شود که زیبایی او باعث شود، مردان دست خود را به جای میوه ببرند؟&lt;br /&gt;داستان پیکره چینی و یوسف نمایشگر تفاوت در دو بخش انسان‌اند: جسم و اعضاء جنسی.&lt;br /&gt;مرد جسمی دارد که هرچند در آن فاکتور جنسی وجود دارد، اما جنسیت فقط یکی از ویژگی‌های آن است. در نقطه مقابل، عضو جنسی او دارای یک فاکتور شاخص و قدرتمند است که همان ماهیت جنسی می‌باشد.&lt;br /&gt;انسان‌ها به این جهان پا گذاشته‌اند تا در برابر حق‌ها و ناحق‌ها بایستند و به وجدان و عقل داوری کنند و لیاقت خود را نشان دهند. در قرآن داود پیامبر زمانی که برخوردار از قدرت خداداد می‌شود، می‌گوید بارالهی یاریم رسان که بر اساس حق و نه هوای نفس داوری کنم. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های انسان نیز این است که زن در برابر مرد بایستد و با او تعامل داشته باشد و بتواند نفس خویش را مهار کند.&lt;br /&gt;به همین ترتیب، زن نیز دارای دو بخش اندام و اعضاء جنسی است. برای زن بخش میانی و سینه‌ها عضو جنسی محسوب می‌شوند. توضیح این نکته نیز ساده‌است؛ عضو جنسی کانون جنسیت است که بیشترین تحریک‌پذیری و تحریک‌کنندگی را دارد. قله‌های جنسی زن در بخش سینه‌ها و میانی او واقع شده‌اند.&lt;br /&gt;پوشش این دو بخش نیز در کنار دریا شکلی دارد و در محیط کار شکلی دیگر. البته خود پوشش می‌تواند جنسی یا غیرجنسی باشد. سینه‌بند‌هایی هستند که آنان را سکسی‌ می‌خوانند و وقتی آدم آن‌ها را می‌بیند، می‌فهمد چرا این نام را یافته‌اند.&lt;br /&gt;زمانی که مرد با زنی صحبت می‌کند که سینه‌های او پوشیده است، نگاهش بازگشت می‌کند؛ اما در برابر زنی با چاک عریان سینه‌ها، این نگاه نفوذ می‌کند و این حقیقت غریزی را کسی نمی‌تواند کتمان کند.&lt;br /&gt;به هر ترتیب، یکی از شیوه‌های ارتباطی خدا که من تجربه طولانی و مبهمی با آن دارم، دردهایی است که در نقاط مختلف بدن به شکل‌های متفاوت ظاهر می‌شوند. برای مثال، دقایقی پیش که سطور بالا را تایپ می‌کردم دردی زیاد و آنی و نقطه‌ای در رگ سمت چپ گردنم پیچید. اشاره‌ای به حسی که باید بر آن درنگ کرد. این دردها مانند نقطه‌جوش‌هایی هستند که توجه را به موضوعی برای متمرکز شدن فرا می‌خوانند.&lt;br /&gt;دیروز صبح در خیابان ناگهان همین درد نقطه‌ای با شدت بسیار زیاد درون ابروی چپم پیچید. با خود گفتم این چه معنا دارد. چنین دردی را این اواخر تجربه نکرده بودم. به پیرامون نگاه کردم. لحظات پس از آن تنها چیزی که توجه‌ام را جلب کرد، سینه‌ زیبای زنی بود که با جمعی از مقابلم گذشت. این را در حاشیه ذهن نگه داشتم. معنا برایم مبهم بود تا شب که به خانه یکی از اقوام برای جشن تولد رفتیم. مسئولیت عکاسی به من محول شده بود. مجلسی خودمانی و صمیمی بود. کمی نوشیدند و رقصیدند. یکی دو نفر هم لباس های جلو بازی به تن داشتند.&lt;br /&gt;خوشبختانه اهل نوشیدن نیستم، که توضیح فلسفه‌اش اینجا نیست، و متاسفانه رقص هم بلد نیستم، که در خانواده کسی نبوده که این جور چیزها را به ما یاد دهد. همان عکس گرفتن را بهترین گزینه دیدم. در میانه مجلس، لحظه‌ای تصویر شیری را دیدم که حس کردم شبیه خودم است. استوار ایستاده بود و دندان‌های تیزش را به حالتی کمی تهدیدآمیز نشان می‌داد. آن لحظات با خودم خنده‌ام گرفت. در دل گفتم، اگر منظورش اقتدار و صلابت است، که اقتدار من پشه‌ را هم نمی‌رماند. حتی به این مجلسیان نمی‌توانم صلاحشان را حالی کنم، کدام اقتدار؟!&lt;br /&gt;اما، امروز که قطعات پازل را کنار هم می‌گذاشتم، دیدم این نکته درونی وجود دارد که منظور ساختار نفسم است که دربرابر وسوسه‌ها یا حس‌ها در چنان نوع مجلسی بر جای محکم می‌ایستد. و این را دیگران می‌دانند!&lt;br /&gt;انسان زمانی که با سرزندگی می‌تواند سکر‌آورترین لحظات را در لذت حیات تجربه کند، نیاز به نوشیدن معجونی که مرز‌های خردش را نازک می‌کند و مهار اسب نفسش را سست می‌نماید،‌ ندارد. انسان زمانی که با پوششی زیبا و برازنده می‌تواند تحسین دیده‌ها را جلب کند، نیاز به تلاش برای جنسی‌نمایی خود و برآوردن ناسوده نگاه‌ها ندارد.&lt;br /&gt;زندگی را می‌توان پاک و بی‌آلایش تجربه کرد و از زیستن خود لذت برد و بذرهای خیر به اطراف پاشاند. کاش مردم این معنا را در می‌یافتند!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1763867511493521392?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1763867511493521392'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1763867511493521392'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_20.html' title='تفسیری رویایی بر پوشش اندام جنسی'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmRXYy1_ZuI/AAAAAAAAACk/nWQzPhHoOek/s72-c/1112.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3577739357926236591</id><published>2009-07-19T03:07:00.000-07:00</published><updated>2009-07-19T03:25:57.350-07:00</updated><title type='text'>روایتی دیگر از جمعه: هاشمی نه با معترضین که با اصول‌گرایان سخن گفت</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmL0TM0P5uI/AAAAAAAAACc/MBKmMuoA1m0/s1600-h/1116.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360115117219374818" style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmL0TM0P5uI/AAAAAAAAACc/MBKmMuoA1m0/s400/1116.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در تفسیر رویا، خطا در فهم نماد، همان معنایی را دارد که در یک مسئله ریاضی شخص جای منفی یا مثبتی را اشتباه بگذارد: پاسخ اشتباه است!&lt;br /&gt;متاسفانه من رویایی که اواسط هفته پیش دیده بودم به اشتباه تفسیر کردم و این امر مسبب یک تفسیر نهایی تقریباً غلط شد. آن رویا این بود: «هاشمی با قدی کوتاه و کمی فربه و چشمانی زرنگ برای جمعی ناپیدا درب بزرگی را بر فضایی تاریک گشود. درب حالت این در‌های فلزی فکر کنم کشویی قدیمی را داشت. » منظورم از چشم‌های زرنگ چشم‌های حالت‌داری بود که فردای آن روز در قطار مترو دیدم و زن فربه و میان سالی به اتفاق یک زن جوان در ازدحام کوپه مردان وارد شد و مرد بغل دستی من برایش بلند شد. حالت چشم زن همان حالت چشم هاشمی در رویای شب قبل بود. من حالت چشم را به زرنگی تعبیر کردم، در حالی که تعبیر دقیقش متوقع بودن است. هاشمی در نماز جمع با حالتی متوقع وارد عرصه شد. او انتظار داشت بدنه مذهبی جناح اصول‌گرا پذیرای رهنمود‌هایش باشند و آنان دیگر حرفش را بخرند؛ اما، آیا این گونه شد؟&lt;br /&gt;هاشمی در آن رویا درب فضایی تیره را می‌گشود که معنای آن امروز مشخص است. او در نماز جمعه تلاش کرد جناح‌ها و به خصوص جناح راست را دعوت به راهکاری کند که مفاد آن را همانجا خواند.&lt;br /&gt;در رویاهای شب پیش از نماز جمعه نیز باز درب سوله دیده شد و آن دارای دو پیام بود: فضای بیرون سوله روشن بود و نمایشگر آوار و بیغوله‌ای بی‌سکنا که نشان می‌دهد عملکرد هاشمی منتج به سازندگی بیرونی نشده و علی‌ظاهر همچنان سرکوبگران می‌کوبند و معترضین اعتراض می‌کنند.&lt;br /&gt;اما، فضای درون سوله تیره بود که نشان می‌داد وضع درون پیدا نیست، چه بسا تحرکات و آثاری به همراه داشته باشد که باید همچنان به انتظار نشست.&lt;br /&gt;آن دستی که لامپ می‌بست، در حقیقت اشاره به عملکرد هاشمی داشت که می‌کوشید روشنایی و راهبردی برای برون رفت از بحران موجود ارائه دهد و انفجار لامپ پاسخی بود که جناح راست به توقع هاشمی داد.&lt;br /&gt;اکنون دو رویای دیگر را بازخوانی می‌کنم. در زمانی که میانه خیابان قدس ایستاده بودم و سخنان هاشمی را که تازه شروع شده بود یا داشت شروع می‌شد، گوش می‌دادم او را دیدم که در جایگاه نماز جمعه با صورتی گداخته و شرم‌گین جلو آمد، مانند حالت نوعروسان! این تصویر حکایتگر اثری بود که حضور میلیونی مردم بر هاشمی گذاشته بود و او بارها به آن در خطبه‌ها به اشاره اقرار کرد.&lt;br /&gt;تصویر دیگر مربوط به امروز صبح است که باز هاشمی را با چهره‌ای دیدم که گویا از کسی که انتظار نداشته باشد حرکت یا چیزی ناجور شنیده باشد. چهره‌اش پیر می‌نمود و سخت آزارده.&lt;br /&gt;این نماد نیز واگوی واقعیتی است که اکنون در آنیم. هاشمی گرچه از ناحیه مردم چهره‌ای نامطلوب داشتم، اما انتظار او از خواص چیز دیگری‌ بود. او امروز در جایگاهی است که روزی حلاج در برابر عارفی که به او کلوخی انداخت قرار داشت. هاشمی فارغ از هرچه برای او گفته‌اند، یک صدراعظم وفادار و پاسدار نظام بود و حال او پاسخی دیگرگونه از نظامی گرفته که زندگی خود را وقف آن کرده است.&lt;br /&gt;یکی از دلایل فقدان مشت محکم هاشمی نیز به همین حس وفاداری او به نظام باز می‌گردد- حسی که روز به روز آزرده‌تر و خدشه‌دارتر می‌شود. امیدوارم هوشیاری‌اش به او بفهماند که: ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستم باشد به حال گوسپندان.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3577739357926236591?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3577739357926236591/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3577739357926236591&amp;isPopup=true' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3577739357926236591'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3577739357926236591'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_19.html' title='روایتی دیگر از جمعه: هاشمی نه با معترضین که با اصول‌گرایان سخن گفت'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmL0TM0P5uI/AAAAAAAAACc/MBKmMuoA1m0/s72-c/1116.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-8926857473444509637</id><published>2009-07-18T22:19:00.000-07:00</published><updated>2009-07-18T23:11:15.321-07:00</updated><title type='text'>یادم آید!...</title><content type='html'>&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;در برابر مانعی بزرگ، پیروزی وابسته به لبه تیز ذهن توست. هرچه متمرکزتر باشی، امکان پیروزی بیشتر است&lt;/span&gt; &lt;div&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360049471692142786" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmK4mIK6-MI/AAAAAAAAACM/qbjcKDpN6iE/s400/1115.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360047232863425490" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmK2jz4j09I/AAAAAAAAACE/NqepOSMYjzE/s400/1114.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360045769070029522" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmK1Om1BKtI/AAAAAAAAAB8/MzS4xUJFCJo/s400/1113.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmKzaDDvMxI/AAAAAAAAAB0/8E54vQcJEwg/s1600-h/1112.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5360043766603264786" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 266px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmKzaDDvMxI/AAAAAAAAAB0/8E54vQcJEwg/s400/1112.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-8926857473444509637?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8926857473444509637'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/8926857473444509637'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_18.html' title='یادم آید!...'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SmK4mIK6-MI/AAAAAAAAACM/qbjcKDpN6iE/s72-c/1115.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3063052439029817173</id><published>2009-07-17T11:03:00.000-07:00</published><updated>2009-07-17T11:04:29.772-07:00</updated><title type='text'>تحلیلی رویایی بر نماز جمعه امروز</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;هاشمی سخنان درخشانی گفت، اما سخنان ارزشمند زمانی مطلوب‌اند که با نتایج موثر همراه باشند. صحبت‌های هاشمی بیشتر شبیه نور صاعقه‌ای بود که با صدایی جز شلیک گاز اشک‌آور و برخورد با مردم همراهی نشد.&lt;br /&gt;در رویای دیشب نیز چیزی خارج از این ندیده بودم: «گويا لامپي را من يا شخص ديگري مي‌بست. فقط دست و لامپ ديده مي‌شد و بعد صداي تركيدن يا انفجاري در ذهنم پيچيد كه بلند بود و به همراه آن نوري شيري رنگ تمام فضاي ذهنم را پوشاند.»&lt;br /&gt;بستن لامپ حکایت تلاش برای روشنایی افکندن است تا فضا برای فعالیت و حرکتی سازه‌دار مهیا شود؛ ولی برق نور و صدای ترکیدن جز خیره کردن چشم‌ها و ناهموار کردن فضا سودی ندارد. سخنان هاشمی مانند آن درخشش آنی نور بود.&lt;br /&gt;به هر ترتیب، رویای سوله نیز مقصد سفر جمعه را به گونه‌ای دیگر نشان می‌دهد. چند روز قبل دیدم: «هاشمی با قدی کوتاه و کمی فربه و چشمانی زرنگ برای جمعی ناپیدا درب بزرگی را بر فضایی تاریک گشود. درب حالت این در‌های فلزی فکر کنم کشویی قدیمی را داشت.»&lt;br /&gt;و دیشب رویایم این بود: «از درون درگاه تاريكي شبيه در هاي بلند و باعرض دو تا سه متر سوله ها به فضاي بيرون نگاه مي كردم. آشغال هاي پراكنده اي روي سطح زمين ريخته شده بود و وضعيتي بي قوله مانند پيدا كرده بود.» (فکر می‌کنم آشغال‌ها شباهتی با باقی‌مانده هواپیمای توپولوف در قزوین داشت.)&lt;br /&gt;اگر رویای اول خبر از نگاه با سیاست هاشمی دارد، رویای دوم محصول را به ما نشان می‌دهد: آنچه به ما اهداء شده، قرابتی با سازندگی و پیشرفت ندارد که هیچ بیانگر همان نفس سرکوب است و بس.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3063052439029817173?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3063052439029817173/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3063052439029817173&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3063052439029817173'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3063052439029817173'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_17.html' title='تحلیلی رویایی بر نماز جمعه امروز'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1695378301413773711</id><published>2009-07-16T23:45:00.000-07:00</published><updated>2009-07-16T23:49:35.777-07:00</updated><title type='text'>دو رويا</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;ساعت حدود سه صبح براي خواب دراز كشيدم كه دو روياي قابل توجه ديدم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;- از درون درگاه تاريكي شبيه در هاي بلند و باعرض دو تا سه متر سوله ها به فضاي بيرون نگاه مي كردم. آشغال هاي پراكنده اي روي سطح زمين ريخته شده بود و وضعيتي بي قوله مانند پيدا كرده بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;- گويا لامپي را من يا شخص ديگري مي بست. فقط دست و لامپ ديده مي شد و بعد صداي تركيدن يا انفجاري در ذهنم پيچيد كه بلند بود و به همراه آن نوري شيري رنگ تمام فضاي ذهنم را پوشاند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;الان ساعت يازده و بيست دقيقه است. تفسير را مي گذارم براي بعد. بايد بروم ببينم هاشمي چه مي گويد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1695378301413773711?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1695378301413773711/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1695378301413773711&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1695378301413773711'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1695378301413773711'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_143.html' title='دو رويا'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4861538965701032945</id><published>2009-07-16T14:09:00.001-07:00</published><updated>2009-07-16T14:09:59.904-07:00</updated><title type='text'>اسلام برای جوامع مدرن معتقد به تک‌همسری است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;راستش، اسلام را طی سال‌ها از مجرای رویا آموختم، همه مفاهیم دین را بر صفحه نمایشگر رویا عریان دیدم و با بازفهمشان به محتوایی که قرآن راستین می‌خوانیم رسیدم. رویا زبانی بود که به شیوه‌ای فنی و گام‌به گام در آن با فلسفه اهورا آشنا شدم و قرآن را از منظری متفاوت و به! که چه خوشایند دیدم.&lt;br /&gt;اما، پیش از سخن‌گفتن از مسئله تک‌همسری،‌ اشاره‌ای داشته باشم به تصویری که چند روز پیش از هاشمی دیدم و مصداقش نماز جمعه امروز (الان ساعت یک و نیم نیمه شب است) خواهد بود. هاشمی با قدی کوتاه و کمی فربه و چشمانی زرنگ برای جمعی ناپیدا درب بزرگی را بر فضایی تاریک گشود. درب حالت این در‌های فلزی فکر کنم کشویی قدیمی را داشت. رویا نشان می‌داد اولا هاشمی رهنمون به امری می‌شود که برای همگان ناشناخته و مبهم است،‌ ثانیاً او با آن چشم‌ها و حالت اندام تامین کننده اهداف انسانی جنبش ما نخواهد بود. این نکات باعث شد تا بگویم در نماز جمعه نخواهم آمد؛ اما زمانی که موسوی در جایگاه رئیس‌جمهور گفت می‌آید، دیگر دهان من بسته شده بودم و اصلاح کردم که من نیز خواهم بود.&lt;br /&gt;به هر ترتیب،‌ بازگردیم به داستان تعدد زوجات. نکته پذیرش این امر در قرآن ناشی از سنت بسیار متعالی اصلاح جامعه از منظر خداوند است. اصلاح در سنت الهی شیوه‌ای دیالکتیکی و گام به گام را پی‌ می‌گیرد و هرگز شما با انقلاب و زیر و زبر شدن همه چیز روبرو نیستید. هر تغییری در نگاه الهی زمان‌بر است و باید پروسه کامل خود را طی کند. آیا برای یک جامعه فاقد تمدن و نیازمند ساختار‌های بدوی می‌توان وانهادن کل گذشته در یک گام را انتظار داشت؟ بدون شک خیر، عربی که هنوز با تسلط بر نفس و اصول مدنی آشنا نیست، چگونه حذف برده‌داری و تعدد زوجات را که شالوده زندگی قبیله‌ای او را می‌سازند، تاب می‌آورد؟! (جالب است خدا در جایی به صراحت می‌گوید اگر نزدیکی در شب‌های رمضان را حرام می‌کردم، همه گمراه می‌شدید، ببینید به چه عربی رو برو بودیم!)&lt;br /&gt;خداوند به جای حذف آنی این شالوده‌ها، که ویرانگر جامعه قبیله‌ای آن زمان می‌شد، از آنان به عنوان ابزاری برای اصلاح سود برد. درباب برده‌داری، قوانینی برای آزاد‌سازی بردگان وضع شد و اصول اخلاقی با مولفه دیالکتیکی به میان آمد تا روح عرب را به کنکاشی درونی و تقلای انسانی سوق دهد. برای تعدد زوجات نیز چنین قضیه‌ای به میان آمد.&lt;br /&gt;پیش از ادامه بحث، ابتدا رویای راه‌گشایی که در این باب دیدم می‌آورم: سال‌ها پیش در رویا تصویر دو زن به رنگ نئونی روشن را دیدم که کاملا هم‌سان بودند و هر دو کنار هم و با دست‌‌های جلوی سینه به آغوش مردی به رنگ نوری تیره فرو رفته بودند. مرد که یک سر و گردن از آنان بلند‌تر بود، با دو دست آن‌ها را در آغوش احاطه کرده بود. در یک لحظه زنی که سمت راست بود، دست چپش را بالا آورد و سقلمه‌ای به پلهوی زن دیگر زد.&lt;br /&gt;این تصویر حاوی یک اشاره بسیار سر راست بود. بلندی قد و جایگاه مرد به خوبی نشان می‌داد توان به همراه داشتن آن دو را به ظاهر دارد. دو زن نیز کاملاً شبیه و یکسان بودند (یک نمایش کامل از وضعیت ایده‌آل)؛ ‌اما آن حرکت زن سمت راست، از واقعیتی بسیار زیربنایی حکایت می‌کرد: انسان در عشق (جنسی) یگانه‌طلب است و این از ماهیت عشق است که عاشق را وا می‌دارد تا معشوق را به تمامی برای خود بخواهد.&lt;br /&gt;باز گردیم به داستان قرآن، آیه‌ای وجود دارد که در آن عرب مخاطب قرار گرفته که بین زنانتان عدالت را بر قرار سازید و اگر شک دارید به حفظ عدالت به یک زن ولو کنیزتان باشد قناعت کنید. این گزاره‌ای بسیار بزرگ است، که آن روی سکه و نگاه مرد به جنسیت را باز می‌نماید. قناعت کردن به کنیز، معنای بزرگی دارد و آن آنگراند کردن اهمیت عدالت است؛ اما فهم دیالکتیکی عدالت به تدریج مرد عرب را پس از عدالت جتسمانی و ظاهری به سمت چه چیزی جز توجه به عدالت معنوی و روحی سوق می‌دهد؟ بدون تردید کنه و جان عدالت روحی نیز توجه به خواسته‌های ذاتی زن برای یگانگی در عشق است. زن به صورت ذاتی یک همراه و تکیه‌گاه می‌خواهد تا در او بیارامد و این را دیگر روانشناسی به خوبی اثبات کرده است.&lt;br /&gt;بله، داستان احکام دیالکتیکی قرآن بر این سیاق است، البته اگر گوش شنوایی باشد. من که خوش‌بینم، آیا شما نیز خوش‌بینید؟ در نگاهتان می‌بینم که نه زیاد ;)&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4861538965701032945?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/4861538965701032945/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=4861538965701032945&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4861538965701032945'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4861538965701032945'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_2404.html' title='اسلام برای جوامع مدرن معتقد به تک‌همسری است'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3335403937343543303</id><published>2009-07-16T12:10:00.000-07:00</published><updated>2009-07-16T12:23:16.965-07:00</updated><title type='text'>دلهره</title><content type='html'>زمانی که فاجعه رخ می دهد، انسان متوقف می شود: آیا فرصتی دیگر هست؟!!...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5359139640215611426" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 224px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sl99G9zEKCI/AAAAAAAAAA8/iuW3PrYiJBs/s400/1111.jpg" border="0" /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3335403937343543303?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3335403937343543303/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3335403937343543303&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3335403937343543303'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3335403937343543303'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_9783.html' title='دلهره'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Sl99G9zEKCI/AAAAAAAAAA8/iuW3PrYiJBs/s72-c/1111.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2901018812500443876</id><published>2009-07-16T04:05:00.000-07:00</published><updated>2009-07-18T23:20:15.908-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تفسیر رویا'/><title type='text'>آیا بارندگی‌های خوبی در پیش داریم؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;حدود ساعت دو و نیم عصر دراز کشیده بودم که کوه دماوند را در رویا دیدم. به نظر پاک و انباشته‌ از برف می‌آمد. فکر می‌کنم باید منتظر روز‌هایی خوش‌آب و هوا و با بارندگی مناسب باشیم. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;در تفسیر کمی اشتباه کردم. به نظر می رسد این رویا مربوط به سال بارانی پیش روست و به سادگی نشان می دهد بارندگی برف زیادی را شاهد خواهیم بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2901018812500443876?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2901018812500443876/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2901018812500443876&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2901018812500443876'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2901018812500443876'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_5125.html' title='آیا بارندگی‌های خوبی در پیش داریم؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-6606207899534811130</id><published>2009-07-15T09:54:00.000-07:00</published><updated>2009-07-15T09:57:32.662-07:00</updated><title type='text'>به نام موسوی می آیم</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در پستی نوشتم جمعه نخواهم بود. دلیلم نیز ساده است، من سوء بهره برداری هاشمی از هم آیی بزرگ مردم را در جمعه پیش بینی کردم. حال نیز بسیار بدگمانم، اما به احترام ریاست جمهوری خودم، جمعه خواهم بود. هرچه بادا باد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-6606207899534811130?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/6606207899534811130/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=6606207899534811130&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6606207899534811130'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/6606207899534811130'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_2944.html' title='به نام موسوی می آیم'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-3067141892161394673</id><published>2009-07-15T09:34:00.000-07:00</published><updated>2009-07-15T09:36:16.764-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='دین'/><title type='text'>آیا ما به راز فریادهای بزرگ می‌اندیشیم؟</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;جایگاه صحت دل نیست، عقل است. تقلب در این اصل بدیهی، ساده‌ترین انحرافی است که در فرهنگ ما وجود دارد. قرار گرفتن در معرض حس و «بودن در فرصت» را دلیل درستی دانستن، اشتباهی هولناک است. بیایید عمیق بیاندیشیم:‌ آیا به یک نگاه عشق را تجربه کردن و سر سپردن به موقعیتی که پیش آمده، بدون ارزیابی ابعاد منطقی آن، ما را به ناکجاآباد نمی‌برد؟&lt;br /&gt;جوان ایرانی،‌اما، اینگونه می‌اندیشد و این‌گونه عمل می‌کند. در برابر فرصت‌ها و حس‌ها چون صاعقه تصمیم می‌گیرد و در هنگام شکست‌ها چون برگ خشک‌ پاییز دیده‌ای فرو می‌افتد.&lt;br /&gt;چرا نمی‌آموزیم،‌جایگاه هر چیز را به خودش بسپاریم؟ چرا نمی‌آموزیم، شرافت و عزت انسان نه دل که به نحوه تفکر و تصمیم‌گیری اوست؟ این روزها می‌آید و می‌رود، ما چقدر از درون به درد دوستانی می‌اندیشیم که دیروز در برابر دیدگانمان کوفته شدند و به حبس رفتند؟‌ ما چقدر به درد زنان سرزمین‌های آسیب‌دیده آفریقا می‌اندیشیم که در سرزمین‌های ناامن‌شان باید از چشمه‌های خطر کوزه‌آبی برای سیراب کردن فرزندانشان بیاورند؟ ما چقدر به خود می‌اندیشیم تا در دام نفسانیت فرو نیافتیم و عشقمان را پایمال خطا نکنیم؟ ما چقدر به درون می‌رویم و پوست دلفریب برون را نقد می‌کنیم؟&lt;br /&gt;این روزها ایرانی‌ها خوبی‌های ذاتی خود را نشان دادند، اما جوانان ما چقدر حاضرند بار دیگر به پندار نیک بازگردند، چقدر حاضرند رسالت‌های تاریخی بزرگ‌دلاوران تاریخ یگانه‌پرستی‌مان را بازخوانی کنند؟ چقدر حاضرند فردوسی را در جایگاه حماسی باشکوه یک ایرانی یکتا‌پندار بنشانند؟ و درس بگیرند از تاریخی که آکنده از کرامت و بزرگواری‌ست؟&lt;br /&gt;و ما حسین را یا نفی می‌کنیم یا در جایگاه شیرخوارگاه نوحه‌پرستان می‌نشانیم، غافل از این که حسین برای رادمردی قیام کرد،‌حسین آمد تا بگوید در برابر عهد و میثاق تا پای جان می‌ایستد، حسین آمد تا فریاد بزند، فراتر از دین‌داری انسان‌مداری است که اگر دین ندارید آزاده باشید و این حسین حسین واقعی تمام دوران‌هاست که هم‌شان با کوروش و زرتشت بر جایگاه مردانگی می‌نشیند. حسین را نمی‌توان از ایران و ایرانی جدا کرد؛ ‌اما، آیا می‌کوشیم تا حسین واقع را ببینیم و او را نماد سهراب‌ها و ندا‌ها قرار دهیم تا مرگشان روح دیگرگونه‌ای به پیکر ایرانیتمان بدمد؟ آیا ما به راز ضربه خوردن و ضربه زدن،‌ به راز حسینیان و کوفیان می‌اندیشیم؟&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-3067141892161394673?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/3067141892161394673/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=3067141892161394673&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3067141892161394673'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/3067141892161394673'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_15.html' title='آیا ما به راز فریادهای بزرگ می‌اندیشیم؟'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-7999281625798667068</id><published>2009-07-13T22:56:00.000-07:00</published><updated>2009-07-14T07:47:37.525-07:00</updated><title type='text'>موجود عظیم الجثه در حال پیشرفتن است</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;دیشب برای خواب دراز کشیده بودم که دست ها و پاهای موجودی را دیدم که کمی منحنی شده بودن، گویا به دلیل سنگینی جثه! به خاطر می آورم که در اواخر خرداد در رویایی گفتم دربرابر سرباز شمشیر به دستی که جلو می رفت ناگهان موجودی بسیار عظیم الجثه از زیر شن ها بیرون آمد که در آن تصویر نیز فقط یکی از دست های جلویش را دیده بودم. دست و پای دیشب نیز متعلق به همان موجود بود. پنجه ها شبیه گربه سانان بود. به هر حال، موجود حالتی پیش آینده داشت. درباره تفسیر فعلاً هیچ نظری ندارم. باید دید مصداق چیست؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;به نظر می‌رسد، آن موجود عظیم‌الجثه حکایت هاشمی و دایره قدرت اوست که با حالتی همچنان پنهانکارانه در حال حرکت هستند و احتمالا در جمعه هاشمی می‌آید تا میخ‌های خود را قرص کند. باید به انتظار نشست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;الان ساعت حدود شش و نیم عصر است و دو تا خبر مرتبط را در بالاترین دیدم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;• &lt;a href="http://balatarin.com/topic/2009/7/14/1002991"&gt;تشکیل جبهه سیاسی توسط موسوی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;علیرضا حسینی بهشتی، فرزند آیت الله بهشتی و مشاور میرحسین موسوی، به خبرگزاری ایلنا گفت: تشکیل یک جبهه سیاسی در دستور کار میرحسین موسوی قرار دارد و به زودی خبر تشکیل آن اعلام می شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;• &lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1659333', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1659333" href="http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=1887" rel="nofollow"&gt;شكایت بهشتی،خاتمی و مهدی هاشمی از روزنامه‌های كیهان، ایران و خبرگزاری فارس &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پی‌نوشت دوم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بار اولی که موجود را دیدم مربوط به دوم تیرماه در پست «&lt;a class="posttitle" title="Link" style="FONT-SIZE: 16px" href="http://tafsireroya.persianblog.ir/post/16/"&gt;آیا آتش زیر خاکستر گر می گیرد؟&lt;/a&gt;» است. در آنجا نوشتم: «در تصویری دیگر، سربازی با شمشیر جلو گرفته پیش می رفت که ناگهان از زیر شن های مقابلش موجودی عظیم الجثه که خود را استتار کرده بود بیرون آمد.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به نظر می‌رسد، به زودی شاهد حضور قدرت پنهانی خواهیم بود که تا کنون پوشیده و آرام پیش آمده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;پی‌نوشت سوم:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;این هم اشاره سوم: «&lt;a onmousedown="new Ajax.Request('/links/incrementClicks/1659376', {asynchronous:true, evalScripts:true}); return true;" id="link-1659376" href="http://zamaaneh.com/news/2009/07/post_9713.html" rel="nofollow"&gt;محمد هاشمی با اشاره به سکوت برادرش: بازگرداندن اعتماد مردم هزینه دارد&lt;/a&gt; »&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-7999281625798667068?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/7999281625798667068/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=7999281625798667068&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7999281625798667068'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/7999281625798667068'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_8221.html' title='موجود عظیم الجثه در حال پیشرفتن است'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-405993838662560114</id><published>2009-07-13T10:13:00.000-07:00</published><updated>2009-07-13T10:14:43.857-07:00</updated><title type='text'>من جمعه نخواهم بود</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;عجیب است. بسیار عجیب است. در چه وضعیتی به سر می‌برم. برهوت خشک دریایی قدیمی، تصویری از بودگی من است. نه اهل تجدد حزب مشارکت و دیگر نوگرایانی هستم که خواستار جدایی دین از سیاست‌اند و اسلام را هم‌عرض دیگر ادیان می‌بینند، نه به سان چسبیدگان به قدرت، باوری به آراء سنت دارم. میان برهوت، برهوتی‌ام و میان شهوات و آز‌ها و خشم‌ها و کین‌ها تهی از آنچه می‌بینم.&lt;br /&gt;من یک سر به سودا‌نهاده یک سر به دامان خدا گذاشته، یک بشر بیگانه‌ام.&lt;br /&gt;دیشب در رویا هاشمی را دیدم که با نگاهی زبل دری را باز کرد. گویا خوش‌آمد می‌گفت به آیندگانی ناپیدا و خوب معلوم است مصداق آن چیست. در آن تصویر او نمایشگر انسانی بود که موقعیتی را با قرار گرفتن در آن و به نحوی نه چندان خوشایند به دست می‌آورند. مصداق آن نحو نگاه و چشم‌ها را امروز در قطار مترو دیدم. زن فربه‌ای که با زرنگی در ازدحام کوپه مردان آمده بود و توانست فرد کناریم را بلند کند، اما هر چه خود را به من فشرد تا بلند شوم و جا برای زن جوان همراهش باز کند بلند نشدم، از عملش خوش نیامده بود و این جور مواقع وقعی نمی‌گذارم.&lt;br /&gt;هاشمی جمعه در جایگاهی قرار می‌گیرد که من به آن رضایت ندارم: جنبش مردمی را وسیله تثبیت خود کردن، عملی نیست که با مرام من جور در بیاید. حال، هرکه هر چه می‌خواهد بگوید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-405993838662560114?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/405993838662560114/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=405993838662560114&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/405993838662560114'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/405993838662560114'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='من جمعه نخواهم بود'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1626748592435171991</id><published>2009-07-12T23:09:00.000-07:00</published><updated>2009-07-12T23:10:56.569-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اسلام'/><title type='text'>بردن آبروی انسان در ضدیت مطلق با نگرش خدامحوری است</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;در نگاه انسان‌محور غرب، با نگاهی بسیار ایده‌آل اخلاقیات به نقطه‌ای ختم می‌شود که علم بیش از آن را نفی می‌کند. برای مثال، دول غربی تا جایی مدافع حقوق انسانی‌ هستند که خطری جدی متوجه منافع ملی‌شان نشود. &lt;br /&gt;اما، در نگاهی خدامحور، فراتر از علم نیز یک گام وجود دارد و آن سرسپاری به مشیت است. نگاه توحیدی می‌گوید امور را باید علمی به انجام رساند،‌ اما مشیت را حاکم بر سرنوشت‌ها دانست. این نکته‌ای ظریف است. در نگاه انسان‌محور یک جاسوس به راحتی می‌پذیرد که بر خلاف اخلاقیات خود با سوژه هم‌خوابگی داشته باشد، و یا حتی برای ملت خود دست به قتل نفس بزند یا در برابر چشمانش فردی را به قتل برسانند و او برای به خطر نیافتادن ماموریت سکوت اختیار کند و چشم‌ببندد و بگذرد. نگاه خدامحور این گونه نیست. هدف وسیله را توجیه نمی‌کند.&lt;br /&gt;علی، که به اندازه خود یاران با وفا داشت، در برابر سقیفه سکوت اختیار کرد،‌ زیرا رای و خواست اکثریت جامعه را در آن دید. فراتر می‌خواهم بروم، حتی بردن آبروی یک انسان به منظور تامین منافع جامعه اسلامی، امری است که در ضدیت مطلق با نگاه خدامحور قرار دارد. در خدامحوری حق مشیت‌ها را رقم می‌زند و بازی‌گردان کل خدا است. بنابراین، ما موظف به پیمودن مسیری هستیم که صراط مستقیم خوانده می‌شود؛ یعنی بر اساس علم و وجدان، نگاهی فارغ و بدون دلبستگی به دنیا داریم و رسالتمان پرهیز از ظلم و سپردن امور فراتر از توانمان به خواست خالق است.&lt;br /&gt;در چنین نگرشی، جایی برای توجیه وجود ندارد.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1626748592435171991?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1626748592435171991/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1626748592435171991&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1626748592435171991'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1626748592435171991'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_8567.html' title='بردن آبروی انسان در ضدیت مطلق با نگرش خدامحوری است'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-2782883019923545878</id><published>2009-07-12T02:36:00.000-07:00</published><updated>2009-07-12T02:57:21.431-07:00</updated><title type='text'>یک سانحه ساده در یک امتداد بن‌بست</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نگاهم از زاویه شیشه جلو اتوبوس به گلوگاه خیابان امام در میدان توپ‌خانه افتاد. مردی سن گذشته میان خیابان با دستانی گشوده رو به آسمان افتاده بود و دو موتورسوار جوان آشفته دست بر سر و روی می‌کشیدند. ثانیه‌ای به قیافه مرد زل زدند و بعد به ناگاه سعی کردند بگریزند. اما، مردمان هجوم آوردند و آنان ایستادند. یک اتفاق ساده در امتدادی بن‌بست. آن دو طبیعی‌ترین کار ممکن را کردند، مگر چند آموزگار داشته‌اند و چند معلم بزرگ به آنان آموخته‌اند که این جان مفت را که مفت می‌رود از دست، باید به جاودانگی شرافت سپرد. هر دو نوجوانانی خام و بکر بودند که در نگاهشان تحیر انسان موج می‌زد- ‌انسانی که پدر معنوی ندارد تا او را با راز روح آشنا سازد. عکس‌ها غصه حادثه را نشان می‌دهند و بگذارید به همین بسنده کنیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SlmyiTOofpI/AAAAAAAAAAU/vmiuMZ9L_jo/s1600-h/IMG_8670.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5357509534080859794" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 400px; CURSOR: hand; HEIGHT: 267px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SlmyiTOofpI/AAAAAAAAAAU/vmiuMZ9L_jo/s400/IMG_8670.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Slmyin_i3LI/AAAAAAAAAAc/6i0vAVSJ4Xk/s1600-h/IMG_8672.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5357509539654720690" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Slmyin_i3LI/AAAAAAAAAAc/6i0vAVSJ4Xk/s400/IMG_8672.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Slmyi0epGrI/AAAAAAAAAAk/6t1R0lzz9rQ/s1600-h/IMG_8673.jpg"&gt;&lt;img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5357509543006378674" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 267px; CURSOR: hand; HEIGHT: 400px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/Slmyi0epGrI/AAAAAAAAAAk/6t1R0lzz9rQ/s400/IMG_8673.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;سوار اتوبوس شدم و به سمت خانه به راه افتادم، مردی در صندلی جلو سی دی فیلمی را به دست گرفته بود که روی آن نوشته شده بود: &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;"به همین سادگی"&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-2782883019923545878?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/2782883019923545878/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=2782883019923545878&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2782883019923545878'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/2782883019923545878'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_12.html' title='یک سانحه ساده در یک امتداد بن‌بست'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_3kCENdrpzPU/SlmyiTOofpI/AAAAAAAAAAU/vmiuMZ9L_jo/s72-c/IMG_8670.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-5659041715315789055</id><published>2009-07-11T03:55:00.000-07:00</published><updated>2009-07-11T04:44:41.721-07:00</updated><title type='text'>زن کوتاه جان داشت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:trebuchet ms;font-size:130%;"&gt;از پله‌های آپارتمان پایین می‌رفتم که در عالم رویا پشت سرم روی پله‌ها سگ کوچکی را دیدم که انبوه موهای سیاه‌رنگش تا روی زمین می‌رسید. با حالتی شاد به لبه پلکان آمد و دهان خندانش را تشخیص دادم که بسیار بازیگوش می‌نمود.&lt;br /&gt;تا سر کوچه رفتم و کیسه زباله را در سطل آشغال انداختم، هنگام برگشتن زن مانتو پوشی را در امتداد کوچه دیدم که در پشت سر دو دختر دوازده سیزده ساله می‌آمد. هم قد آن دخترکان بود. کوتاهی قد، بدن کمی فربه و سر نسبتاً بزرگش توجه مرا جلب کرد. آری، او قدی کوتاه داشت. اما، همان گونه که سگی در پشت موهای انبوه سیاه و با وجود جثه کوچک باز هم موجودی جاندار و شایسته نام حیات است و در آن روح زندگانی می‌درخشد؛ این زن نیز علی‌رغم ظاهر نامانوس یک زن بود، زنی کوتاه اما چه بسا با جانی بزرگ و لایق ستوده شدن!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:Trebuchet MS;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;پی‌نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;الان داشتم فتوای آقای منتظری را می‌خواندم. تازه متوجه شدم مصداق آن سگ رویایی ایشان است. در واقع،‌ منطق رویاهای من همیشه این گونه بوده که «نماد رویا» نسبتی با واقعیتی داشته که بعد با آن روبرو می‌شدم و معنای رویا مربوط به موضوعی بوده که از اشارات رویا باید درک می‌کردم. برای مثال، زمانی که در رویا می‌بینم احمدی‌نژاد از پله‌های هواپیما پایین می‌آید، چند روز بعد من آن پله‌ها را می‌بینم که اوباما در سفر به کشورهای اسلامی و مصر از آن پایین می‌آمد. در ادامه تصویر دیده بودم که در پله‌‌های آخر ناگهان فضا از زیر پای احمدی‌نژاد کشیده شد. تفسیر رویا این بود که آن جلوه‌ای که احمدی‌نژاد با رای ٢٤ میلیونی می‌خواست برای خود بسازد (اشاره به جایگاه اوباما)، در آخرین مراحل با شکست روبرو می‌شود. یک مصداقش نیز اجماع جهانی در تقلب انتخاباتی است که این روزها شاهد هستیم.&lt;br /&gt;اما، دهان سگ و حالت چهره‌ این‌همانی با آقای منتظری دارد و نشان می‌دهد جان ایشان همان جان مدافع از آرمان‌هاست. و شاید امکانات و یا توان بالایی نداشته باشند، اما روح بزرگشان راسخ و استوار در حفظ آرمان‌هایی است که از دین دارند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-5659041715315789055?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/5659041715315789055/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=5659041715315789055&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5659041715315789055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/5659041715315789055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_11.html' title='زن کوتاه جان داشت'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-4227412611002628819</id><published>2009-07-10T11:45:00.000-07:00</published><updated>2009-07-10T12:17:59.743-07:00</updated><title type='text'>و انسان انسان را در بند می‌کشد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;مرد لنگ لنگان می گریخت، زن دست بر دهان سخت می‌گریست. درختان به بلندای افق سر ساییده بودند و سرخ‌گون خط افق به التهاب ثانیه‌ها نشسته بود. مرد لنگان به خویش و پس می‌نگریست، می‌نگریست به حال خود و خویش که فرزند خواهرش چگونه او را این گونه خار پیش چشم جمع کوفته بود و حال زن چه سخت می‌گریست؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ثانیه‌های ١٨ تیر می‌گذشتند و انسان‌ها مات مانده بودند از نفی و قدرت نفی کننده انسان که چگونه دیگری را به پرتگاه می‌افکند تا خود سرای خویش را فربه و پاک نگاهدارد و آیا این شدنیست؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انسان به جان انسان افتاده بود، بی‌آنکه به دست‌پخت و ثمره عمل خویش دمی بیاندیشد: این کیست که می‌زنم؟‌ و این زدن و بستن و کوفتن و بردن ازکدام اندیشه‌ و فکری برخاسته؟ عشق به دین آیا دلیل نفی صاحب دین می‌شود؟ و خدا انسان را آفرید و در دل او محبت به هم‌نوع را کاشت تا به واسطه آن بزرگ شود و ببالاید و شایسته نام اشرف مخلوقات شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;انسان چگونه می‌تواند انسانی را به نام دین در بند کشد؟‌ انسان چگونه می‌تواند انسانی را به دلیل حق‌خواهی به خاک کشد؟ انسان برادر انسان است و انسانیت به بنی‌نوع بودن پاینده است. مگر اینان نشنیده‌اند فرموده شیخ بزرگ سعدی را که:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بنی‌آدم اعضاء یک دیگرند که در آفرینش زیک گوهرند؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;و انسان برادرش انسان را در غیبت عشق به آشپزخانه شر می‌برد تا گوشتش را سلاخی کند و روحش را افسرده‌تر از پیش در هم کشد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-4227412611002628819?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/4227412611002628819/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=4227412611002628819&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4227412611002628819'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/4227412611002628819'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_7952.html' title='و انسان انسان را در بند می‌کشد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1598845149882040349</id><published>2009-07-10T01:26:00.000-07:00</published><updated>2009-07-10T01:32:58.208-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تفسیر رویا'/><title type='text'>پنج دلیل صحت رویابینی من</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;متاسفانه پیچیده بودن سخن گفتن از رویا به علاوه تجربی بودن نوشته‌های من، که طبعاً در آن تفسیرهای اشتباه کم نیستند،‌باعث شده پرده‌ای از ابهام روی قضیه کشیده شود. در این پست می‌کوشم به ۵ مورد از صحت رویاهایم اشاره کنم که از ٢٧ تا ٢٩ خرداد دیده‌ام. طبعاً، بیش از ده‌ها مورد صحت از رویاها را می‌توان در پست‌‌های بعد با یک نگاه گذرا دید، از پیش‌بینی توفان خاک و خاشاک گرفته تا اتفاقاتی که در روز ١٨ تیر رخ داد. مشکل همان طور که گفتم نقص تفسیر بوده که در آخرین پست‌‌هایم بسیار کاهش یافته، اما همچنان وجود دارد. برای کسانی که با دید علمی به تحلیل دقیق مسائل می‌پردازند، آنچه نوشته‌ام جای تامل بسیار دارد. ضمنا، کوشیده‌ام تفسیر درست رویاهای زیر را نیز بیاورم:&lt;br /&gt;١. در ٢٧ خرداد ماه نوشتم « رهبر کشور پشت‌گرمی محکمی دارد که این گونه در برابر خواست مردم ایستاده است. این پشت‌گرمی از چه جریانی نشات می‌گیرد؟!»&lt;br /&gt;... این گفته به صحت رخ داد و روزهای بعد از آن دیدیم که بر خلاف باور بسیاری از ما که انتظار انعطاف رهبری را داشتیم، ایشان سفت و سخت پای احمدی‌نژاد ایستاد و دانستیم آن دست حمایتگر، دست سپاه و بسیج و قدرت سرکوب بود.&lt;br /&gt;٢. همان روز درباره راهپیمایی میلیونی انقلاب تا آزادی نوشتم: « شب قبل از راهپیمایی میلیونی انقلاب تا آزادی... سپرها و بخشی از تن سوارانی را دیدم که بسیار متشکل و قدرتمند در حال حرکت در ستون‌های مشخص بودند.»&lt;br /&gt;... و این داستان قدرت سرکوب‌گر بود که بسیار خوب سازماندهی شده‌اند و این روزها شاهد جولان دادنشان هستیم.&lt;br /&gt;٣. همان روز ٢٧ نوشتم: « از حدود سه هفته مانده به انتخابات اعتقاد راسخ داشتم که احمدی‌نژاد پیروز انتخابات نخواهد بود. اساس این اعتقاد بر رویای کوتاهی بنا شده است: احمدی‌نژاد را در رویا دیدم که از پله‌های هواپیمایی پایین می‌آمد. (چنین صحنه‌ای را چند روز بعد در عالم واقع زمانی دیدم که اوباما برای دیدار از مصر از پله‌های هواپیمای خود پایین می‌آمد.) احمدی‌نژاد به آخرین پله‌ها رسیده‌ بود که ناگهان فضا از زیرش کشیده شد. کل این رویا بسیار سریع بود و نشان می‌داد احمدی‌نژاد که امیدوار داشت با کودتای خود شبیه‌ اوباما با رایی خیره کننده دور دوم را شروع کند، گرفتار تغییری سریع و غیرمترقبه خواهد شد.»&lt;br /&gt;... بله، احمدی‌نژاد انتظار داشت بتواند با ٢۴ میلیون رای، جایگاهی محکم در مناسبات بین‌المللی به دست آورد، که در یک اتفاق سریع و جنبش مدنی آن را از دست داد. ضربه‌ای که جبران‌ناپذیر است. توجه داشته باشید که این تصویر را سه هفته قبل از انتخابات دیده بودم.&lt;br /&gt;۴. نیمه شب جمعه ٢٩ خرداد که در ظهر آن خامنه‌ای سخنرانی تاریخ‌ساز خود را بیان کرد نوشتم: « اما، به گفتگو با خدا مشغول بودم که فردا را چه می‌شود؟! در یک تصویر چهره موش‌گونی را دیدم که سبیل‌های انبوهی مانند دراویش داشت و در تصویر بعد لوله‌باریکی که پس‌ماند کارخانه‌ای را می‌ریخت و لوله تبدیل به سیگاری شد که کشیده می‌شد. در تصویر بعد دختری با یک پا جلو یک پا عقب نشسته و به چند دختر دیگر تکیه داده بود. در چهره‌ او حالت فردی بود که چیزی نا‌فرم و غیرقابل پذیرش را شنیده باشد. در تصویر بعد، تعدادی را دیدم که در میانه سمت چپ دختری با حالت تحریک شده کاغذهایی را سریع دست به دست می‌کرد و در تصویر آخر جمعی دایره زده بودند که دست‌ها را بالا برده و در چشمان مرد جوانی که دست می‌افراشت حالت مطمئن‌تر به مسیر دیده می‌شد.»&lt;br /&gt;... وجهی از تفسیر این رویاها را در پست بعد که هنگام سخنرانی خامنه‌ای نوشتم چنین آوردم: « اگر به پست قبل رجوع کنید معنای پسماند کارخانه و سیگار که دم تکرار است را در می‌یابید. و حالت درویشی سبیل‌ها نمایشگر بی‌طرفی و یکی به نعل زدن و یکی به میخ است. اما، امروز هدف تخریب حضور مردم است تا ساقط کنند صدای ملت را...» در واقع، بخش دوم که حالت آن دختر نشسته است و دو تصویر بعد عدم باورپذیری و انگیخته شدن برای ادامه راه را نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;۵. آخرین موردی که در این پست اشاره می‌کنم، در حقیقت به ساعات قبل از سخنرانی خامنه‌ای بر می‌گردد. نوشتم: « ساعت یک ربع به یازده از خواب بیدار شدم. قبل از این که چشم هایم را باز کنم دو دست کوچک و سیاه اژدهایی را دیدم که لرزان جدار پرده‌ای شکل جنینی خود را پاره کرد. تولد اژدها چه معنایی دارد؟!! فکر کنم تا شب معنایش را بیابم.»&lt;br /&gt;... در تفسیر این رویا در پی‌نوشت همان پست آوردم: « فکر می‌کنم آن اژدها نماد رشد اعتراض مردمی باشد که تازه شروع حضورشان را به نمایش گذاشته‌اند» و این یکی از اشتباهات بزرگ من در تفسیر بود. در واقع، اژدها بیانگر نفرت و خشمی بود که رهبری با سخنان خود در کالبد جناح راست دمید تا مردم را چون کافرانی مفسد بنگرند و برای رفع مفسده به جان آنان افتند. :((((((&lt;br /&gt;پی‌نوشت: دو تصویری که درباره ندا دیدم:&lt;br /&gt;این دو تصویر مربوط به یک تیرماه است:&lt;br /&gt;• تابوتی سنگی شکل را دیدم که فردی شبیه خودم بر آن آرمیده بود و خیل عظیم مردم در پیرامون آن حلقه زده بودند. به نظر می رسد این تصویر روزهای آینده را نشان می دهد. شاید منظور مرگ ندا بوده و تظاهراتی که برای او شکل خواهد گرفت. نمی دانم ؟!&lt;br /&gt;• در پست «&lt;/span&gt;&lt;a href="http://tafsireroya.persianblog.ir/post/21"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جنوب تهران حکایت مرگ است و نیستی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;» و بخش نظرات نوشتم: «درباره ندا پستی دارم که او را نماد خوانده‌ام؛ اما در آن پست ننوشتم که در رویا بر پرده بزرگ سبز رنگ خانه‌مان مسیح را با جسمی جستمانی دیدم که به صلیب کشیده شده بود. مسیح کمی فربه و هویتی عینی داشت و این راز نداست که او را بدل به سمبلی حیرت‌انگیز کرده است- مرگی دیگر گونه و هویتی هویت‌ساز.»&lt;br /&gt;... این تصاویر به خوبی نماد شدن ندا و ماندگاری او را در تاریخ مبارزات ایرانیان نشان می‌دهند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;آدرس وبلاگ قبلی‌ام:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://tafsireroya.persianblog.ir/"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;http://tafsireroya.persianblog.ir/&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1598845149882040349?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1598845149882040349/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1598845149882040349&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1598845149882040349'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1598845149882040349'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post_10.html' title='پنج دلیل صحت رویابینی من'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-7141309033579010112.post-1456319235109730492</id><published>2009-07-10T01:23:00.000-07:00</published><updated>2009-07-10T01:26:16.985-07:00</updated><title type='text'>به دلیل فیلتر شدن، از پرشین بلاگ به اینجا آمد</title><content type='html'>نمی‌دانم تا کی و کجا، اما امیدوارم بتوانم به صحت ادامه دهم و فعلا که می‌خواهم اینجا کمی هوای تازه استنشاق کنم :)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/7141309033579010112-1456319235109730492?l=tafsireroya.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tafsireroya.blogspot.com/feeds/1456319235109730492/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=7141309033579010112&amp;postID=1456319235109730492&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1456319235109730492'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/7141309033579010112/posts/default/1456319235109730492'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tafsireroya.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='به دلیل فیلتر شدن، از پرشین بلاگ به اینجا آمد'/><author><name>afkar222</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04551145016885093098</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
